ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

۲۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۸ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

به گفته ویتالیک بوترین، خالق اتریوم، قیمت بالای اتر (ETH) برای امنیت شبکه و توسعه گسترده‌تر اکوسیستم حائز اهمیت است. بوترین این سخنان را روز 20 مارس (29 اسفند) در گفتگو با لارا شین در برنامه‌ای با محوریت ارزهای دیجیتال به نام آن‌چیند (Unchained) بیان کرد که به میزبانی دپارتمان روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا و به صورت پخش زنده انجام شد.

ویتالیک بوترین در پاسخ به سوال شین که آیا طراحان پروتکل و رهبران پروژه باید بر روی قیمت ارزهای دیجیتال تمرکز داشته باشند یا خیر، به سخنرانی اخیرش درباره پروژه اتریوم اشاره کرد که در آن به طور صریح به اهمیت نقش ارزش دارایی‌ها پرداخته بود.

بخشی از آن سیگنال معکوسی بود تا خودمان [اتریوم] را از دیگر پروژه‌هایی که به دنبال پامپ و رویای دادن لامبورگینی بودند، جدا سازیم. اما بخشی از آن نیز برای کاهش خطرات قانونی بود تا اساساً پروژه را از دید قانون‌گذاران حوزه مالی دور نگه داریم.

ویتالیک در این باره افزود که قانون‌گذاران با فضای ارزهای دیجیتال و پروژه‌های بلاک چینی آشنایی زیادی پیدا کرده‌اند و از این رو اگر مردم هم مدعی شوند که قیمت برای آن‌ها فاکتور مهمی نیست، آن‌ها به دنبال بررسی این ادعا خواهند بود. بوترین در راستای دیدگاهش دو مورد را برای ارزش دارایی‌های مستحکم متذکر شد:

می‌توانم به شما بگویم که چرا بالا بودن قیمت نسبت به پایین بودن آن یک امر خوشایند و مثبت است. یکی از آن‌ها به امنیت برمی‌گردد. اگر قیمت‌ها به صفر نزدیک شود، شبکه نیز نمی‌تواند امنیت خود را حفظ کند. این هم در اثبات کار و هم اثبات سهام صادق است.

دلیل دوم او به این واقعیت اشاره داشت که سازندگان و شرکت‌کنندگان در پروژه‌های اکوسیستم ارزهای دیجیتال علاقه دارند تا سهمی از توکن داشته باشند و با شناخته شدن به عنوان سهامداری که دید مثبتی از جهت تامین مالی در آینده دارد، بر روی توسعه فعالیت‌هایش تمرکز خواهد کرد؛ البته اگر قیمت‌ یک دارایی بالا باقی بماند.

در ادامه گفته‌های بوترین، از بینندگان برنامه سوال شد که «آیا توسعه‌دهندگان اتریوم به اندازه کافی بر روی قیمت اتریوم تمرکز داشته‌اند؟». 38 درصد در پاسخ به این سوال گزینه «اهمیتی ندارد»، 23 درصد گزینه «نمی‌دانم»، 21 درصد گزینه «بله» و در نهایت 19 درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردند.

ویتالیک بوترین: قیمت بالای اتریوم موجب امنیت و بهبود توسعه آن می‌شود

به رغم نظراتی که بینندگان درباره این سوال ابراز داشتند، بوترین در پاسخ به نقش توسعه‌دهندگان اظهار داشت که آن‌ها وظایفی دارند تا توسعه‌دهندگان را از کارهای احمقانه‌ای که می‌تواند سبب سقوط قیمت تا صفر شود، باز دارند که برای مثال غرق کردن بازار در سکه‌های جدید ایجاد شده یکی از آن اقدامات احمقانه محسوب می‌شود.

در سخنرانی اخیر در کنفرانس توکن 2049 هنگ‌کنگ، بوترین درباره اینکه برنامه‌های بلاک چینی خارج از حوزه مالی راه سختی برای مطرح شدن دارند، بحث کرد. او در این باره اشاره داشت که حوزه مالی به طور واقع‌بینانه‌ای اولین کاربردهای بلاک چینی را برای پذیرش در سطح گسترده‌ای به خود خواهد دید.

منبع: cointelegraph

ویتالیک بوترین: قیمت بالای اتریوم موجب امنیت و بهبود توسعه آن می‌شود

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

چندی پیش با فرارسیدن دهمین سالگرد ایجاد بلاک «جنسیس» بار دیگر به یاد جمله‌ای رمزگذاری‌شده از ساتوشی ناکاموتو، خالق بیت کوین، افتادیم که در این بلاک قرارگرفته بود:

روزنامه تایم سوم ژانویه ۲۰۰۹: رئیس خزانه‌داری در آستانه دومین کمک مالی برای نجات بانک‌ها

امروز، سونامی بدهی‌ها (Debt) به حدی رسیده که جهان هیچ‌گاه در طول تاریخ این میزان از قرض را به خود ندیده است. مسئله اصلی‌تر اینجاست که این بدهی‌ها تنها به بانک‌ها مربوط نمی‌شوند و تمام مستقرضین را در بر می‌گیرد. از وام‌های دانشجویی گرفته تا اوراق بهادار دولتی، دنیا در اعطا و دریافت وام‌ غرق شده است.

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

سرمایه‌گذاران با سرمایه‌های هنگفت نیز به دنبال اعطای وام‌های غیرمتعارفی هستند که بتوان به‌وسیله آنها به سود بیشتری رسید. محصول این تب‌وتاب وام‌ها نیز به سونامی‌ دویست و پنجاه تریلیون دلاری بدل شده است. مقداری که دنیا هیچ‌گاه شبیه به آن را تجربه نکرده و نسبت به دو دهه پیش با رشد سه برابری مواجه گشته است.

این بار اما، بدهکاران اصلی، بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا هستند. بر اساس داده‌های «سیتی گروپ»، که بخش آمار موسسه اقتصاد جهانی است، ایالات‌متحده، حوزه یورو و ژاپن، در فهرست بزرگ‌ترین بدهکاران دنیا قرارگرفته‌اند و به‌تنهایی مسئول دو سوم بدهی‌های داخلی، سه چهارم بدهی‌های تجاری و نزدیک به هشتاد درصد بدهی‌های دولتی هستند. 

چگونه به این مرحله رسیدیم؟

وام و بدهی به‌خودی‌خود، نیمه‌خالی لیوان اقتصاد نیستند. می‌توان گفت که افزایش میزان قروض در گرو افزایش رشد اقتصادی است و به رشد اقتصادی کمک می‌کند. در ارتباط با هر شخص وام‌گیرنده، یک اعطاکننده وجود دارد که وام یا اوراق بهادارش به‌عنوان یک دارایی در ترازنامه‌هایش ثبت می‌شود.

اما این رابطه پیچیده میان وام‌گیرنده و اعطاکننده را می‌توان از اصلی‌ترین دلیل نگرانی دانست. همان‌طور که اقتصاد جهانی به ما نشان می‌دهد، نرخ سود به آهستگی در حال افزایش است، گیرندگان وام نیز ممکن است توان بازپرداخت بدهی‌های خود را نداشته باشند. همین مسئله می‌تواند باعث نادیده گرفتن بخشی از این بدهی‌ها توسط اعطاکنندگان شود، درنتیجه تعداد بسیار زیادی از وام‌های بی‌نتیجه و بدون برگشت در این میان باقی می‌مانند. قروضی از دارایی‌های مضطر که رفته‌رفته به بدهی‌های مضطر تبدیل می‌شوند که خود درنتیجه بحران اقتصادی پیشین ایجادشده‌اند.

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

از صنعت بانکداری سایه (Shadow Banking) چین، با حجم بالای وام‌هایی که خارج از ترازنامه‌ها گزارش های مالی اعطا می‌شود تا پدیده‌ای که قرض‌گیری بازار نام دارد، همچنان حجم بسیاری از دریافت وام دیده می‌شوند که آزمایش نشده و نمی‌توان از کارکرد آماری آن اطمینان حاصل نمود. حالا و با به‌کارگیری سیاست‌های «پول آسان» که توسط بانک‌های مرکزی به اجرا گذاشته می‌شوند، این حجم‌های گسترده از قروض اولین آزمایش فشار خود را در دنیای واقعی و با شرایط واقعی تجربه خواهند کرد. 

از طرفی روبه‌رو شدن با قدرتی دو چندان از سکون رشد اقتصادی و ثابت ماندن نرخ سود، وجود شبحی از یک بحران قرضی دیگر و از طرف دیگر پایین آمدن قیمت نفت، باعث شده تا امید به بهبود شرایط کم رنگ‌تر از گذشته باشد. چراکه بحران‌های مالی در بازارهای خریدوفروش اعتبار ایجاد می‌شوند و پیش‌تر سرمایه‌گذاران و اقتصاددان‌ها به‌کرات و به‌وضوح نسبت به افزایش میران قروض هشدار داده بودند.

وام‌ها و قروض را می‌توان به‌عنوان یک شمشیر دو لبه در نظر گرفت. چراکه می‌توان آنها را به‌عنوان ابزاری برای تغذیه کسب‌وکارها و دولت‌هایی که نیاز به سرمایه‌گذاری و ساخت بستر دارند به کار برد و موجب رشد شد، در طرف دیگر سکه اما، قروض انباشته و زیاد از حد در پروژه‌های بلااستفاده و بسترهایی که لزومی برای ایجاد آنها نبوده، می‌تواند به ابزاری بدل گردد که موجبات غرق شدن اقتصاد را مهیا نماید و دولت‌ها و بانک‌های مرکزی را با رکود روبه‌رو سازد.

مدرک محکمی وجود ندارد که بتوان به‌وسیله آن به طور قطعی اعلام کرد، قروضی که از بحران اقتصادی پیشین باقی‌مانده‌اند در بخش‌های مهم و حیاتی به‌کار گرفته نشده‌اند. از تجارت‌های گسترده تا ولخرجی‌هایی که به‌واسطه این وام‌ها از سوی خریداران صورت گرفته، تا پروژه‌های در چین که به معنای واقعی بلااستفاده بوده‌اند، نمی‌توان این برداشت را داشت که اعطا و دریافت وام باعث پیشرفت و افزایش سرمایه شده است.

اگر بخواهیم نمک بر این زخم بپاشیم، باید بگوییم بدهی‌های دولتی پس از اعطای وام‌های خصوصی که در انتهای بحران اقتصادی پیشین رخ‌داده‌اند، با افزایش مواجه شده و همین مسئله موجبات بهره‌مندی از قدرت را فراهم نموده‌ است. ولی وقتی ملخ قصه ما بالاخره به دام می‌افتد، چه کسی برای پرداخت طلب کسانی که وام می‌دهند، پا پیش خواهد گذاشت؟

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

در این میان برخی مفسرین اقتصادی و سرمایه‌گذاران بر این عقیده‌اند که دولت‌هایی که اقتصادی توسعه‌یافته دارند، منابع نامحدودی نیز برای گسترش اعطای وام در اختیاردارند. گای لیباس (Guy LeBas)، متخصص درآمدهای ثابت شرکت «جنی مونتگومری اسکات» بر این عقیده است که:

کسری بودجه سال 2018 ایالات‌متحده به‌تنهایی به ما این مسئله را می‌آموزد که اقتصادهای توسعه‌یافته فضای بسیاری را برای ایجاد بدهی، بدون نتایج قابل تأملی در اختیار دارند.

این صحبت ازآن‌جهت جالب است که با نظر «جان لاو»، فعال اقتصادی فنلاندی که به قتل نیز محکوم‌شده، هم سو است. لاو همان فردی است که اولین حباب بازار دنیا را در بحبوحه انقلاب فرانسه ایجاد کرد.

به نظر من، یک شاهزاده موفق که بداند چگونه باید حکمرانی کند، می‌تواند اعتبارات خود را بزرگ‌تر و بزرگ‌تر کند و سرمایه‌های موردنیاز خود را با نرخ بهره کمتری نسبت به شاهزاده‌ای که به اختیارات خود بسنده می‌کند، تأمین نماید. 

در اعتبارات (سرمایه‌ها)، به‌مانند نیروهای نظامی و سیستم‌های قانون‌گذاری، قدرت باید بر یک فرد متمرکز باشد.

این مسئله که در کشورهای ثروتمند، می‌توان بدون در نظر گرفتن نتیجه‌هایی که در آینده رخ خواهند داد وام گرفت، یکی از خشن‌ترین و چشمگیرترین تحولاتی بود که در قرن هجدهم، فرانسه با آن روبه‌رو شد. و این تنها به دولتی که اقدام به ادامه روال اخذ وام می‌کرد ختم نمی‌شد و کسب و کارها نیز تحت تأثیر چنین اقداماتی قرار می‌گرفتند.

در ایالات‌متحده آمریکا نرخ سود بسیار پایین، این موضوع باعث شده تا اخذ وام توسط کسب‌وکارها به مبلغی معادل 46 درصد تولید ناخالص ملی برسد و این آماری است که از سوی نهادهای فدرال آماری اعلام‌شده است. این در حالی است که کاهش مالیات توسط دولت ترامپ باعث شده تا شرایط درآمدها بهبود یابد، اما نشانه‌هایی نیز وجود دارند که این اقدام محرکانه، در حال از دست دادن تأثیرات خود است. ارتباط میان بالا رفتن میزان بدهی‌های تجاری با درآمدها باعث شده تا اوراق بهادار تجاری به سطح بسیار پایینی از درجه‌های سرمایه‌گذاری برسند، این مسئله بدان معناست که هرگونه ضربه ناگهانی به اقتصادی گسترده‌تر می‌تواند باعث سراشیبی‌های پراکنده و حذف بدهی‌های مشکوک الوصولی شوند که درنهایت به زیان ختم می‌شوند.

 پدید آمدن بازارها یا بحران؟

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

اینجاست که مشکل بدهی‌های بازار نوظهور خود را نشان می‌دهد. در جستجوی سوددهی بیشتر، سرمایه‌گذاران به سمت بازارهای نوظهور سوق پیدا می‌کنند تا بتوانند در آنجا سرمایه‌های لازم برای رشد و توسعه خود را پیدا کنند. چین را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین کشورها دانست که بدون حساب‌وکتاب وام می‌گیرد تا به این وسیله بتواند پروژه‌های زیرساختی خود را تأمین سرمایه نماید و در دل صحراهایش شهر بسازد. تنها در سال جاری، اقتصادهای نوظهور ملزم به کاهش یا تغییر در نوع بدهی‌هایی هستند که مبلغ آنها نزدیک به دو تریلیون دلار می‌رسد و در میان با سخت‌گیرانه‌تر شدن سیاست‌های مالی در ایالات‌متحده و دیگر اقتصادهای توسعه‌یافته، افزایش قیمت دلار، بازارهای نوظهور خیلی زود به این نتیجه می‌رسند که این بدهی‌ها برایشان بسیار گران‌تر تمام خواهد شد.

جهان به‌عنوان یک کل، حالا به سمت قلمرویی یکسان حرکت می‌کند که در آن با نرخ صفر درصد مواجه خواهد شد که نمونه آن را تابه‌حال ندیده و به طبع آن راه خروج از آن را نیز یاد نگرفته است.

بااین‌حال تأثیر چنین اتفاقی بر بخش نوپای ارزهای دیجیتال، مشخص نیست. 

در سال 2008، وقتی‌که هنوز جوهر وایت‌پیپر بیت کوین خشک نشده بود، ساتوشی ناکاموتو درست در روزهای پس از آغاز بحران اقتصادی، اقدام به انتشار آن نمود. عده کمی، خارج از جنبش سایبرپانک ها از بیت کوین و بلاک جنسیس شنیده بودند، بلاکی که تا سوم ژانویه سال 2009 هنوز استخراج‌نشده بود. در کشورهایی نظیر ونزوئلا و زیمباوه دیدیم که چگونه بیت کوین ضمیمه و گاهی اوقات جایگزین ارزهای دچار ابر تورم‌ شد.

مفسرین بسیاری بر این عقیده‌اند که در کشورهای ثروتمندی مانند ایالات‌متحده آمریکا، نمی‌توان استفاده‌ای برای ارزهای دیجیتال پیدا کرد، چراکه دلار به‌خودی‌خود دارای ثبات و قدرتی مناسب است و مؤسسات مالی این کشور نیز از قدرت مناسبی برخوردارند. البته در دو سال فعالیت دولت ترامپ این فرضیه نیز زیر سؤال رفته است، اما آیا می‌توان بحران بدهی جهانی را به‌عنوان بلندپروازی برای بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال در نظر گرفت؟

ارزهای دیجیتال به‌عنوان یک پناهگاه امن

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

به همان اندازه که دوست دارم جوابی قاطع و واضح برای این سوال شما داشته باشم، به همان اندازه نیز پیچیدگی‌های پیرامون آن باعث می‌شود تا از پاسخ دادن به آن ناتوان بمانم.

در دوره‌ای میان سال‌های 2016 و اوایل سال 2018، سیاست‌های دولت ترامپ در ارتباط با وعده‌های کاهش مالیات و ساده‌تر کردن قوانین برای بسیاری از صنایع باعث شد تا بازارهای بورس نیویورک تا هنگ کنگ و تمام واسطه‌های بین آنها با تغییراتی روبه‌رو شوند. طبیعتاً بخشی از این اقدام منفی باعث شد تا بازارهای سهام به سمت یک قمار سوداگرانه متمایل شوند، مسئله‌ای که در آن زمان ICO ها بودند و ما را به یاد حباب دات کام می‌انداختند.

اما همان‌طور که در چهارماهه دوم سال 2018، شرایط بازار رو به تغییر گذاشت، این فرصت برای این واقعیت مهیا شد که ICO ها را نمی‌توان به‌عنوان یک سرمایه کوتاه یا میان‌مدت طبقه‌بندی کرد و باوجود تعدد در میزان این ICO ها، تنها قیمت آنها بالاتر می‌رفت و درنهایت بیشترشان بدون نتیجه باقی می‌ماندند و از همین رو سرمایه‌گذاران رفته‌رفته علاقه خود را نسبت به آنها از دست دادند. اما در وضعیتی که نقدینگی در بازارهای جهانی در حال کمرنگ‌ شدن است، سرمایه‌گذاران به دنبال پیدا کردن منطقه‌ای هستند تا در هنگام وقوع نابسامانی‌های اقتصادی هم برایشان خزانه و هم حکم طلا را داشته باشد.

اگر یک بحران بدهی جهانی باعث ضربه زدن به ثبات مالی بازارهای توسعه‌یافته مانند ایالات‌متحده، ژاپن یا حوزه یورو شود، این خزانه‌های امن دیگر عملکردی مانند گذشته را نخواهند داشت و سرمایه‌گذاران را وادار می‌کنند تا به سمت طلا بروند. کاری که در حال حاضر توسط سرمایه‌گذاران صورت می‌گیرد و موجب افزایش قیمت طلا شده تا حدی که قیمت این فلز به بیشترین میزان در شش ماهه اخیر رسیده است.

اما در مورد بیت کوین چطور؟ بیت کوینی که شباهت‌های بسیاری با این فلز گران‌بها دارد.

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

باوجود اینکه این سرمایه‌ها باعث بالا رفتن قیمت طلا تا حدود 1300 دلار شده‌اند، اما بیت کوین چنین حالتی را هنوز تجربه نکرده و درواقع حجم معاملات بیت کوین در واحد دلار با کاهش روبه‌رو شده است. مسئله‌ای که می‌توان آن را به وضوح مشاهده کرد این است که بر اساس بررسی بلاک چین بیت کوین، حجم تراکنش‌های روزانه بیت کوین با رشد ثابت در پایان سال گذشته و ابتدای سال جاری مواجه بوده است.

بنا بر مدارک تجربی و گفتگوهای من با شرکت‌های خانوادگی، حجم گسترده‌ای از «خرید» بیت کوین توسط سرمایه‌گذاران سازمانی در بستری خارج از صرافی‌های ارزهای دیجیتال صورت گرفته است.

همین مسئله را می‌توان دلیلی برای جلب‌توجه به سمت بازار دارایی‌های دیجیتال و کاهش حجم معاملات بیت کوین و همچنین افزایش میزان تراکنش‌های روزانه بیت کوین دانست. بیت کوین همچنان در قیمت 4000 هزار دلار در حال نوسان است اما بسیاری از سرمایه‌گذاران سازمانی همین ویژگی را به‌عنوان یک نکته مثبت در نظر می‌گیرند، چراکه این مسئله به آنها اجازه داده تا از ساخته دست ناکاموتو به‌عنوان یک نگرش کل‌نگر و جهانی استفاده نمایند. یکی از مدیرانی که علاقه‌ای به فاش شدن نامش نداشت در صحبت‌هایش با من اعلام کرد:

شما دوست ندارید آن مدیری باشید که روند را ندیده است. دوست دارید در پاسخ به سؤال یک ارباب‌رجوع که از شما می‌پرسد: «چرا حداقل سرمایه‌گذاری کوچکی در بیت کوین نکردید؟»، جوابی مناسب داشته باشید. این قبیل صحبت‌ها، چیزهایی نیستند که شما علاقه‌ای به انجامشان داشته باشید.

همان‌طور که شرکت‌های خانوادگی در آسیا، حالا با نسل‌های سوم یا چهارم فرزندانی که از خانواده‌های ثروتمند می‌آیند و آینده رشد اقتصادی آسیا را رقم می‌زنند در حال دست‌وپنجه نرم کردن هستند، مدیران این شرکت‌ها تمایل دارند تا به نسل هزاره و نسل زد نیز گزارش دهند.

قطعاً پای علاقه در میان است. چه این علاقه به ایجاد یک روند کمک کند و چه موفق به انجام این کار نشود. اما ازنقطه‌نظر مسائل سبد سهام، صد در صد علاقه‌ای مشخص نسبت به یک طرف وجود دارد و ازآن‌جهت که تنها بخشی از سبد دارایی را شامل می‌شود، اعداد قابل ملاحظه‌ای وجود ندارند. در ارتباط با دارایی‌های دیجیتال، پای خطراتی در میان است. 

باوجود سرازیری‌های بالقوه در ارتباط با اقتصادی جهانی، خطاهای احتمالی در سیاست‌های بانک‌های مرکزی و افزایش میزان بدهی‌های ایالات‌متحده و چین که موجب افزایش قیمت طلا می‌شود، در آینده مشخص خواهد شد که آیا می‌توان به سمت بیت کوین رفت یا خیر. اما شاید این مسئله موجب شود که سرمایه‌گذاران شجاع، حساب کوچکی بر روی بیت کوین بازنمایند. 

اوایل هفته جاری، بنا بر گزارش‌ها، تولید چین در مقابل شاخص‌های کلیدی تولید در ایتالیا (کشوری که خود در مردابی اقتصادی به سر می‌برد) و لهستان با تنزل روبه‌رو شده است و باوجود تزلزل شاخص‌های سهام، قیمت طلا بالاتر رفته و از طرفی دارایی‌های ETF رقم بالای 67 تن، تنها در این ماه، را به آنها اضافه می‌کند که از زمان ژوئن سال گذشته بی‌سابقه بوده است. 

به‌ویژه در زمان‌هایی که این عقیده وجود دارد که میان قیمت طلا و بیت کوین دارای همبستگی مثبت است، امکان یا عدم شکستن تمام مانع روانی 1300 دلاری توسط طلا را می‌توان یکی از شاخص‌هایی دانست که باید به آن توجه نمود.

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

توماس لی، از شرکت تحقیقاتی فاندسترت و یکی از حامیان مشهور بازار بیت کوین، عقیده دارد که ازنقطه‌نظر ذخیره ارزش، بیت کوین توانایی جایگزینی به‌عنوان طلا را داراست و برای این ادعای خود دلایلی را نیز مطرح می‌کند. می‌توان این‌گونه درصد نظر گرفت که در بطن سو مدیریت‌های ونزوئلا و زیمباوه، مردم به سمت بیت کوین بروند تا یک اقتصادی موازی را ایجاد نموده و شبه ارزی قدرتمند را ایجاد نمایند.  

اما در کوتاه‌مدت، هم بیت کوین و هم طلا، توانایی رسیدن به چنین کارایی را با این سرعت نخواهند داشت. روز پنج شنبه، رابرت کاپلان، رئیس بانک فدرال رزرو دالاس اعلام کرد که همان‌طور که بانک مرکزی به دنبال نتیجه تأثیرات ابهامات در ارتباط با رشد، تضعیف صنایع حساس به نرخ رشد و سخت‌تر شدن شرایط اقتصادی است، باید نرخ سود را متوقف نماید. وی در مصاحبه‌ای با بلومبرگ اعلام کرد:

تا وقتی‌که این مشکلات رفع نشده باشند، نباید هیچ اقدامی در ارتباط با نرخ سودها انجام دهیم. حال چه این کار بد و چه خوب باشد، ضروری است که این‌گونه پیش برویم.

هفته پیش را باوجود آمار دستمزدهای دسامبر می‌توان بسیار مهم در نظر گرفت. به‌علاوه در گزارش نهایی سال 2017 پیش‌بینی شده است که کارفرمایان آمریکایی 180 هزار شغل دیگر را به محدودیت 2.45 میلیون در افزایش سالانه اضافه می‌کنند که از سال 2015، بی‌سابقه بوده است. پیش بینی‌های ماهیانه نیز حاکی از کمترین میزان از ژانویه سال گذشته هستند و این مسئله می‌تواند بیانگر آن باشد که کسب‌وکارها نسبت به افزایش دستمزدها مقاومت نشان می‌دهند یا سرسختانه به دنبال ادامه رشد هستند.

سونامی بدهی‌ها که از تمام نمونه‌هایی که جهان به خود دیده بزرگ‌تر است، در چشم‌انداز اقتصاد جهانی خودنمایی می‌کند. شاید این موضوع توجیهی بر سرمایه‌گذاری بخشی از سرمایه‌های بسیار زیاد برخی شرکت‌های خانوادگی در عرصه ارزهای دیجیتال و به‌ویژه بیت کوین باشد. در یک سونامی هر جلیقه نجاتی اهمیت دارد.

منبع: medium

دنیا غرق در بدهی‌های سنگین؛ نقش ارزهای دیجیتال چیست؟

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

آرتور هیز، بنیان‌گذار و مدیر پلتفرم معاملات ارز دیجیتال بیتمکس پیش‌بینی کرده است که بیت کوین تا انتهای سال جاری میلادی به 10 هزار دلار خواهد رسید. هیز  پیش‌بینی خود را در روزنامه‌ای که روز 22 مارس (2 فروردین) منتشر شد، به اشتراک گذاشت.

طبق گفته‌های آرتور هیز، بازار ارزهای دیجیتال در اوایل سه ماهه انتهایی سال 2019 روند بهبود خود را آغاز خواهد کرد:

تغییر روند در سال 2019، به سختی اتفاق خواهد افتاد اما بازار [بیت کوین] بار دیگر به قیمت 10 هزار دلار خواهد رسید. این مانع روانی بسیار بزرگی است. برگشتن قیمت به 20 هزار دلار روند بهبود را تکمیل خواهد کرد. هرچند 11 ماه طول کشید تا قیمت از 1,000 دلار به 10 هزار دلار برسد، اما در کمتر از یک ماه از 10 هزار دلار به 20 هزار و سپس دوباره به 10,000 دلار برگشت.

در اوایل ماه مارس، بخش تحقیقات بیتمکس از یک خطای بالقوه در فول نود پریتی اتریوم خبر داد که به موجب آن نود پریتی با اینکه چند صدهزار بلاک از زنجیره اصلی جا می‌ماند، همگام شدن با بلاک چین را اعلام می‌کرد.

ارائه‌دهندگان گزارش مدعی شدند که این باگ می‌تواند توسط مهاجمی در برخی شرایط اجرا شده باشد اما وقوع این اتفاق بسیار نامحتمل است.

مدیر بیتمکس: در سال 2019 بیت کوین به 10000 دلار خواهد رسید

در ماه ژانویه نیز بیتمکس گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن ارزش کل توکن‌های اختصاص یافته‌ به تیم‌های پروژه‌ای که بررسی شده بودند، از 24.2 میلیارد دلار در زمان عرضه هر توکن، به حدود 5 میلیارد دلار کاهش یافته بود.

بیتمکس در این گزارش اعلام کرد که بازار نزولی سال 2018 مسئول 54 درصد از این ضرر بوده است. همچنین 1.5 میلیارد دلار وجه انتقال یافته به آدرس‌های خارجی و برخی عوامل دیگر نیز ارزش دارایی پروژه‌ها را بیش از پیش پایین‌تر کشیده‌اند.

همچنین این گزارش با استفاده از بیشترین قیمت هر توکن، مجموع بالاترین ارزش توکن‌های مورد بررسی را بیش از 80 میلیارد دلار تخمین زد.

منبع: cointelegraph

مدیر بیتمکس: در سال 2019 بیت کوین به 10000 دلار خواهد رسید

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

ارزهای دیجیتال فاقد رهبر هستند و به همین دلیل، هیچ منبع واحدی برای اعتماد ندارند. این امر می‌تواند چالش‌هایی فلسفی را به همراه آورد.

هویت برای انسان‌ها، سیستم‌های غیر زنده و نیز اشیای مشابه، به ویژه آنهایی که در گذر زمان دستخوش تغییر می‌شوند، همواره امری پیچیده و مشکل‌ساز بوده است. برای شناسایی هویت انسان‌ها می‌توان از خصلت‌های ویژه‌ای نظیر ساختار دی‌ان‌ای استفاده کرد. همچنین سیستم‌های غیرزنده (نظیر شرکت‌ها) نیز می‌توانند برای داشتن هویتی باثبات، به نظام‌های حقوقی و حکومتی (نظیر مجوز ثبت شرکت و …) تکیه کنند.

اما ارزهای دیجیتال و بلاک چینهای خصوصی فاقد چنین امتیازی هستند. ارزهای دیجیتال و بلاک چین با هدف غیرمتمرکزسازی ساختار رهبری خود وارد میدان می‌شوند و به این ترتیب نمی‌توانند به یک طرف ثالث برای تأیید و تثبیت هویت خود تکیه کنند. در مقابل، آن‌ها به سازوکارهای اجتماعی و اقتصادی اجماع تکیه دارند. برخی از ارزهای دیجیتال از ساختارهای حقوقی نظیر شرکت خصوصی یا بنیاد برای حل اختلافات و داوری درباره مسائل پیش آمده در خصوص هویت خویش استفاده می‌کنند. اما چنین رویکردی از قوام کافی برخوردار نیست و ذاتا با اهداف چنین سیستم‌هایی (که برای غیرمتمرکزسازی به میدان آمده‌اند) در تناقض است.

پایدارترین رویکردی که ارزهای دیجیتال می‌توانند در پیش بگیرند این است که تصمیم‌گیری درباره این مسائل را از دست عده‌ای خاص که از اثرگذاری بالایی برخوردارند بازپس گرفته و آن را به اجماع جمعی بسپارند. اما برای اجرایی‌سازی درست این رویکرد، باید به مجموعه‌ای از ارزش‌ها که ساختار سیستم بر اساس آن شکل گرفته پایبند و متعهد بود. هر قدر یک سیستم از هماهنگی داخلی بیشتر و دامنه گسترده‌تری از موافقان با یک سری ارزش‌های کلیدی برخوردار باشد، توان بیشتری برای دوام در این مسیر خواهد داشت.

پارادوکس کشتی تسئوس

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

کشتی منتسب به تسئوس

داستانی از تسئوس (یکی از شخصیت‌های اساطیری یونان) نقل می‌شود که به خوبی نشانگر تناقض‌های موجود در بطن مسئله هویت است. تسئوس از سربازان خود می‌خواهد کشتی او را که به خاطر گذشت زمان و استفاده زیاد مستهلک شده، بازسازی کنند. سربازان بخش‌ها و قطعات مختلف کشتی را بخش به بخش و قطعه به قطعه جایگزین می‌کنند. وقتی کار تمام شد، تسئوس از خود این سئوال را می‌پرسد که آیا این کشتی بازسازی شده همان کشتی سابق خودش است. هر چه باشد تمام اجزای این کشتی جدا شده و بخشی جدید و مشابه جای آن قرار گرفته است. او از خود می‌پرسد اگر از سربازانش بخواهد قطعات کشتی قبلی را برداشته و با آن یک کشتی دیگر بسازند، کدام یک از این دو کشتی، همان کشتی سابق او خواهد بود.

این مسئله از آن جهت چالش‌برانگیز است که هیچ پاسخ دقیقی برای آن وجود ندارد. داستان کشتی تسئوس به ما نشان می‌دهد که هویت یک جسم قطعی نیست. هویت اشیا از سوی ما به آنها اختصاص داده می‌شود و قائم به ذات نیست.

این ماجرا درباره انسان نیز صادق است. سلول‌های ما به طور دائم در حال تغییر هستند و به‌همین‌دلیل، سلول‌های بدن کنونی ما با سلول‌های بدن‌مان در ده سال گذشته تا حد زیادی متفاوت هستند. به این ترتیب می‌توان گفت که مثلا یک زندانی که به خاطر ارتکاب جرم در ده سال پیش حبس شده، اکنون به «انسانی دیگر» تبدیل شده است. یک مثال ساده‌تر: فرض کنید دیشب با کسی جر و بحث داشتید و کار به ناسزاگویی کشید. امروز می‌توانید با این دلیل که «دیشب خودم نبودم» گناه آن کار را از دوش خودتان بردارید! در هر دوی این مثال‌ها، برایمان مشخص است که هویت فرد یکسان است و در عین حال می‌دانیم بسیاری از خصیصه‌هایی که هر انسانی دارد، در گذر زمان دستخوش تغییر می‌شوند.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

اما چنین مشکلاتی در دنیای واقعی برای انسان‌ها روی نمی‌دهد، زیرا ما سیستم‌هایی پایدار و مشخص را برای تعیین هویت داریم که البته تغییر شخصیت، خاطرات و نیز جسم را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد. اعضای خانواده و دوستان‌مان می‌توانند به راحتی ما را بشناسند، هر چند که چندین دهه یکدیگر را ندیده باشیم. ابزارهایی نظیر شماره ملی، گذرواژه، تاریخ تولد و نام پدر می‌توانند برای شناسایی هویت به کار روند که البته شاید از دقت لازم برخوردار نباشند. در مقابل شیوه‌هایی نظیر اثرانگشت، اسکن شبکیه چشم و نیز آزمون دی‌ان‌ای از دیگر شیوه‌های احراز هویت هستند که از دقت بالاتری برخوردارند.

اما همه این شیوه‌های احراز هویت نیاز به یک شخص ثالث دارند. همچنین برخی از سیستم‌های غیرزنده نیز می‌توانند از شخص ثالث برای ایجاد هویت استفاده کنند. ثبت یک نهاد حقوقی (نظیر شرکت) سبب واقعی شدن یک مفهوم انتزاعی (یعنی همکاری تعدادی انسان برای اجرایی‌سازی یک سری ایده) می‌شود و این امکان را فراهم می‌سازد که این سیستم غیرزنده بتواند در گذر زمان دوام آورد، هر چند که کارکنان و یا ایده‌ اجرایی آنها در گذر زمان تغییر یابد. همچنین دریافت گواهینامه‌هایی حقوقی (نظیر گواهی ثبت برند یا ثبت اختراع) سبب می‌شود ایده‌ها و مفاهیمی که در ذهن داریم نیز هویت یابند.

اما بیشتر سیستم‌های غیرزنده از چنین ساختاری که تعیین‌کننده هویت باشند محروم‌اند و همین امر سبب می‌شود گرفتار تناقضی که برای تسئوس روی داد شوند. اگر سیستمی ایجاد کنید که هدفش حذف شخص ثالث و در نتیجه، ادامه حیات بدون اتکا به دولت و نظام‌های حقوقی باشد، چنین سیستمی با چالش هویت روبرو خواهد شد. بلاک چینهای عمومی نیز دقیقا با همین مسئله روبرو هستند.

چالش تسئوس برای بلاک چین

با وجود اینکه از عبارت «بلاک چین» زیاد خوشم نمی‌آید، برای سادگی بیشتر از همین عبارت استفاده می‌کنم. منظورم از بلاک چین در اینجا، بلاک چین‌های سازمانی نیست، بلکه بلاک چین‌های عمومی نظیر بیت کوین و اتریوم را مدنظر دارم. این دو شبکه بلاک چین طی سال‌های گذشته به‌شدت با مسئله هویت و چالش‌های مرتبط با آن دست به گریبان بوده‌اند.

یک چالش ایجاد شده برای بیت کوین این بود که آیا این ارز دیجیتال باید به فکر مقیاس‌پذیری به عنوان یک شبکه پرداخت همتا به همتا باشد یا اینکه باید حرکت خود به عنوان رویکردی یک لایه‌ای را ادامه دهد. اتریوم نیز که با یک مشکل فنی روبرو شده بود، به این دوراهی رسید که آیا باید اصل تغییرناپذیری بلاک چین خود را نقض کند یا اینکه همچنان بر این تغییرناپذیری پافشاری کند.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

مسیر هر یک از دوراهی‌های ایجاد شده در مسیر بیت کوین و اتریوم، طرفداران زیادی داشت. هیچ نهادی برای انتخاب یکی از دو گزینه پیش رو وجود نداشت. آیا اندازه بلاک بیت کوین باید ثابت می‌ماند و آیا اتریوم می‌توانست از یک انشعاب سخت (هاردفورک – مانند بیت کوین کش از بیت کوین) برای حذف تراکنش‌های صورت گرفته توسط هکرها استفاده کند؟ گفتنی است با وجود اینکه اتریوم از یک سری ضوابط رسمی برخوردار است، اما این ضوابط بیشتر فنی است تا یک سری اصول تعیین‌کننده مسیر حرکت. به همین دلیل، چاره‌ای جز متوسل شدن به اجماع گروهی برای انتخاب یکی از گزینه‌های پیش رو، ارائه درخواست، بررسی دقیق مستندات و در نهایت، ایجاد انشعاب سخت برای اتریوم نبود. مشخص است که فرآیند مذکور بسیار پیچیده و بغرنج بود.

البته شاید با خودتان بگویید که چنین مشکلاتی، اتفاقی بودند. اما واقعیت این است که ماهیت غیرمتمرکز چنین سیستم‌هایی، بروز چنین مشکلاتی را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. بلاک چین‌های عمومی نظیر بیت کوین که عملا فاقد رهبری واحد هستند، همیشه یا دیدگاه‌های متضاد و متناقض روبرو هستند. در پست قبلی سعی کردیم به واکاوی این دیدگاه‌های متناقض در گذر زمان بپردازیم. تردیدی نیست که توسعه‌دهندگان، کارآفرینان، متفکران، استخراج‌کنندگان و نیز سرمایه‌گذاران زیادی هستند که جزو تأثیرگذاران در فضای بیت کوین به شمار می‌روند. با این وجود، هیچ فرد یا نهاد واحدی وجود ندارد که بتواند کنترلی جامع بر این فضا داشته باشد. به‌همین‌دلیل، همواره شاهد وجود چنین دیدگاه‌های متضادی در این فضا خواهیم بود.

دو رویکرد در قبال این مسائل

اما چطور می‌توان با چنین مسائلی کنار آمد؟ واقعیت این است که دو راه بیشتر در پیش نداریم که یکی وابسته به اقتضای وضعیت و مصلحت‌اندیشی مقطعی است و شیوه دوم نیز از پایداری بیشتری برخوردار است.

شیوه نخست این است که یک شرکت یا بنیاد، از حق قانونی برای مداخله برخوردار باشد که برای نمونه می‌توان به تزوس (Tezos) و یا ایاس (EOS.io) اشاره کرد. این گزینه برای شبکه‌های بلاک چین غیر بیت کوینی گزینه پیش‌فرض به شمار می‌رود که امکان اِعمال نفوذ قانونی به منظور حل اختلافات را فراهم می‌کند. البته هیچ اجباری برای مشارکت‌کنندگان برای پیروی از تصمیم گرفته شده وجود ندارد و مخالفان می‌توانند یک انشعاب (فورک) جدید ایجاد کنند.

اما همین ثبت شرکت، بنیاد یا برند به نام یک مجموعه حقوقی مشخص سبب می‌شود انشعاب ایجاد شده دیگر نتواند نام سابق را به همراه داشته باشد، زیرا در این صورت ممکن است با واکنش قانونی صاحب آن روبرو شود. در چنین حالتی، هویت حقوقی مذکور، صرفا نشانگر مسئله بنیادین مورد اشاره ما (یعنی نبود سیستمی برای حل چالش‌ها) و در نتیجه، اِعمال نفوذ به منظور هدایت بلاک چین در مسیری مشخص است. البته فعالیت این نهاد حقوقی صرفا به این مسئله ختم نمی‌شود و ممکن است اموری دیگر را نیز در بر گیرد. فشار به صرافی‌ها برای حمایت بیشتر از انشعاب مورد حمایت برند و نیز فعالیت رسانه‌ای برای معرفی انشعاب مورد نظر از دیگر اقداماتی است که می‌تواند انجام شود. به این ترتیب، نهاد حقوقی ایجاد شده می‌تواند بر مسیر انشعاب ایجاد شده کنترل زیادی داشته باشد.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

رویکرد دوم نیز این است که از خیر هر نوع ابزار برای هویت‌بخشی نظام‌مند بگذریم و در عوض فقط بر سازوکارهای اجماع متکی باشیم، به این ترتیب که سیستم بتواند در طی زمان متحول شود و در عین حال، به اهداف اولیه خود نیز پایبند باشد. سیستم‌های فاقد رهبر (یا دقیق‌تر بگوییم، دارای رهبری حداقلی) نظیر بیت کوین و مونرو از این الگو بهره می‌برند. تردیدی نیست که افراد اثرگذار زیادی در هر دو سیستم وجود دارند. با این وجود، هیچ خبری از نهاد و سازمان مرکزی که نقش تصمیم‌گیرنده واحد را داشته باشد نیست. شاید برخی بر این باور باشند که بیت کوین کور (Bitcoin Core) کنترل زیادی بر روند این شبکه دارد. اما واقعیت این است که این مجموعه نیز یک بدنه سازمانی رسمی نیست و اقداماتی که انجام می‌دهند به معنای تغییر در اصول بیت کوین نیست و صرفا اموری جزئی را شامل می‌شود. پیر روچارد (Pierre Rochard) به‌خوبی این امر را توضیح می‌دهد: «قوانین مربوط به بلاک‌ها در شبکه بیت کوین و نیز اعتبار تراکنش‌ها به اجماع وابسته است که آن هم به صورت خودکار و از طریق نرم‌افزار صورت می‌گیرد. هر آنچه از اصول پیاد‌ه شده در این نرم‌افزار به دور باشد، اشتباه است. اما پذیرش این واقعیت برای طرفداران و همچنین مخالفان دشوار است.»

البته این موضوع نیازمند بررسی بیشتر است که در مطلب بعدی به آن خواهم پرداخت. اما فعلا فقط چند لحظه به این فکر کنید که اجزای اساسی بیت کوین، چقدر از پایداری اندکی برخوردار بوده‌اند. همه کدهای بیت کوین تغییر یافته است، به‌طوری‌که کدهای کنونی شباهت اندکی به نسخه اولیه آن دارد. طی چند سال، برخی قابلیت‌های کلیدی نظیر تراکنش‌های چندامضایی هم به آن افزوده شده است. همچنین پروتکل کنونی بیت کوین شباهت چندانی با پروتکلی که در وایت پیپر آن آمده ندارد که البته همان هم بیشتر یک معرفی‌نامه برای بیت کوین است تا سندی دربردارنده اصول بنیادین. تا جایی که می‌دانم، هیچ‌کدام از گره‌های (نودها – Node) شبکه که از سال ۲۰۰۹ به فعالیت مشغول بودند، اکنون دیگر حضور ندارند. ماینینگ به یک صنعت تبدیل شده است و دیگر هیچ شباهتی به فعالیتی که برخی علاقمندان در سال‌های نخست پیدایش بیت کوین به‌عنوان سرگرمی انجام می‌دادند ندارد. بسیاری از توسعه‌دهندگانی که از همان ابتدا به کار بر روی بیت کوین مشغول بودند، دیگر در آن حضور ندارند و در مقابل، دسته دیگری از توسعه‌دهندگان جایگزین آنها شده‌اند.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

ابزار ثبت مالکیت (یعنی همان دفتر کل در بیت کوین) ظاهرا تنها مشخصه این شبکه است که ثابت باقی مانده است. اما از آنجا که امکان کپی‌‌کردن آن وجود دارد به این معناست که آن هم چندان پایدار نیست. انشعاب معروف بیت کوین یعنی بیت کوین کش با کپی‌کردن سابقه موجودی هر شناسه در شبکه بیت کوین، یک سابقه جدید را در شبکه خود ایجاد کرد.

طرفداران بیت کوین کش بر این باور بودند که این شبکه، بیشتر به ارزش‌ها و اصول بنیادین بیت کوین پایبند است. آنها می‌گویند با اینکه نام بیت کوین به شبکه بیت کوین اختصاص دارد، اما بیت کوین کش بیشتر با اصول مد نظر ساتوشی ناکاموتو (خالق بیت کوین) هماهنگ است و در نتیجه، بیت کوین کش همان بیت کوین واقعی است. البته هیچ مانعی در برابر چنین اظهارنظرهایی وجود ندارد، زیرا بیت کوین فاقد یک بنیاد، شرکت یا هر نوع هویت حقوقی ثبت شده است. به‌خاطر تعریف بیت کوین خارج از چهارچوب‌های قانونی، هر نوع تصمیم‌گیری باید فارغ از ساختارها و سازوکارهای سنتی و حاکمیتی و فقط با استفاده از اجماع صورت گیرد. اختلاف‌نظر بین بیت کوین و بیت کوین کش بسیار تلخ است، زیرا هیچ نهادی وجود ندارد که تعیین کند حق با کدام طرف است. به‌همین‌دلیل، بازار، رسانه‌ها و ذهن طرفداران باید تعیین کنند که حق با کدام است.

بسیاری از منتقدان می‌گویند که دعوای بین بیت کوین و بیت کوین کش نشانگر نقص یا مشکل در سیستم‌های توزیع‌شده است و البته، سازوکارهایی را برای حل این مسئله پیشنهاد می‌کنند. فارغ از اینکه آیا چنین شیوه‌هایی کارایی دارند یا نه، در نهایت باید یک انتخاب صورت گیرد. برای اینکه یک سیستم بتواند به معنای واقعی بدون رهبر باقی بماند، باید از خیر ساده‌ترین راه‌حل (که همان اتکا به یک نهاد واحد تعیین‌کننده است) بگذریم. یک پروتکل خوب برای بلاک چین باید هویتی پایدار داشته باشد. سیستمی که هویت پایدار ندارد، بی‌تردید به چند پاره تقسیم خواهد شد.

یک راه‌حل برای هویت بدون رهبر

اما چطور یک سیستم توزیع‌شده و بدون رهبر می‌تواند هویتی پایدار داشته باشد؟ راه‌حل ساده یعنی برخورداری از یک نهاد واحد که تصمیم‌گیرنده نهایی باشد، گزینه‌ مناسبی نیست. واقعیت این است که پاسخ این پرسش هم‌اکنون وجود دارد، اما شاید چندان به آن توجهی نشود! چرا بیت کوین توانسته یک دهه را با وجود همه بحران‌ها و بدون وجود یک رهبری واحد پشت سر بگذارد؟ پاسخ، وجود مجموعه‌ای از ایده‌آل‌های قوی و مورد توافق جمعی است که اساس این سیستم را تشکیل می‌دهد.

هر قدر توافق بر سر این ایده‌آل‌ها بیشتر باشد، حذف رقبا و مقاومت در برابر انشعاب بیشتر می‌شود. همچنین سازوکارهای بازار برای قیمت‌گذاری انشعاب (که گاهی پیش از ایجاد انشعاب روی می‌دهد) به افراد این امکان را می‌دهد تا از اقداماتی که در این خصوص در حال انجام است آگاه شوند و خودشان دست به کار شوند و برای توافق جمعی برای جلوگیری از این پدیده، اقداماتی را انجام دهند.

در زمان ایجاد انشعاب بیت کوین کش، سؤال اصلی این بود که آیا بیت کوین پروتکلی برای پرداخت‌های خرد همتا به همتا است یا اینکه سیستمی برای تأیید ارزان‌قیمت تراکنش‌های همتا به همتا به شمار می‌رود. پاسخ نهایی (که البته هنوز مخالفانی دارد) دومی بود.

مشکل اینجاست که اصول تعیین‌کننده در این دست از مسائل را نمی‌توان در جایی یافت، یعنی درست همانند نظام حاکمیتی در بریتانیا که فاقد قانون اساسی است. هیچ قاعده و قانونی در وایت پیپر بیت کوین (که خودش هم ضعف‌هایی بنیادین دارد) یافت نمی‌شود. حتی در نوشته‌های ساتوشی ناکاموتو نیز هیچ اشاره‌ای به این موارد نشده است. با توجه به ناشناس بودن ساتوشی، نمی‌توان او را میانجی نهایی برای چنین مشکلاتی دانست. سیستم بیت کوین را می‌توان در قالب کدهای اصلی‌اش تعریف کرد که البته آن هم در گذر زمان دستخوش تغییر شده است. از همه مهم‌تر اینکه ارزش‌های بنیادین بیت کوین در توافق نا نوشته کاربران حول چند مفهوم کلیدی استوار است. دیوید پوئل (David Puell) این وضعیت را اینگونه توصیف می‌کند:

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

 

در واقع می‌توان نتیجه‌گیری کرد که تبیین این قواعد، اصلی‌ترین چالش پیش‌روی ماست. ساتوشی با غیبت خود، این کار را بر دوش ما انداخته است. این کار به معنای تعریف پیوسته پروتکل، دادن روح به آن، ایجاد فرصتی برای رشد و انطباق با شرایط و درعین‌حال، پایبندی به اصول اساسی است. این چالشی مستمر است و با هر بار حل‌کردن یک مسئله، گذر از یک انشعاب و یا مبارزه با یک تلاش سازمانی برای تسلط بر این شبکه، بیشتر و بیشتر با این اصول بنیادین آشنا می‌شویم.

در نهایت اینکه پایبندی جامعه بیت کوین به این ایده‌آل‌ها می‌تواند عاملی مخاطره‌آمیز باشد. تعهد صرف به یک سری سیاست‌های پولی محض (حجم حداکثری ۲۱ میلیون سکه) یکی از اصول اساسی بیت کوین است، اما همین امر سبب می‌شود دست افراد برای توسعه‌دادنِ بیشتر آن بسته شود. همچنین با توجه به اینکه پس از رسیدن بیت کوین به حجم ۲۱ میلیون، دیگر پاداش استخراج بلاک در کار نیست و ماینرها باید درآمد خود را از کارمزد تراکنش‌ها تأمین کنند، راهی برای یافتن جایگزین برای این شیوه نیز وجود ندارد.

اما بیت کوین، چاره‌ای جز این ندارد. سایر پروتکل‌ها مسیری دیگر را در پیش می‌گیرند و مجموعه‌ای از قوانین انعطاف‌پذیر را برای خود تدوین می‌کنند و به یک نهاد یا رهبرانی مشخص برای انتخاب مسیر تکیه دارند. هر قدر این شبکه‌ها بیشتر ساختاری شرکتی و بالابه‌پایین داشته باشند، اتکای کمتری بر هویت مبتنی بر توافق جمعی خواهند داشت. به کلامی دیگر، این شبکه‌های بلاک چین به‌معنای واقعی غیرمتمرکز نخواهند بود. فکر نمی‌کنم راهی به‌جز پذیرش این واقعیت و اتکا به اصول (لزوم توافق جمعی) داشته باشیم و شیوه‌های بالابه‌پایین نمی‌توانند مؤثر باشند.

هستی‌شناسی بیت کوین

بیت کوین در دهمین سال زندگی‌اش، همچنان با چنین چالش‌های هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. چالش‌های بیت کوین بسیار وجودی‌تر از چیزی است که دانشجویان دوره کارشناسی در آموزه‌های کی‌یرکگور (Kierkegaard) با آن روبرو می‌شوند – کی‌یرکگور فیلسوفی دانمارکی بود که به خاطر تأثیر بالایی که بر اگزیسنانسیالیسم داشت، لقب پدر فلسفه وجودی به او داده شده است. همین امر دلیل مخالفت هواداران بیت کوین با ایجاد هر نوع ساختار سلسله‌مراتبی برای بیت کوین است. نبود یک دیکتاتور دلسوز و یا پادشاه عاقل برای شبکه بیت کوین یک نقطه قوت برایش محسوب می‌‌شود، هر چند که همین عامل سبب شود فرآیند تصمیم‌گیری از کارایی لازم برخوردار نباشد.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

به‌خاطر همین وضعیت است که نه‌تنها دستیابی به اجماع بر سر مسائل کلیدی فنی دشوار است، بلکه سازمان‌دهی امور برای اجرایی‌سازی این تغییرات نیز بسیار دشوار است. پراکندگی نیروی تصمیم‌گیرنده و نیز نبود یک هویت واحد برای توسعه شبکه به ایجاد آنچه «مسئله هدایت» در شبکه بیت کوین خوانده می‌شود منجر شده است.

اما این مسئله علاوه بر اینکه یک بیماری است، درمان خودش هم هست! نبودِ یک نهاد واحد برای هدایت بیت کوین، سبب جذابیت آن می‌شود. بیت کوین مجموعه‌ای از مقررات است که امکان نقل‌وانتقال پول را فراهم می‌کند و درعین‌حال، دخالت در این مسیر بسیار دشوار است. سایر شبکه‌های متن باز بلاک چین از یک دیکتاتور دلسوز برخوردارند. البته فکر می‌کنم در جاهایی که توسعه‌دهندگان امکان تعیین نحوه تخصیص منابع در جامعه را داشته باشند، دشوارکردن نحوه دستکاریِ پروتکل اقدامی عاقلانه است. با اینکه توسعه شبکه همیشه در جریان است، برخی جنبه‌های خاص تقریبا ثابت است و امکان تغییر آن وجود ندارد.

به‌خاطر نبودِ نهادی یکتا برای حفظ عنوان تجاری بیت کوین، جامعه کاربران بیت کوین باید وارد عمل شوند. کاربران، صرافی‌ها، ماینرها و توسعه‌دهندگانی که به نوعی با بیت کوین در ارتباط هستند باید در فرآیندهای مختلف اجتماعی مشارکت کرده و در دوراهی‌های ایجاد شده، طرف یکی را بگیرند.

فکر می‌کنم این مباحثه در نهایت به یکی از سه دیدگاه متفاوت فلسفی برسد که البته هر کدام پیامدهای خاص خود را دارند:

نخست به دوراهی «طرفداران اصالت جوهر» (essentialists) در برابر «طرفداران ماده‌باوری» (materialist) می‌رسیم. طرفداران اصالت جوهر (که خودم هم جزوشان هستم) بر این باورند که فقط همان کد اولیه و اصلی بیت کوین، نشانگر اساسی‌ترین ارزش‌های آن است. درصورتی‌که یک تصمیم به پیامدهایی منفی بیانجامد، طرفداران اصالت جوهر از تجدیدنظر در آن و بازگشت به حالت قبلی موافق استقبال خواهند کرد. بر اساس نظر طرفداران اصالت جوهر، کد اصل نیست و آنچه مهم است، نتایج آن است.

مخالفان اصالت جوهر (یعنی ماده‌باوران) با چنین دیدگاهی مخالفت خواهند کرد. آنها بر این باورند که کد اصل است و واقعیت و اساس سیستم در همین کدها خلاصه می‌شود. ماده‌باوران دوست دارند بر این نکته تأکید کنند که «بیت کوین کور، همان بیت کوین اصلی است». آنها بر این باورند که پدیدآورندگان بیت کوین کر، کنترل بیت کوین را به شکلی کلی در دست دارند.

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

البته این طور نیست که همه طرفداران اصالت جوهر، از یک نظر واحد برخوردار باشند. این افراد نیز تفسیرهای متفاوتی از آنچه از ساتوشی باقی مانده است دارند. البته این هم چیز عجیبی نیست و برای نمونه در میان قضات دیوان عالی ایالات متحده می‌بینیم که برخی از آنها بر این باورند که فقط هر آنچه در متن آن آمده باید اصل قرار گیرد و برخی دیگر سخت‌گیری کمتری دارند و بر این باورند که قانون اساسی یک سند زنده است و باید بر اساس شرایط روز مورد تفسیر قرار گیرد. عین همین مسئله در مورد بیت کوین صادق است.

طرفداران اصالت جوهر در بیت کوین به دو دسته «طرفداران اصالت نیت» (intentionalists) و «مخالفان اصالت نیت» (anti-intentionalists) نسبت به وایت پیپر بیت کوین تقسیم می‌شوند. طرفداران اصالت نیت بر این باورند که چشم‌انداز ساتوشی بر مقیاس‌پذیری لایه بنیادین شبکه بیت کوین استوار بود، حال آنکه مخالفان اصالت نیت می‌گویند چشم‌انداز اصلی ساتوشی اکنون اهمیتی ندارد و آنچه مهم است، سیستمی است که او در اختیارمان قرار داده است. دقت داشته باشید که مخالفان اصالت نیت همچنان جزو طرفداران اصالت جوهر هستند و بر این باورند که بیت کوین باید بتواند ضمن پایبندی به اصول خودش، با وضعیت کنونی انطباق یابد. بااین‌حال، از نظر مخالفان اصالت نیت، اصول اساسی بیت کوین قرار نیست از عین متن وایت پیپر بیت کوین استخراج شود.

برچسب‌گذاری و دسته‌بندی‌های مختلف گاهی می‌تواند خطرناک باشد و زیاده‌روی در این کار اصلا سودمند نیست. اما این سه دسته (طرفداران ماده‌باوری، طرفداران اصالت جوهر با رویکرد اصالت نیت و نیز طرفداران اصالت جوهر با رویکرد مخالفت با نیت)، گروه‌بندی‌هایی هستند که متوجه آنها شده‌ام.

سال گذشته، اختلاف نظر شدیدی بین نظریات مختلف درباره بیت کوین وجود نداشت. بااین‌حال، این اختلافات همچنان ادامه می‌یابد. این اختلافات بخشی از ماهیت این سیستم است و اجتناب ناپذیر است.

منبع: medium

نگاهی به بحران وجودی در بیت کوین

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

براساس گزارش تهیه شده توسط شرکت ارائه‌دهنده صندوق سرمایه‌گذاری ارز دیجیتال مبتنی بر شاخص بیت‌وایز (Bitwise Asset Management)، به نظر می‌رسد که 95 درصد حجم معاملات صرافی‌های قانون‌گذاری نشده ساختگی یا غیرواقعی است.

بیت‌وایز این اطلاعات را در قالب گزارشی به عنوان بخشی از فرایند درخواست تغییر قانون جهت راه‌اندازی ETF بیت کوین، در اختیار SEC قرار داد.

تحقیق انجام‌شده اینگونه آغاز می‌شود که حجم معاملات روزانه 6 میلیارد دلاری بیت کوین که در بازارهای مختلف مشاهده شده، غیر واقعی است:

در عمل صرافی‌هایی که بالاترین حجم معاملات را گزارش می‌دهند، غیرقابل‌ شناسایی هستند. بخش اعظم حجم معاملات گزارش شده یا ساختگی و یا به صورت تجارت شستشوی غیراقتصادی است.

داده‌های بیت‌وایز که از سایت معروف کوین‌مارکت‌کپ گرفته شده و طبق گفته آن‌ها شامل مقادیر زیادی داده‌های مشکوک است، برداشت غلط اندازی نسبت به حجم بازار بیت کوین ایجاد می‌کند.

بیت‌وایز مدعی است که نزدیک به 95 درصد از حجم مبادلات گزارش شده جعلی است و از این رو بازار واقعی بیت کوین با حجم معاملات روزانه‌ حدود 273 میلیون دلار، بسیار کوچک‌تر، منظم‌تر و قانون‌ گذاری‌ شده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

گزارش جنجالی: 95 درصد حجم معاملات بیشتر صرافی‌ها ساختگی است

بیت‌وایز در ابتدا صرافی‌های قانون‌گذاری شده را تحلیل و برای این امر از کوین‌بیس پرو به عنوان مورد مطالعاتی استفاده کرده بود تا ماهیت الگوهای معاملاتی را که قابل اطمینان تلقی می‌شد، بررسی کند. طبق گزارش‌ها، مشخصه‌های کلیدی شامل ترکیبی از سفارش‌های خرید و فروش نابرابر و پیوسته‌ای بوده که توزیع آن همیشه نوسان قابل توجهی داشته است.

این گزارش در ادامه به این مسئله اشاره می‌کند که الگوهای معاملاتی در کوین‌بیس پرو تعداد زیادی از سفارشات با اعداد اعشاری را نشان می‌دهد که مشخصه‌‌ای طبیعی‌تر از رفتار انسان‌هاست.

بیت‌وایز همچنین اسپرد (اختلاف قیمت بین سفارش خرید و فروش) را به عنوان یک پارامتر بررسی کرده است:

این پارامتر [اسپرد] 0.01 دلار است. زمانی که این اسکرین‌شات گرفته شده، بیت کوین در قیمت 3,419 دلار معامله می‌شد. این بدان معناست که امکان بهره بردن از این اختلاف قیمتی تنها به 0.0003 درصد سود می‌توانست منجر شود که در بین تمامی ابزارهای مالی قابل معامله، این کمترین میزانی است که وجود دارد.

در زمان انجام تحقیقات توسط بیت‌وایز، حجم معاملات گزارش شده برای بیت کوین از سوی کوین‌بیس پرو نزدیک به 27 میلیون دلار در روز بود. گفتنی است که این رقم برای صرافی نه‌چندان مطرح کوین‌بن (Coinbene) در آن زمان 480 میلیون دلار گزارش شده بود. مطالعات بیت‌وایز در ارتباط با کوین‌بین بیانگر آن بود که طبق الگوهای مشاهده شده، مشخصه‌های یک صرافی مشکوک در آن دیده می‌شود.

نشانه‌های مشکوک شامل الگوهای متغیر و غیرقابل موجهی از سفارشات خرید و فروش، نبود معاملاتی که در آن‌ها اعداد اعشاری لحاظ شده باشد و یا معاملات با ارزش پایین است. در صرافی کوین‌بن سفارشات خرید و فروش در دوره‌های زمانی مشخصی اتفاق می‌افتند؛ بطوریکه یکی از آن‌ها دیگری را جبران می‌کند.

علاوه بر این اسپرد در صرافی کوین‌بن در زمان تحقیقات بیت‌وایز حدود 34.74 دلار بود که در مقایسه با 0.01 دلار کوین‌بیس پرو، رقم بسیار بالایی محسوب می‌شود. جای تعجب دارد، صرافی‌ای که مدعی است حجم معاملاتش 18 برابر کوین‌بیس پرو است، اسپرد آن 3400 برابر بزرگتر باشد.

گزارش جنجالی: 95 درصد حجم معاملات بیشتر صرافی‌ها ساختگی است

صرافی‌های مشکوک حجم معاملات پایداری در طول 24 ساعت از خود نشان می‌دهند، این در حالی است که حجم معاملات در صرافی‌های قانون‌گذاری شده با توجه به ساعات بیداری و خواب تغییر می‌کند.

گزارش بیت‌وایز با این نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد که یافته‌هایش نشان می‌دهد که طرح صندوق قابل معامله در بورس برای «بیت‌وایز بیت کوین ای‌تی‌اف تراست» هر دو شرط وضع شده توسط SEC را برای برآورده ساختن الزامات قانون «تبادل اوراق بهادار 1934» داراست.

طبق گزارش‌های قبلی، تحقیق جدیدی از سوی پلتفرم تحلیل داده‌های معاملاتی The Tie نشان می‌دهد که 90 درصد حجم مبادلات گزارش شده توسط صرافی‌های ارز دیجیتال ساختگی و جعلی است.

منبع: cointelegraph

گزارش جنجالی: 95 درصد حجم معاملات بیشتر صرافی‌ها ساختگی است

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

ارزهای دیجیتال برای غیرمتمرکز ماندن، نبایند اجازه دهند در سیستم‌های اثبات کار گروه خاصی بر بخش عمده قدرت هش شبکه کنترل داشته باشد.

اما با رشد نقدینگی در استخرهای جهانی فراهم کننده قدرت هش، ارزهای دیجیتال باید آزمون مهم دیگری را پشت سر گذارند. آن‌ها باید قادر باشند در برابر حملاتی که از اجاره قدرت هش جهانی برای یک الگوریتم خاص فراهم شده، جان سالم به در برند. در غیر اینصورت دوستداران آربیتراژ اجاره قدرت هش و استفاده آن در جهت انجام حملات 51 درصدی را از نظر اقتصادی به صرفه خواهند یافت.

چند عامل بازدارنده برای وقوع چنین اتفاقاتی وجود دارد:

 دستگاه‌های استخراج برای یک الگوریتم (یا اصطلاحاً اِی‌سیک‌ها): بسیاری از ریگ‌های استخراج برای یک الگوریتم هش خاص بهینه‌سازی شده‌اند و امکان تغییر آن به الگوریتم دیگر (مثلا از SHA-256 به X11) وجود ندارد.

 نبود نقدینگی در بازار استخراج: بخش اعظم قدرت هش جهانی نقدینگی نداشته و قابل اجاره کردن نیست. از این جهت سرمایه عظیمی برای ایجاد قدرت هش عظیم مورد نیاز است. معمولاً سرمایه‌گذاری انجام شده با این هدف، صرفه اقتصادی نخواهد داشت و این کار منطقی نخواهد بود.

 هزینه فرصت: ارزهای دیجیتال اغلب به گونه‌‌ای طراحی شده‌اند که عاملان خوب در شبکه، پاداشی بزرگتر به خاطر مشارکت در راستای مصلحت شبکه دریافت کنند. از این جهت هرگونه حمله به شبکه باید مزیت بیشتری نسبت به از دست دادن پاداش و اعتبار شبکه و لطمه زدن به آن را داشته باشد. ماینرهای بلندنظر با در نظر داشتن این مسئله که انجام حمله‌ای موفق به شبکه موجب برهم زدن اعتماد بازار و افت قیمت‌ها می‌شود، انگیزه‌ای برای تخریب آینده‌ای که در آن پتانسیل کسب سود دارند را نخواهند داشت.

با گذشت زمان بازار ماینینگ نیز نقدینگی بیشتری پیدا می‌کند.

چرا نقدینگی بازار استخراج در حال افزایش است؟

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

ذخیره‌سازی در کامپیوتر هم زمانی یک بازار بدون نقدینگی محسوب می‌شد، اما هم‌اکنون نقدینگی در این کالای آنلاین به شدت افزایش یافته است. برای قدرت هش نیز همین اتفاق در حال رخ دادن است.

دو نیروی بزرگ در حال شدت بخشیدن به این امر هستند.

• افزایش قیمت ارزهای دیجیتال در بلندمدت انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری در قدرت هش را برای ماینرها فراهم می‌کند. این امر تا زمانی ادامه می‌یابد که منفعت تدریجی آن با هزینه‌هایش برابر شود. به عبارت دیگر تا زمانی که قیمت‌ها روند افزایشی داشته باشند، مجموع قدرت هش در جهان نیز افزایش خواهد یافت.

• درصدی از قدرت هش که به اجاره آن اختصاص می‌یابد، افزایش خواهد یافت. چرا که هم خریداران و هم فروشندگانش از قابلیت اجاره و قرض دادن آن نفع خواهند برد. جدایش نگرانی‌های هر گروه به کسب درجات بالاتری از تخصص و بهره‌وری عملیاتی منجر می‌گردد. به همین دلیل تولیدکنندگان سخت‌افزار معمولاً ریگ‌های ماینینگ خود را می‌فروشند و خودشان استخراجی انجام نمی‌دهند. اگر قرض گیرندگان قدرت هش تمام وقت خود را بر روی یافتن فرصت‌های موجود با بیشترین میزان بازگشت سرمایه صرف کنند، احتمالا بیشترین ارزش را به ازای هر واحد قدرت هش مصرف شده به دست خواهند آورد. در طرف مقابل نیز اجاره‌دهندگان نگران کسب‌وکار خود نخواهند بود چرا که درآمد حاصل از اجاره به طور غیرمستقیم بین الگوریتم‌های هشینگ مختلف پخش شده است. در این شرایط، قرض‌دهندگان تنها بر روی مسائل مربوط به اجاره دادن، به کارگیری سرمایه و نگهداری تجهیزات تمرکز خواهند کرد.

حملات اجاره ماینر (Rent-a-miner) امکان‌پذیر است

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

سایت Crypto51 قدرت هش کافی در برابر قدرت هش شبکه را محاسبه کرده و هزینه اجاره آن را برای یک ساعت اعلام می‌کند. نایس‌هش برای برخی ارزهای دیجیتال بزرگ، قدرت هش کافی جهت اجاره دادن در اختیار ندارد. گاهش اوقات نیز قدرت هشی که این شرکت می‌تواند برای یک ارز دیجیتال تامین کند، بیش از 100 درصد خود شبکه آن است.

هش‌ریت‌هایی که در ادامه آمده از سایت MinetheCoin و قیمت ارزهای دیجیتال نیز از کوین‌مارکت‌کپ و هزینه اجاره نیز از نایس‌هش گرفته شده است. پیش از ورود به محاسبات چند نکته را به خاطر داشته باشید:

• هزینه حملات مذکور شامل پولی که در قالب پاداش بلاک دریافت می‌کنید، نمی‌شود. پس در واقعیت و در بسیاری از موارد هزینه انجام حملات بسیار کمتر خواهد بود.

• سایت کریپتو51 قیمت‌های اعلام شده توسط نایس‌هش را مرجع قرار داده است. در واقعیت و به خاطر امر عرضه و تقاضا هر چه بیشتر اجاره کنید، هزینه بیشتری نیز باید بپردازید.

ارزهای دیجیتال مستعد حمله با روش اجاره کردن

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

متاورس ای‌تی‌پی (ETP) در حال حاضر در رده 102 لیست بزرگترین ارزهای دیجیتال از نظر حجم بازار قرار دارد. شما می‌توانید تا 21 برابر هش شبکه آن را با هزینه 162 دلار به ازای هر ساعت اجاره کنید. جفت‌ارزهای این ارز دیجیتال در برابر بیت کوین و دلار در صرافی بیت‌فینکس موجود است.

ارزهای دیجیتال مستعد با 2 برابر شدن ظرفیت اجاره

در حال حاضر این ارزهای دیجیتال به دلیل کمبود ظرفیت در دسترس نایس‌هش برای مطابقت با قدرت هش شبکه‌شان در امان هستند.

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

اما شرایطی را فرض کنید که نایس‌هش بتواند دوبرابر ظرفیت کلی حال حاضر خود را اجاره دهد. با این فرض ارز دیجیتال اتریوم کلاسیک (ETC) که در رده 18ام و بایت‌کوین که در رده 45ام قرار دارد نیز مستعد حمله 51 درصد خواهند بود.

ارزهای دیجیتال مستعد با 5 برابر شدن ظرفیت اجاره

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

افزایش 5 برابری در ظرفیت اجاره نایس‌هش، ارزهای دیجیتال دش (در رده 15ام) و بیت کوین گلد (در رده 28ام) را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

اگر حملات 51 درصدی امکان‌پذیر باشند، چه اتفاقی می‌افتد؟ مهاجمین چگونه با این روش کسب درآمد می‌کنند؟

خوشبختانه امکان ایجاد تراکنش از کیف پولی که کلید خصوصی آن را در اختیار ندارید، کاملاً غیرممکن است. اما در اختیار داشتن قدرت هش عمده شبکه به معنای امکان اجرای حمله دوبار خرج کردن با برگرداندن موقتی تراکنش‌های مشخصی بر روی دفترکل است.

سازوکار حمله دوبار خرج کردن

هنگامی که ماینری بلاک جدیدی را استخراج می‌کند، انتظار می‌رود آن را به تمامی ماینرهای دیگر مخابره کند تا آن‌ها نیز صحت بلاک یافت شده را تایید و بلاک جدید را به بلاک چین اضافه کنند. هرچند یک ماینر که قصد شومی در سر دارد، می‌تواند به طور مخفیانه ساخت بلاک چین خود را ادامه دهد.

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

برای اجرای حمله دوبار خرج کردن، مهاجم ارزهای دیجیتالی که در اختیار دارد را در زنجیره‌ای که توسط ماینرهای صادق پیش می‌رود، خرج می‌کند. اما این تراکنش‌ها بر روی زنجیره مخفی که ایجاد شده ثبت نخواهد شد.

اگر ماینر خرابکار بتواند زنجیره‌ طولانی‌تر را سریعتر از بقیه ماینرها در شبکه ایجاد کند، می‌تواند آن را به بقیه شبکه مخابره کند.

از آنجا که پروتکل به طولانی‌ترین زنجیره پایبند است، زنجیره فاسدی که جدیداً مخابره شده به عنوان زنجیره راستین شناخته خواهد شد. تاریخچه تراکنشی هم که برای خرج کردن سابق مهاجم ایجاد شده بود، دیگر وجود نخواهد داشت و پاک می‌شود.

به خاطر داشته باشید که کنترل 51 درصد قدرت هش همیشه معنای این نیست که آن‌ها زنجیره طولانی‌تر را در اختیار خواهند داشت. ماینر خرابکار در بلندمدت شاید بتوانند به زنجیره طولانی‌تر دست پیدا کند. برای تضمین داشتن زنجیره طولانی‌تر در کوتاه مدت، مهاجم باید چیزی حدود 80 درصد قدرت شبکه را در اختیار داشته باشد.

صرافی‌ها بهترین هدف این نوع حملات هستند

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

برای کارآمد بودن حمله دوبار خرج کردن، شما نیاز دارید تا از ارزهای دیجیتال خرج شده ارزش واقعی کسب کنید. اگر نتوانید ارزهای دیجیتال را در محل صحیح خرج کنید، سودی از این حمله عاید شما نمی‌شود.

صرافی‌ها بیشترین احتمال را برای مورد هدف قرار گرفتن در برابر مهاجمانی که قصد دارند ارزهای دیجیتالشان را دوبار خرج کنند، دارند؛ چرا که آن‌ها تنها خریداران طیف گسترده‌ای از ارزهای دیجیتال هستند.

در کل یک حمله دوبار خرج کردن به این ترتیب انجام می‌شود:

• مهاجم شبکه مناسب را که به نظر سودآور می‌رسد، انتخاب می‌کند.

• مقدار قابل توجهی از ارز دیجیتال شبکه مورد هدف را جمع‌آوری می‌کند.

• قدرت هش خود را از نایس‌هش اجاره کرده و شروع به ساختن زنجیره مخفی خود می‌کند.

• ارزهای دیجیتال خود را بر روی یک صرافی به کوین دیگری مانند بیت کوین تبدیل می‌کند.

• بیت کوین را به کیف پول دیگری واریز می‌کند.

• زنجیره مخفی را به شبکه مخابره می‌کند.

• ارزهای دیجیتال اولیه خود را دوباره دریافت می‌کند.

• این روش را دوباره بر روی صرافی دیگری اجرا می‌کند.

واکنش صرافی‌ها چیست؟

همانطور که می‌توانید فکرش را بکنید، صرافی‌ها علاقه‌ای به مورد تمسخر واقع شدن و زیان دیدن ندارند. اگر این نوع حملات برای آن‌ها هزینه زیادی تحمیل کند، تدابیر امنیتی پیرامون دوره‌های زمانی برداشت، واریز و همچنین تایید حساب‌ها اعمال خواهند کرد.

صبر کردن برای برداشت از حساب، کار را برای مهاجمین هزینه‌بر می‌کند چرا که باید عملیات استخراج خود را بیش از حد معمول ادامه دهند. اما از طرفی افزایش زمان برداشت موجب نارضایتی تریدرها و مشتریان خوش‌نیت صرافی‌ها خواهد شد.

راه دیگری که صرافی‌ها می‌توانند در برابر این حملات اتخاذ کنند، نظارت و پایش دقیق ارزهای دیجیتال مستعد حمله دوبار خرج کردن است. هرچند حذف کردن این نوع ارزهای دیجیتال از صرافی، به معنی کاهش حجم معاملات و درآمد از طریق آن‌هاست. امیدوارم که این اتفاق هر چه سریعتر برای آن‌ها رخ دهد؛ چرا که تنها استفاده سوداگرانه از این نوع آلت کوین‌ها، موجب بروز یک تهدید وجودی از جانب آن‌هاست.

در نهایت می‌تواند ترکیبی از این دو رویکرد در دستور کار صرافی‌ها قرار گیرد. هر چقدر که شانس قِسِر در رفتن با انجام موفق حمله دوبار خرج کردن کمتر شود، خرج کردن پول کمتری از نظر مهاجم می‌تواند توجیه داشته باشد. ایجاد تعادل بین این دو نیرو در بلندمدت، در نهایت بخشی از تعادل شکل گرفته در بازار را پوشش خواهد داد.

واکنش‌ ارزهای دیجیتال چیست؟

آلت کوین‌ها می‌توانند رویکردهای متفاوتی نسبت به این مسئله در پیش گیرند:

• توسعه‌دهندگان می‌توانند از الگوریتم‌های ناشناخته‌ای که ماینرهای اندکی برای آن‌ها وجود دارد، استفاده کنند. در بهترین حالت این رویکرد می‌تواند یک راه‌حل موقتی باشد. تعداد ماینرهای اندک برای الگوریتم شما به معنای دشواری رشد قدرت هش خواهد بود. در صورتی که شبکه شما رشد کند، الگوریتم انتخاب شده دیگر ناشناس و گمنام نخواهد بود.

• پروژه‌های جدید امنیت خود را از شبکه‌های بلاک چین بزرگتر تامین‌ کنند، مانند توکن‌های استاندارد ERC-20. یا اینکه به دنبال الگوریتم‌های اجماع جدیدی باشند که بیش از بقیه در برابر حملات 51 درصدی مقاومند، مانند اثبات سهام. هرچند اثبات سهام نیز مدل کاملی نیست و چالش‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد.

یک بازار در حال رشد

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

بازار اجاره قدرت هش تا کجا پیش خواهد رفت و تا چه اندازه‌ بزرگ خواهد شد؟ تصورش دشوار نیست که شاهد افزایش 100 برابری آن باشیم. با این فرضیه، چه تعدادی از ارزهای دیجیتال در امان خواهند بود؟

کوین‌های با ارزش بازار بالا و هزینه کم حمله، مورد پسندترین گزینه‌ها برای ماینرهای خرابکار هستند. با این اوصاف، آیا بازار نیز این ارزهای دیجیتال ناامن را خوار و بی‌ارزش خواهد شمرد؟ در طرف مقابل، آیا بازار به ارزهای دیجیتال با قدرت استخراج شبکه بالا جایزه‌ای خواهد داد؟

برای سخن پایانی به دیدگاهی از سایت هکرنیوز توجه کنید:

حملات اجاره ماینر نمونه سرگرم‌کننده‌ دیگری از زمانی است که ظهور یک بازار به متلاشی کردن یک سیستم منجر می‌گردد. ساتوشی انگیزه مردم برای اجرای حملات 51 درصدی را با خرید دستگاه‌های بسیار پیش‌بینی کرده بود، پس ایده طولانی‌ترین زنجیره را مطرح کرد تا احتمال موفقیت این نوع حمله از طریق ماینینگ را تا حد زیادی کاهش دهد. اما به نظرم ساتوشی بازارهای با نقدینگی بالای آنلاین مانند خدمات وب آمازون (AWS) را برای تهیه قدرت هش فوری پیش‌بینی نکرده بود. قابلیت اجرای حمله 51 درصد در محدوده زمانی مشخصی، انجام این نوع حمله را هزار برابر ساده‌تر از انجام آن با خرید دستگاه می‌سازد.

منبع: coindesk

حملات 51 درصد با اجاره‌ قدرت هش؛ دردسری جدید برای ارزهای دیجیتال

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که مدت‌هاست اخبار حوزه بیت کوین را دنبال می‌کنید، حتماً با مقاله‌ها و اخباری مواجه شده‌اید که از بیت کوین با عنوان سردمدار ویرانی و تخریب کننده محیط‌ زیست یاد می‌کنند. ولی این ادعاها تا چه حد صحت دارند؟

حتی استارتاپ‌های این در تلاش برای قدرت گرفتن این باور هستند. افراد مختلف تا به اینجا صدها میلیون دلار درزمینه آلت کوین‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند که تبلیغات آنها حول محور «مصرف بهینه انرژی» و «جایگزینی که نسبت به بیت کوین، با محیط‌ زیست همسویی بیشتر دارد»، می‌چرخد.

مردم در پروژه‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که برخی از آنها سرمایه‌گذاری‌هایی پرخطر به‌حساب می‌آیند و صد البته قصد نداریم نامی از آنها ببریم. این دسته از افراد در ICOهایی مشارکت می‌کنند که به خیالشان مانند حامیان اولیه بیت کوین، به ثروت‌های هنگفت می‌رسند. اما نباید این نکته را فراموش کنیم که گزارش کار این ICOها بیشتر از اینکه کاربردی و حلال مشکلات باشد، برای مصارف تبلیغاتی طراحی‌شده است.

از طرف دیگر بیشتر افراد سهم‌هایی از IPO هایی را خریداری نمی‌کنند، مگر اینکه تحت عنوان توکن های ارزهای دیجیتال نام‌گذاری شده باشند.

سراب واقعیت‌ها

فضای پر توهم رسانه‌ای پیرامون بیت کوین چگونه است؟

اینگونه که رسانه‌های جریان اصلی از بیت کوین صحبت می‌کنند، گویی که بیت کوین یکی از چهار سوار آخرالزمان محیط‌ زیست است. تیترهایی از قبیل «آیا می‌دانستید استخراج بیت کوین بیشتر از مصرف برق کل سنگاپور یا پرتغال انرژی برق بیشتری مصرف می‌کند؟» یا «آیا می‌دانستید تراکنش‌های بیت کوین هزاران برابر تراکنش‌های ویزا الکتریسیته مصرف می‌کند؟» نقل مجلس این قبیل رسانه‌ها هستند.

حال اگر فضای خبری پیرامون بیت کوین در رسانه‌های بزرگ و اصلی را دنبال کنید، احتمالاً با چنین استعاره‌هایی در مورد ارزهای دیجیتال و به‌ویژه بیت کوین روبه‌رو خواهید شد. اما این‌طور که مشخص است، طیف گسترده‌ای از این رسانه‌ها به دنبال آلوده کردن و مخدوش کردن اخبار و حقایقی هستند که در ارتباط با بیت کوین در جریان است.

این در حالی است که ازلحاظ فنی و آماری چنین اطلاعاتی صحت دارند، اما به روشی که درنهایت باعث اشتباه در فهم آنها می‌شوند، در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرند و بسیاری از زمینه‌های لازم برای فهم درست آنها حذف می‌شود.

آلودگی بیت کوین در برابر فیس‌بوک و گوگل

«آیا میدانید که استخراج بیت کوین سالانه بیست مگاتن دی‌اکسیدکربن وارد جو زمین می‌کند؟ و آیا میدانید که این میزان با تولید کربن جمهوری ایرلند برابر است؟» این تیتری است که یکی از خبرنگاران رسانه «جالوپنیک» در آگوست سال گذشته نوشته بود. تنها مشکلی که در رابطه با این تیتر وجود دارد، یکایی است که برای آن در نظر گرفته‌شده است؛ چراکه مگاتن واحد اندازه‌گیری قدرت انفجار است و نه میزان حجم گاز کربن‌دی‌اکسید واردشده در جو.

و اینکه جالوپینک یک رسانه مرتبط با خودرو است. به عقیده من، قصد نویسنده از بیان مگا تن، استفاده از یکای تن بوده که به‌اشتباه مگا تن بیان‌ شده است. شاید بتوان این‌گونه گفت که استفاده از مگا تن، تنها یک اشتباهی تایپی بوده است، اما مشکل اصلی اینجاست که چطور زمینه‌سازی در این خبر از میان‌ رفته است.

سؤال بدیهی بعدی که در ذهن خواننده منتقد شکل می‌گیرد، این است که چه میزان از زمینه‌سازی حذف‌شده و چه میزان از آنها در متن قرار گرفته است؟

طبق برآوردهای گوگل، عملیات‌های مختلف این غول اینترنتی دنیا، چیزی حدود یک و نیم میلیون تن گاز دی‌اکسیدکربن را تنها در سال 2010 وارد جو زمین کرده و این در حالی است که این رقم در ارتباط با فیس‌بوک چیزی در حدود سیصد هزار تخمین زده می‌شود.

فضای پر توهم رسانه‌ای پیرامون بیت کوین چگونه است؟

طبق اعلام خود گوگل، این شرکت در سال 2010 به تنهایی مسئول ورود 1.5 میلیون تن گاز دی‌اکسید‌کربن به جو زمین بوده است

اما به نظر نمی‌رسد که شما دوست داشته باشید بدانید که نگهداری تصاویر گربه یا صبحانه شما بر روی سرورهای فیس‌بوک برای همیشه، چه میزان کربن وارد جو زمین می‌کند و هر بار که در این وب‌سایت پست می‌گذارید چه بلایی به سر محیط‌ زیست می‌آورید!

اریک هالتهاوس یکی از محیط زیست گرایان رادیکال مقاله‌ای مسخره و اغراق‌آمیز درباره این موضوع در مجله وایرد نوشته است.

تمامی صحبت‌های اریک هالتهاوس، نویسنده مطلب بالا و به نوعی از فعالان سیاسی، را می‌توان تنها با یک جستجوی ساده در گوگل رد کرد و ادعاهایش را کاملاً واهی دانست. وی در متنی دیگر در ارتباط با آتش‌سوزی شهر «پارادایس» در ایالت کالیفرنیا که خانواده‌ها به دنبال بستگان گمشده خود بودند، یک متن جنجالی منتشر کرده بود.

مقایسه مصرف انرژی بیت کوین و سیستم‌های بانکی

«آندریاس ام آنتونوپولوس»، در 19 نوامبر 2017 اظهار داشت:

نه این‌گونه نیست. تغییرناپذیری [در شبکه بیت کوین]، هدر رفت انرژی نیست. لامپ‌های کریسمس هدر دادن انرژی هستند.

علاوه بر حذف تأثیرات کربن دیگر شرکت‌های بزرگ و بزرگنمایی تأثیرات کربن بیت کوین و استخراج این ارز دیجیتال و استخدام دو کمدین به نام‌های «پن» و «تلر»، به‌منظور اجرای شوخی‌های نخ نمایی که مردم را وادار می‌کند به امضای تقاضانامه‌هایی تن دهند که استفاده از «آب» در محصولات شرکت‌های مختلف جلوگیری کنند، بسیاری از رسانه‌های فعال در حوزه ارزهای دیجیتال به دنبال بزرگ جلوه دادن مصرف انرژی در عرصه بیت کوین هستند.

این در حالی صورت می‌گیرد که مصرف انرژی صنایع رقیب مانند، استخراج طلا و سیستم‌های بانکی عنوان نمی‌شوند. به‌عنوان مثال هیچگاه مقایسه‌ای میان الکتریسیته مصرفی تراکنش‌های بیت کوین و تراکنش‌های ویزا کارت صورت نگرفته است.

فضای پر توهم رسانه‌ای پیرامون بیت کوین چگونه است؟

انتخاب ویزا کارت برای شروع را می‌توان به‌جا توصیف کرد، چراکه ویزا کارت تنها بخشی از یک روند بزرگ بانکداری است و مصرف الکتریسیته بیت کوین تنها صرف تراکنش‌ها نمی‌شود، بلکه صرف نگهداری و برقراری امنیت در تمام شبکه بیت کوین می‌شود که درنهایت سیستمی شفاف، غیرمتمرکز و صادق را پدید می‌آورد که دنیا تابه‌حال به خود ندیده است.

مردم دهه‌هاست که از نیروی برق برای پایدار ماندن دفاتر کل بانک‌ها و انجام تراکنش‌های بانکی خود استفاده می‌کنند و تا به اینجا ذره‌ای از نگرانی‌های خود در ارتباط با خطرات و پیامدهای چنین استفاده‌هایی، خم به ابروی خود نیاورده‌اند.

با استفاده از اطلاعاتی که در اختیار عموم قرارگرفته است و با محاسباتی ساده و محافظه‌کارانه، می‌توان به این جمع‌بندی رسید که بانک‌ها و مؤسسات مالی چیزی در حدود صد تراوات بر ساعت مصرف انرژی سالانه دارند و این رقم بیش از سه برابر انرژی مصرفی سالانه در شبکه بیت کوین است.

چرا حامیان محیط‌ زیست تا این اندازه از بیت کوین متنفرند؟

حامیان ارزهای دیجیتال و بیت کوین باید خوشحال باشند که بسیاری از رسانه‌ها با استفاده از پروپاگاندا و تاکتیک‌های مشابه به دنبال تخریب این ارز دیجیتال هستند؛ چراکه در طول تاریخ، چنین رسانه‌هایی با تمام کسب‌وکارها و نوآوری‌های موفق همین کار را انجام داده‌اند و همیشه گفته‌اند که «این محیط‌ زیست را نابود خواهد کرد».

در واقع ارزهای دیجیتال، آخرین توسعه از پروژه‌ای به قدمت دو قرن هستند که از آن با عنوان «انقلاب صنعتی» یاد می‌شود. انقلابی که در آن انسانیت و کرامت انسانی از کار در مزارع به ایجاد استانداردهایی ترقی یافته که اجداد ما تنها در رویاهایشان آن‌ها را مشاهده می‌کردند و تنها از خداوند طلب چنین زندگی راحتی را داشتند.

فضای پر توهم رسانه‌ای پیرامون بیت کوین چگونه است؟

منابعی که توسط این انقلاب برای انسان‌ها ایجادشده، به آنها اجازه می‌دهد تا در زمینه‌هایی متخصص شوند که پیش‌ از این، اسمشان را هم نشنیده بودند. خبرنگاری یکی از همین شاخه‌هاست. جایی که بسترهایی برای آنها فراهم می‌شود تا صرف‌نظر از آزادی‌هایی که همین انقلاب صنعتی به مردم داد، به آن حمله کرده و آن را به باد انتقاد بگیرند و درنهایت به آن انگ «نابودی کره زمین» بچسبانند.

امروزه تمام مردمی که در کشورهای جهان اول زندگی می‌کنند از نعمت وجود امنیت، بهداشت، سلامتی و آسایش بهره می‌برند و اصلاً خبر ندارند که انسان در طول تاریخ چه چیزهایی را پشت سر گذاشته و یادشان نخواهد آمد که گروه‌هایی از همین انسان‌ها به معنای واقعی باید قاره‌ها را با پای پیاده طی می‌کردند تا پایه‌گذار تمدن‌ها باشند.

با این حال بسیاری از خبرنگاران غربی و پروپاگانداهای سیاسی در کشورهای توسعه‌یافته، مردمانی از چین، هند، برزیل و شوروی سابق را به باد انتقاد می‌گیرند که چرا از نیروی برق برای چرخاندن چرخ انقلاب‌های‌شان استفاده کردند تا به همان رویایی برسند که غرب در سر داشته است.

حمله به مصرف انرژی برق بیت کوین صرفاً فقط انتقادی مضحک از جانب جهان اولی‌های مغرور است. بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان همچنان بدون بهره‌مندی از نظام‌های بانکی به زندگی خود ادامه می‌دهند و هیچ‌گونه دسترسی‌ای به بانک و خدمات بانکی ندارند. بقیه مردم دنیا هم در کشورهایی نظیر یونان، برزیل و ونزوئلا، از ارزهایی استفاده می‌کنند که امکان اطمینان به آنها وجود ندارد.

بگذارید مردم به بانک‌های نسل جدید تبدیل شوند!

منبع: ccn

فضای پر توهم رسانه‌ای پیرامون بیت کوین چگونه است؟

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

صرافی پیشگام ارزهای دیجیتال، بایننس، طی پستی که روز 24 مارس در وبلاگ رسمی به انتشار رساند، از تغییرات گسترده در پلتفرم فروش توکن خود یعنی لانچ‌پد (Launchpad) خبر داد.

طبق این اطلاعیه، بایننس برای برگزاری ICO بعدی در لانچ‌پد، از یک فرمت قرعه کشی جدید استفاده خواهد کرد. در قالب قبلی هر کس که تا قبل از اتمام توکن‌ها وارد سیستم می‌شد، امکان خرید را داشت که به دلیل تقاضای بالا، کاربران زیادی برنامه را از دست می‌دادند.

در پست منتشر شده از سوی بایننس به یک سیستم قرعه‌کشی بلیطی اشاره می‌شود که در آن مشارکت‌کنندگان می‌توانند با نگهداری بایننس کوین (BNB) برای بیش از 20 روز تا سقف 5 بلیط برای شرکت در قرعه‌کشی دریافت کنند. برای دریافت هر بلیط باید 100 واحد BNB خریداری و نگهداری شود. این صرافی سپس تعداد بلیط‌های برنده و مقدار توکنی که هر برنده دریافت خواهد کرد را اعلام می‌کند.

کاربران تا 24 ساعت قبل از مشخص شدن برندگان قادر خواهند بود که تعداد بلیط‌های مورد نظر خود برای شرکت در قرعه‌کشی را انتخاب کنند که حداکثر آن بستگی به تعداد توکن‌های BNB دارد که بالای 20 روز نگهداری شده‌اند.

بایننس سیستم ICO خود را تغییر می‌دهد/ بلیط قرعه‌کشی برای دارندگان بایننس کوین

بایننس در این اطلاعیه تایید کرد که این سیستم جدید می‌تواند در قبل یا بعد از اسنپ‌شات (یا همان رونوشت برداری از دارایی کاربران) موجب نوساناتی در معامله BNB شود. با این حال این صرافی متذکر می‌شود که این تاثیرات جانبی، حداقل میزان ممکن خواهد بود:

دیگر شرکت‌کنندگان بازار ممکن است این را به عنوان یک فرصت در نظر بگیرند و معامله کنند که باعث رفع نوسانات خواهد شد.

لانچ‌پد بایننس همانطور که از نامش برمی‌آید، یک پلتفرم لانچ توکن متعلق به شرکت بایننس است. این ‍پلتفرم اخیرا میزبان فروش 4 میلیون دلاری توکن‌های کلر (CELR) بوده است و قبل از آن پیش فروش توکن‌های فچ (Fetch) را برگزار کرده بود که در عرض 22 ثانیه 6 میلیون دلار سرمایه جذب شد.

همانطور که هفته پیش گزارش دادیم، طبق تغییراتی که در رابط برنامه نویسی (API) عمومیٔ صرافی مطرح ارزهای دیجیتال بایننس مشاهده شده، به نظر می‌رسد که این صرافی به دنبال راه‌اندازی معاملات مارجین است.

سه شنبه هفته گذشته، دو صرافی LBank و Bit-Z از در رده بندی حجم معاملاتٔ سایت کوین مارکت کپ به بالای بایننس رسیدند اما چندی بعد گزارشی منتشر شد که بیشتر حجم معاملات آن‌ها ساختگی است.

 

منبع: Cointelegraph

بایننس سیستم ICO خود را تغییر می‌دهد/ بلیط قرعه‌کشی برای دارندگان بایننس کوین

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

بازار پرنوسان و نوپای ارزهای دیجیتال هر کسی را برای معامله و سرمایه‌گذاری وسوسه می‌کند اما اگر چه این بازار می‌تواند سودآوری بیشتری نسبت به دیگر بازارهای سنتی داشته باشد، ریسک زیادی هم برای افراد تازه‌کار به دنبال دارد و حتی شاید به قیمت از بین رفتن تمام سرمایه تمام شود.

در اینفوگرافیک زیر به طور خلاصه به 10 نکته اساسی برای شروع معامله و ترید ارزهای دیجیتال اشاره کرده‌ایم. در تمام این موارد امنیت مهمترین موضوع است.

همچنین اگر قصد معامله ارزهای دیجیتال را دارید، حتما میزان سرمایه‌ای را برای شروع به کار بگیرید که در صورت از دست دادن تمام آن مشکلی متوجه روال زندگی شما نشود. سرمایه بیش از اندازه باعث گرفتن تصمیمات احساسی هم خواهد شد چراکه همانطور که گفتیم این بازار بسیار پرنوسان است.

 

10 نکته برای شروع معامله و ترید ارزهای دیجیتال

10 نکته برای شروع معامله و ترید ارزهای دیجیتال

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

چطور روایت‌های اصلی درباره بیت کوین در گذر زمان، دستخوش تغییر شده است؟

شاید قدیمی‌ترین اختلاف و چنددستگی موجود در اجتماع طرفداران بیت کوین به دیدگاه‌های متفاوت و گاه متضاد این افراد نسبت به بیت کوین مربوط شود. برخی بر این باور بودند که استقبال مردم از بیت کوین (به‌عنوان شیوه کم‌هزینه‌ای برای پرداخت) سبب می‌شود بلاک‌های ثبت تراکنش‌ها تا سال ۲۰۱۷ پُر شده و بیت کوین دیگر بی‌فایده شود. این افراد الزاما حرف بی‌ربطی نمی‌زدند.

بااین‌حال، دیدگاه این افراد در اجتماع کاربران بیت کوین در اقلیت قرار داشت و بسیاری دیگر از کاربران با تغییر موردنظر آنها در پروتکل بیت کوین موافق نبودند.

طرفداران بیت کوین در این فضای بدون رهبری واحد، ترجیح می‌دهند به اسناد اولیه بیت کوین و نیز مطالبی که در همان نخستین روزها توسط ساتوشی ناکاموتو منتشر شده رجوع کنند تا شاید بتوانند به مبانی موردنظر خالق بیت کوین دست یابند. این کار را می‌توان همانند رجوع به متن قانون اساسی برای آگاهی از اقدام درست قانونی در اوضاعی که هیچ قانون مشخصی در اختلاف ایجاد شده وجود ندارد، شبیه دانست.

اما برخی دیگر از طرفداران بیت کوین با این رویه مخالف‌اند و ترجیح می‌دهند به تحلیل کاربردی و تصمیم‌گیری بر اساس عملکرد مطلوب (و نه نوشته‌های نه چندان جامع ساتوشی ناکاموتو) بپردازند.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف در مورد بیت کوین

به‌همین‌دلیل، بین کسانی که بر این باورند که پروتکل بیت کوین جامع است و کسانی که توجه چندانی به آن ندارند، شکافی عمیق وجود دارد. چشم‌انداز بیت کوین به‌هیچ‌وجه ایستا و بی‌جان نیست. پیشرفت‌های فنی، واقعیت‌های مربوط به استفاده و نیز رویدادهای دنیا همگی بر دیدگاه جمعی درباره بیت کوین تأثیر می‌گذارند.

در این مطلب به بررسی روایت‌های غالب که طی یک دهه از عمر بیت کوین شکل گرفته می‌پردازیم. این مطلب تا حدی بر مطلبی ارزشمند از مراد محمداف (Murad Mahmudov) و نیز آدام تاشه (Adam Taché) استوار است و توصیه می‌کنیم حتما آن مطلب را هم مطالعه کنید.

دیدگاه‌های گوناگون درباره بیت کوین

در مجموع ۷ دیدگاه اصلی را در میان طرفداران بیت کوین شناسایی کرده‌ایم. دقت کنید که این دیدگاه‌ها الزاما اثرگذارترین دیدگاه‌ها در طول تاریخ بیت کوین نیستند، فقط تعداد طرفداران چنین رویکردهایی از بقیه بیشتر است. این فهرست به ترتیب و بر اساس زمان تقریبی مطرح‌شدن این دیدگاه‌ها مرتب شده است.

۱. شکلی دیگر از پول الکترونیکی

اولین دیدگاه غالب که در نخستین روزهای پدیدار شدن بیت کوین مطرح بود، به کاربرد آن به‌عنوان پول الکترونیکی مربوط می‌شد. در آن زمان، سایفرپانک‌ها (طرفداران آزادی اینترنت) و رمزنگاران به تحسین بیت کوین می‌پرداختند، بدون اینکه مطمئن باشند آیا اصلا بیت کوین می‌تواند به موفقیت برسد یا نه. ازآنجاکه همه پروژه‌های پیشین مربوط به پول الکترونیکی با شکست روبرو شده بود، جنبه‌های درخشان فنی و اقتصادی و نیز گستردگی شبکه بیت کوین سبب می‌شد این پروژه با اقبال بالایی در میان این عده از افراد روبرو شود.

۲. شبکه کم‌هزینه پرداخت همتا به همتا

این دیدگاه طرفداران زیادی دارد. برخی بر این باورند که ساتوشی دقیقا همین را در نظر داشت و به‌دنبال نوعی پول برای تراکنش‌های همتا به همتا در اینترنت بود. چنین سامانه‌ای را می‌توان چیزی معادل پی‌پل، البته از نوع نامتمرکز دانست. از آنجا که پرداخت‌های خُرد از اساسی‌ترین اجزای تجارت بر بستر اینترنت به شمار می‌روند، طرفداران این دیدگاه بر این باورند که کارمزدهای پایین و نیز راحتی استفاده، از اساسی‌ترین ویژگی‌های کلیدی برای چنین پولی به شمار می‌رود.

۳. طلای دیجیتال و مقاوم در برابر محدودیت‌های حکومتی

طرفداران این دیدگاه که به نوعی در برابر دیدگاه شماره ۲ (یک شبکه کم‌هزینه پرداخت همتا به همتا) قرار دارند می‌گویند بیت کوین در اصل، ابزاری برای ذخیره ارزش است که بر خلاف پول‌ رسمی (فیات) موجب ایجاد تورم نمی‌شود، غیرقابل‌دستکاری است و همچنین حکومت‌ها و بانک‌ها نمی‌توانند در آن دخل و تصرفی انجام دهند. افرادی که به این دیدگاه باور دارند چندان با کاربرد بیت کوین در تراکنش‌های روزمره موافق نیستند و فکر می‌کنند که مواردی نظیر امنیت و بلندنگری در توسعه بیت کوین از مهم‌ترین اصولی هستند که سبب می‌شوند بیت کوین بتواند به‌عنوان ابزاری برای ذخیره ارزش به کار رود.

۴. ارز دیجیتال ناشناس و محرمانه برای دارک وب

از نظر آن دسته از افرادی که به این دیدگاه باور دارند، بیت کوین بیشترین کاربرد را برای تراکنش‌های ناشناس آنلاین، به‌ویژه در بازارهای سیاه آنلاین دارد. اگر از این دیدگاه به بیت کوین بنگریم، جایگاه این ارز دیجیتال فقط به‌عنوان طلای الکترونیکی مطرح نمی‌شود، بلکه ویژگی‌های شاخص بیت کوین در زمینه عدم ثبت مشخصات کاربر و محرمانگی تراکنش‌ها، مزیت‌های اصلی آن به شمار می‌رود. تا پیش از اینکه مؤسسه چین ‌انالسیس (Chain Analysis) وارد میدان شده و به رهگیری منشا تراکنش‌های بیت کوینی و شناسایی هویت کاربران بپردازد، این دیدگاه بسیار پرطرفدار بود.

۵. ابزاری برای توسعه صنعت ارزهای دیجیتال

بر اساس این دیدگاه، بیت کوین به‌عنوان ارز دیجیتال مرجع عمل می‌کند و زمینه را برای توسعه هر چه بیشتر صنعت ارزهای دیجیتال و اموال رمزنگاری‌شده فراهم می‌سازد. سرمایه‌گذارانی که ارزش آنی اموال خود را بر اساس بیت کوین می‌سنجند، به این دیدگاه باور دارند. همچنین آن دسته از معامله‌گران، کسب‌وکارها و نیز ذی‌نفعان شبکه‌های توزیع‌شده که سرمایه خود را در قالب بیت کوین ذخیره می‌کنند نیز از جمله طرفداران این دیدگاه هستند.

۶. پایگاه‌ داده قابل برنامه‌ریزی

این دیدگاه چندان فراگیر نیست و افراد اندکی به آن باور دارند. بر این اساس، بیت کوین و شبکه آن می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ذخیره داده‌های مختلف (و نه فقط داده‌های تراکنش‌ها) به کار گرفته شود. این افراد بیت کوین را یک پروتکل قابل برنامه‌نویسی می‌دانند که می‌تواند کاربردهایی فراتر از امور مالی داشته باشد. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، کاربردهای جدیدی برای بیت کوین از طریق زنجیره‌های جانبیِ قرارگرفته بر روی شبکه اصلی تعریف شد. پروژه‌هایی نظیر نیم‌کوین (NameCoin)، بلاک‌استک (Blockstack)، روت‌استاک (Rootstock) و چندین سرویس دیگر بر مبنای پروتکل بیت کوین ایجاد شدند.

۷. نوعی دارایی مالی مستقل

طرفداران این دیدگاه می‌گویند که بیت کوین شبیه نوعی دارایی مالی است که مهم‌ترین مزیت آن، ماهیت توزیع‌شده آن است. بیت کوین وابستگی چندانی به شاخص‌های رایج بازار نظیر نرخ ارزهای رسمی، نرخ مواد خام و شاخص‌های بورس جهانی ندارد و به‌همین‌دلیل، دارایی ارزشمندی به شمار می‌رود که رفتاری مستقل از روند جهانی اقتصادی را دنبال می‌کند. البته این افراد الزاما در پی خرید بیت کوین نیستند، بلکه به‌دنبال سرمایه‌گذاری روی دارایی‌های مرتبط با بیت کوین (نظیر صندوق‌های سرمایه‌گذاری ارزهای دیجیتال) هستند. با افزایش توجه سرمایه‌گذاران بزرگ به این دیدگاه، بر شمار طرفدارانش نیز افزوده می‌شود.

در نمودار زیر به مقایسه میزان طرفداری از هر یک از این دیدگاه‌ها در گذر زمان می‌پردازیم.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف درباره بیت کوین

در نمودار بالا، تأثیر نسبی هر یک از هفت دیدگاه غالب در میان طرفداران بیت کوین را بررسی کرده‌ایم. همان‌طور که از نمودار مشخص است، دیدگاهی که بیت کوین را پول الکترونیکی می‌دانست در ابتدا بسیار رایج بود. همزمان با آن، دو دیدگاه دیگر یعنی بیت کوین به‌عنوان یک شبکه پرداخت همتا به همتا و نیز طلای الکترونیکی شکل گرفت. به‌تدریج، دیدگاهی که بیت کوین را یک ارز دیجیتال ناشناس برای پرداخت‌ها در دارک وب (نظیر وب‌سایت جاده ابریشم) می‌دانست، محبوبیت بیشتری یافت. این دیدگاه از بین نرفت و هنوز هم از بیت کوین در پرداخت‌های مختلف بازارهای سیاه آنلاین اسفاده می‌شود. بااین‌حال، جایگزین‌های دیگری با امنیت بیشتر (نظیر مونرو) هم در این میدان حضور دارند.

با شکل‌گیری مفهوم عرضه اولیه سکه (ICO) و گسترش بازار ارزهای دیجیتال، بیت کوین به‌عنوان ابزاری برای ذخیره ارزش مطرح شد. این دیدگاه به‌تدریج به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین قابلیت‌های بیت کوین قدرت یافت و در بازار صعودی سال ۲۰۱۴ و نیز ۲۰۱۷ به‌شدت موردتوجه قرار گرفت. دیدگاهی که بیت کوین را یک شبکه پرداخت همتا به همتا می‌دانست تا اوایل سال ۲۰۱۷ پرطرفدار بود، اما طرفداران این دیدگاه پس از آن به سراغ بیت کوین کش رفتند (و البته برخی دیگر نیز به لایت کوین و دش روی آوردند). بااین‌حال، با شکل‌گیری شبکه لایتنینگ در سال ۲۰۱۸، اشتیاق برای استفاده از بیت کوین برای تراکنش‌های خرد و با کارمزد جزئی افزایش یافت.

در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، شبکه‌های جانبی بیت کوین بسیار موردتوجه قرار گرفتند. در آن زمان برخی کارشناسان می‌گفتند که بیت کوین به زودی قابلیت‌های دیگری نیز می‌یابد و همین سبب می‌شود آلت‌کوین‌ها (سایر ارزهای دیجیتال موجود در بازار) دیگر جذابیتی نداشته باشند. این روند به شکل‌گیری پروژه‌هایی نظیر مسترکوین (Mastercoin) که اکنون آمنی (Omni) نامیده می‌شود، نیم‌کوین (Namecoin)، روت‌استاک (Rootstock)، بلاک‌استاک (Blockstock) و نیز اپن تایم‌استمپس (Open Timestamps) انجامید. بااین‌حال، کار کردن با این شبکه‌های جانبی بسیار پیچیده بود و همین سبب شد استفاده از بیت کوین برای مقاصد غیر مالی نیز جذابیت خود را از دست بدهد.

با شکل‌گیری بازار نزولی در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، برخی تحلیلگران اظهار داشتند که بیت کوین را می‌توان نوعی پول کالایی (commodity-money) متفاوت دانست. در نوامبر ۲۰۱۵، تور دمستر (Tuur Demeester) مقاله‌ای را با عنوان «چطور در رقابت بیت کوین شرکت کنیم؟» منتشر کرد. او در این مقاله به بیان ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد بیت کوین به‌عنوان نوعی دارایی در سبد سرمایه‌ای پرداخت. در اواسط ۲۰۱۶، برنیسک (Burniske) و وایت اعلام کردند که بیت کوین دسته‌ای جدید از دارایی به شمار می‌رود.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف در مورد بیت کوین

این تحلیلگران متوجه شدند که بیت کوین ارتباط بسیار اندکی با سایر دارایی‌های سنتی دارد و به‌همین‌دلیل، به‌عنوان دارایی تنوع‌دهنده به سبد سرمایه موردتوجه قرار می‌گیرد. امروزه این دیدگاه بسیار رایج است و خدمات متنوعی نیز بر اساس آن شکل گرفته که امکان بهره‌گیری از بیت کوین در سبد سرمایه سرمایه‌گذاران سنتی را نیز فراهم می‌کند.

طی این دوره‌های زمانی، باور به اینکه بیت کوین همچون طلای دیجیتال است همواره موردتوجه بوده است. این دیدگاه حتی نسبت به دیدگاه رایج قبلی که بیت کوین را ابزاری برای تبادل همتا‌ به همتای پول می‌دانست نیز ارجحیت یافته است، زیرا طرفداران آن دیدگاه اکنون بیشتر به بیت کوین کش پیوسته‌اند. پس از گذشت نزدیک به یک دهه از عمر بیت کوین، دیدگاه بیت کوین به‌عنوان طلای الکترونیکی بیشترین طرفدار را دارد. بسیاری از سرمایه‌گذارانی که روی این ارز دیجیتال سرمایه‌گذاری کرده‌اند، آن را یکی از دارایی‌های تنوع‌بخش به سبد سرمایه می‌دانند. بااین‌حال، برخی افراد هنوز از بیت کوین برای تراکنش‌های صورت‌گرفته در دارک وب استفاده می‌کنند و همچنین بر محبوبیت بهره‌گیری از بیت کوین بر روی شبکه لایتنینگ نیز افزوده می‌شود.

جنگ و صلح در میان طرفداران بیت کوین

واکاوی دیدگاه‌های مختلف درباره بیت کوین

اگر با دقت به نمودار بالا نگاه کنیم، درمی‌یابیم که برخی از دیدگاه‌ها درباره بیت کوین کاملا با هم ناسازگار هستند. برای نمونه، گسترش استفاده از پرداخت‌ها بر روی شبکه بیت کوین با دیدگاهی که بیت کوین را طلای دیجیتال می‌داند سازگاری ندارد که البته اسپنسر بوگارت (Spencer Bogart) نیز به آن اشاره کرده است.  با مجزاکردن این دیدگاه‌ها روی این نمودار، متوجه تمایز آنها می‌شویم.

اولین تعارض جدی میان طرفداران بیت کوین در سال ۲۰۱۵ و با عرضه بیت کوین‌ اکس‌تی (Bitcoin XT) آغاز شد. البته این تعارض ریشه در گفتگوهای تندی داشت که از مدت‌ها قبل میان برخی طرفداران بیت کوین ردوبدل می‌شد. بعدها و با عرضه بیت کوین کلاسیک (Bitcoin Classic) و بیت کوین آنلیمیتد (Bitcoin Unlimited) این درگیری‌ها بیشتر هم شد. اوج این تعارضات در اواسط سال ۲۰۱۷ و زمانی که بیت کوین کش کار خود را آغاز کرد شکل گرفت. طی بازار صعودی ارزهای دیجیتال در اواخر سال ۲۰۱۷، کارمزد تراکنش‌های بیت کوینی به بیشترین میزان خود رسید و همین امر، نظرها را به بیت کوین کش جلب کرد. بااین‌حال، مدتی بعد با کاهش دوباره کارمزدها، از میزان اهمیت نیاز به بلاک‌های بزرگ‌تر هم کاسته شد.

در اوایل سال ۲۰۱۸، شبکه لایتنینگ توانست کاربردی شود و به‌این‌ترتیب، فصل جدیدی در قابلیت شبکه بیت کوین برای پردازش پرداخت‌های خُرد گشوده شد. این امر موجب کاهش تعارض موجود بین دو گروه شد، زیرا از یک سو بیت کوین می‌توانست به‌عنوان ابزاری برای ذخیره ارزش به کار رود و از سویی دیگر، امکان پرداخت‌های همتا به همتا نیز با شبکه لایتنینگ فراهم می‌شد.

به‌نظر می‌رسد بیت کوین در دوره کنونی شاهد نوعی توازن و همزیستی میان دیدگاه‌های مختلف است. با اینکه هیچ دیدگاه کاملا غالبی در این میان وجود ندارد، دیدگاه بیت کوین به‌عنوان طلای دیجیتال طرفداران بیشتری نسبت به سایر دیدگاه‌ها دارد. درگیری‌های بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ موجب ایجاد فورک بیت کوین کش و نیز روی آوردن برخی طرفداران بیت کوین به سایر رقبای موجود در زمینه پرداخت‌های همتا به همتا نظیر لایت‌کوین، دش و نیز نانو شد. به‌نظر می‌رسد این مجادله تا حد زیادی فروکش کرده و دوره‌ای از آرامش در میان طرفداران دیدگاه‌های متضاد درباره بیت کوین ایجاد شده باشد.

همچنین به‌نظر می‌رسد در این شرایط آرام، توسعه بیت کوین نیز با سرعت بیشتری پیش برود. دعواهای صورت‌گرفته در رسانه‌های اجتماعی بین طرفداران دیدگاه‌های مختلف درباره بیت کوین و ایجاد فورک‌های متفاوت سبب کاهش شتاب توسعه بیت کوین می‌شد. اما اکنون و با آرام شدن جو موجود، زمینه برای شتاب‌دهی به توسعه پروژه‌های مختلف مربوط به بیت کوین نیز مساعدتر از گذشته شده است.

همان‌طور که در نمودار می‌بینید، دیدگاهی که بر محرمانگی تراکنش‌ها در بیت کوین تأکید دارد (که معمولا دیدگاه طلای دیجیتال نیز نامیده می‌شود) در تضاد با دیدگاهی است که به حضور بیت کوین در بازارهای سرمایه تأکید دارد. این دیدگاه که به‌دنبال پذیرفته‌شدن بیت کوین به‌عنوان دسته جدیدی از سرمایه در صندوق‌های سرمایه‌گذاری است، روزبه‌روز از مقبولیت بیشتری برخوردار می‌شود. طرفداران این دیدگاه بر تبعیت خریداران و فروشندگان بیت کوین از قوانین احراز هویت تأکید دارند و اهمیت چندانی به مسئله محرمانگی تراکنش‌ها نمی‌دهند. برخی کارشناسان بر این باورند که دعوای جدی بعدی در اردوگاه طرفداران بیت کوین میان همین دو دسته خواهد بود.

در نهایت این بازه‌های زمانی درگیری و صلح، از اهمیت یکسانی برخوردارند. تعارضات میان طرفداران بیت کوین سبب می‌شود مشکلات موجود بهتر شناسایی شده و نگرانی‌های کاربران به گوش همگان برسد. در این شرایط، شرکت‌ها و توسعه‌دهندگان باید موضع خود را به‌خوبی آشکار کنند و همین امر می‌تواند آینده پروتکل بیت کوین را تغییر دهد.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف درباره بیت کوین

همانطور که در نمودار هم نشان داده شده، جنبه‌ی ناشناس و قابل تعویض بودن بیت کوین (که در دیدگاه طلای دیجیتالی نیز مشاهده می‌شود) به نحوی در تضاد با جنبه مالی‌سازی و معاملات شفاف آن است که روزبه‌روز در حال محبوب شدن است. امروزه کسانی که دوست دارند بیت کوین را دارایی مالی جا بزنند، ابتدا علاقه دارند تا آن را با قوانین AML/KYC سازگار کنند و تاکید کمتری بر روی ناشناس ماندن و تعویض‌پذیری داشته باشند. به عقیده بسیاری از تحلیلگران جنگ خونین بعدی که روح بیت کوین با آن درگیر خواهد بود، بر سر این موضوع است.

در نهایت جنگ و صلح‌های جامعه بیت کوین مهم و حائز اهمیت است. تضادها نشانگر این هستند که ساختار قدرت در کدام سمت خوابیده و احساسات واقعی سهام‌داران درباره اتفاقات چیست. در این دوران، کسب‌وکارها، افراد و توسعه‌دهندگان مجبور به انتخاب یک طرف می‌شوند تا عشق و علاقه واقعی خود را در توسعه و پیشرفت پروتکلی که به آن باور دارند، نشان دهند.

روند زمانی رویدادها

بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ارائه شده در این مطلب، بر اساس تفسیرمان از پست‌های بیت‌کوین‌تاک (BitcoinTalk) صورت گرفته است. اگر با این موارد مخالف‌اید، خوشحال می‌شویم نظرات‌تان را بیان کنید. برای سادگی تحلیل‌های بعدی، یک نمودار زمانی از اصلی‌ترین رویدادهایی که طی تاریخ بیت کوین صورت‌گرفته را تهیه کردیم. این نمودار تا حد زیادی بر اساس داده‌های وب‌سایت 99bitcoin بوده است. توصیه می‌کنیم نمودار چندرنگی بالا را با این نمودار زمانی مقایسه کنید. مقایسه میان این دو می‌تواند به درک بهتر روند رویدادهای صورت گرفته کمک کند.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف در مورد بیت کوین

نتیجه‌گیری

 

در این مقاله به بررسی دیدگاه‌های مختلف در میان طرفداران بیت کوین بر اساس تحلیل مطالب ارسال شده در انجمن بیت‌کوین‌تاک پرداختیم. بیشتر این مطالب ارسالی توسط پیشگامان دنیای بیت کوین و کسانی که از همان ابتدا با آن همراه بودند ارائه شده است. همچنین برخی از مهم‌ترین رویدادهای صورت گرفته برای بیت کوین را بررسی کردیم.

واکاوی دیدگاه‌های مختلف در مورد بیت کوین

بااین‌حال، این مقاله الزاما نمی‌تواند گویای همه زوایای بیت کوین باشد. انسان‌ها در گذر زمان دستخوش تحول می‌شوند و بازیگران مهم بیت کوین نیز از این قاعده مستثنی نیستند. حتی دیدگاه نویسندگان این مقاله نیز طی ده سال عمر بیت کوین دچار تغییراتی شده است.

درک مناسب از تاریخچه بیت کوین می‌تواند نقطه آغازی برای تلاش به‌منظور شناخت بهتر آن باشد. بیت کوین، پدیده‌ای چند جنبه‌ای است و طرفدارانش نیز یک‌دست نیستند. دقت‌کردن به این نکته می‌تواند ما را در شناخت هر چه بهتر بیت کوین یاری کند.

منبع: medium

واکاوی دیدگاه‌های مختلف در مورد بیت کوین

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال