ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

۲۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۸ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

دنیل جفریز، نویسنده و محقق فناوری و ارزهای دیجیتال، باز هم مقاله‌ای جالب و بسیار خواندنی در صفحه مدیوم خود به انتشار رسانده‌ است. در ادامه ترجمه کامل این مقاله فوق‌العاده را می‌خوانید.

چگونه رابطه‌مان با پول به طور پنهانی به ما آسیب می‌رساند و چطور می‌توانیم این مشکل را حل کنیم

پول.

فقط تعداد معدودی از کلمات می‌توانند همزمان احساس عشق و نفرت را در ما ایجاد کنند و پول یکی از آنهاست.

پول هم خوب است و هم بد. پول در تمام جنبه‌های زندگی ما، در هر چیزی که می‌خواهیم و هر چیزی که از آن نفرت داریم حضور دارد. همه می‌خواهند کارها را بدون پول انجام دهند و با این‌حال هر کسی آرزو می‌کند پول زیادی داشته باشد؛ البته هیچ‌کس هم دستش را رو نمی‌کند! در ظاهر می‌گویند برای پول ارزشی قائل نیستند، اما تصور می‌کنند پول همه مشکلات را حل خواهد کرد.

عاشق قدرت فریبنده پولی می‌شویم که از نظر ما توانای مطلق است؛ اما همزمان از آن بیزار هم هستیم.

پول فرشته است یا شیطان؟

در دهه ۷۰ میلادی، سبک موسیقی دیسکو، فرهنگ «پول، هر چه بیشتر بهتر» را رواج می‌داد. در دهه ۸۰ فیلم‌هایی مانند «وال استریت» می‌گفتند «حرص و طمع، خوب است». موهای پرپشت پف‌داده، شلوارهای چرمی و چراغ‌های رقصان نشانه‌های برجسته موسیقیِ آن دوران بودند، زیرا ستاره‌های راک و پاپ زندگی پرزرق‌وبرقی داشتند. حتی گروه‌های دیگری مانند Pet Shop Boys هم در ترانه‌هایشان می‌خواندند: «بیایید یه عالمه پول دربیاریم.» همه آنها به‌شکل کنایه‌آمیزی منظورشان را می‌رساندند، اما تعداد کمی از مردم می‌فهمیدند آنها واقعا چه دارند می‌گویند.

و هنوز مدام عشق ما به پول، با ترس و نفرت جایگزین می‌شود.

در دهه ۹۰ یک واکنش سیاسی علیه پول شکل گرفت. گروه موسیقی نیروانا (گروه راک امریکایی) با تیشرت‌های شطرنجی و جین‌های پاره توانستند شلوارهای چرمی، نورهای رقصان و جذابیت ستاره‌های مو پف‌داده را کاملا از بین ببرند. سقوط دات کام‌ها و و اقتصاد بار دیگر سبب شد نفرت از ثروتمندان در زندگی ما ریشه بدواند و این نفرت دیگر هرگز ما را رها نکرد.

بحران مالی مسکن در سال ۲۰۰۸، این حسِ نفرت را تشدید کرد؛ زیرا الگوریتم‌های نه چندان هوشمندانه و بانک‌داری غارتگرانه دنیا را به خاک سیاه نشاندند.

این واکنش علیه پول و قدرت هنوز هم ادامه دارد. در روزگار ما، طبقه مرفه همچنان به‌شدت نظر مردم را جلب می‌کنند.

سیاست‌مداران و اصلاح‌طلبان همه جا با خشم به آنها اهانت می‌کنند، حتی اگر خودشان به‌شکل مخفیانه جزو طبقه مرفه باشند. ما هر چیز غلط در جامعه را به قدرتمندان و حرص و طمع سیری‌ناپذیرشان نسبت می‌دهیم. فکر می‌کنیم اگر بتوانیم آنها را ریشه‌کن کنیم و مردم ساده و تهیدست را به مسند قدرت بنشانیم، همه‌چیز در دنیا درست می‌شود.

اما آیا این واقعا درست است؟ یا اینکه ثروتمندان سپربلای همه شده‌اند و راحت می‌توان همه مشکلات را به گردن آنها انداخت؟

در واقع هیچ‌کدام درست نیست. حقیقت جایی مابین این دو است.

پول مفهومی بنیادین است که با هر چیز دیگری تفاوت دارد. در واقع از هر چیزی بنیادی‌تر است. پول بر همه جنبه‌های زندگی ما تأثیر می‌گذارد. پول نه بد است نه خوب، اما همزمان می‌تواند خوب و بد باشد. حتی می‌تواند ما را از هم جدا کند یا به هم پیوند دهد.

اما چه چیزی سبب می‌شود پول برای ما مفید باشد یا به ضرر ما عمل کند؟ خیلی ساده است. رابطه ما با پول این را تعیین می‌کند.

یک رابطه بد، مانند ازدواجِ بد است و همه چیز را در زندگی‌مان نابود می‌کند.

رابطه خوب مانند طلوع خورشید در ابتدای صبح است که بر کل زندگی ما نورافشانی می‌کند و سبب می‌شود کارهای روزمره‌مان را آسان‌تر انجام دهیم.

اما متأسفانه بسیاری از ما رابطه بدی با پول داریم. ما در چرخه معیوبی از عشق و نفرت نسبت به پول گرفتار شده‌ایم. باید این چرخه را بشکنیم و کاری کنیم پول به شیوه‌ای مثبت برایمان کار کند. اما چگونه؟

باید از اول شروع کنیم. باید ارتباط‌مان با پول را بازسازی کنیم.

همان‌طور که اگر مزرعه را از علف‌های هرز پاک نکنیم گیاهی در آن رشد نمی‌کند، تا زمانی‌که تمام تصورات نادرستی را که ما را عقب نگه داشته است از بین نبریم نمی‌توانیم رابطه‌مان را با پول بهتر کنیم.

اگر می‌خواهید پول بیشتری داشته باشید، یک کسب‌وکار را شروع کنید یا در معاملات سهام و ارز دیجیتال خوب عمل کنید، بیایید با هم این حوزه را پاک‌سازی کنیم. فقط در این صورت است که می‌توانیم به فرصت‌های طلایی دست یابیم.

جنبه منفی پول

پول فرشته است یا شیطان؟

پول بر اساس دو چیز تغییر می‌کند:

  • تجربه‌ای که با آن داریم.
  • نگرش ما نسبت به آن.

بیایید با تجربه شروع کنیم و ببینیم چطور ما را برای حوادث بد یا خوب شکل می‌دهد.

تجربیات بد، توانایی ما را برای پول درآوردن از بین می‌برند.

در دوران جوانی‌ام برای کار به یک شرکت مشاوره امور رایانه در نیویورک رفتم. برخی از ثروتمندترین افراد در سراسر جهان مشتریان این شرکت بودند. به‌عنوان‌مثال، یکی از آنها تدی فورستمن (Teddy Forstmann) از شرکت فورستمن لیتل بود؛ شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی بسیار قدرتمندی که حالا دیگر وجود ندارد. فورستمن مالک شرکت جتِ خصوصی گالف استریم ایر، شرکت یانکی کندل و کارت‌های مسابقه «تاپس» هم بود. ثروت شخصی فورستمن به بیش از ۱.۶ میلیارد دلار می‌رسید.

برای اینکه درک کنید این مرد دقیقا چقدر قدرتمند بود، کافی است بدانید ظاهرا او قصد داشت نظر مساعد پرنسس دیانا را به خود جلب کند که البته اجل مهلتش نداد. باورتان می‌شود؟ شاهزاده خانم می‌خواست با او فرار کند!

اما اینکه چیزی نیست!

یک بار قرار بود یکی از فایل‌های اکسل مهم این شرکت را که خراب شده بود بازیابی کنم. کارکنان به من گفتند که آنها برای دعوت افراد مهم برای جشن سالیانه منحصربه‌فردشان به این فایل نیاز دارند. در نهایت پس از چند روز تلاش، با بعضی از ترفندهای جادویی فناوری اطلاعات موفق شدیم فایل را بازگردانیم. این همه تلاش فقط برای اینکه شماره‌تلفن شخصی برخی از افراد مشهور و مدیرعامل‌های مهم کشور در آن درج شده بود و باید آنها را برای مهمانی دعوت می‌کردند!

در مدتی که در آن شرکت بودم، چیزهایی شبیه این زیاد اتفاق می‌افتاد. باورتان نمی‌شود، فقط قیمت نوشیدنی که قرار بود در یک سفر انفرادی با جت اختصاصی برای تدی سرو شود، ۴۰ هزار دلار بود! (رقمی شاهانه در اوایل دهه ۹۰). تدی خیلی پول داشت. یک شکارچی خرگوش به‌شکل تمام وقت برایش کار می‌کرد و یک سرآشپز حرفه‌ای در دفترش داشت که هر روز برای هفت نفر غذا می‌پخت.

و تدی تنها یک مورد از افرادی بود که مشتری آن شرکت مشاوره بودند.

یک صندوق سرمایه‌گذاری پوششی را به یاد می‌آورم که فقط پنج نفر آن را اداره می‌کردند، اما وسایل آنتیک و قالیچه‌های ایرانی که در شرکت سهامی‌شان قرار داده بودند آن را از هر موزه‌ای مجلل‌تر کرده بود. مدیرعامل شرکتی دیگر تصاویری از خودش با بیل کلینتون و قاضی‌های دادگاه عالی را به دیوار نصب کرده بود و همه آنها صمیمانه در کنار هم ایستاده بودند. دستیاران شخصی این شرکت‌ها صدها هزار دلار در سال برای محافظت از این دارایی‌های ارزشمند هزینه می‌کردند.

شاید فکر کنید شغلم رویایی به نظر می‌رسید، اما در واقع یک کابوس بود. از هر ثانیه‌اش متنفر بودم.

تدی فورستمن

یادم هست که یک بار قرار بود لپ‌تاپ تدی را تعمیر کنم. وارد دفتر بزرگش شدم، خودم را در بین لوح‌ها و تقدیرنامه‌هایی یافتم که افراد ثروتمند به دلایل بیخودی از سازمان‌های مختلف دریافت می‌کنند. این سازمان‌ها مشخصا قصد دارند ثروتمندان و پول‌شان را با خودشیرینی به سمت خودشان بکشانند، وگرنه این افراد کاری نمی‌کنند که شایسته دریافت این همه جوایز باشند. برایم روشن بود که او احتمالا هرگز از این لپ‌تاپ استفاده نکرده بود. به زحمت از جعبه خارجش کرده بودند و حتی برنامه‌هایش به‌طور کامل نصب نشده بودند. همان‌طور که داشتم روی آن کار می‌کردم، منشی خصوصی‌اش ناگهان وارد شد و جیغ کشید:

همین الان باید بری، رئیس داره میاد! داره میاد!

با حیرت نگاهش کردم. درباره چی حرف می‌زد؟ چرا باید می‌زدم به چاک؟

بعدها فهمیدم. من به تدی کمک کردم و لپ‌تاپش را درست کردم، اما کمک من هرگز دیده نشد.

من در برابر تدی چیزی کاملا کوچک و بی‌ارزش بودم.

حالا که تدی مرده است، اغلب همه او را به‌عنوان شخص خوبی می‌بینند و چرا نه؟ با وجود همه چیزهایی که گفتم، تدی به دلایلی مرد خوبی بود. راستش را بخواهید معمولا افراد در زندگی تک‌بعدی نیستند و باید از ابعاد دیگر هم آنها را بررسی کرد.

تدی هر چه که بود، انجام کارهای کثیف برای جمع‌آوری ثروت با اوراق قرضه بنجل را ناپسند می‌دانست و از شرکت‌هایی که با تملک اهرمی (leveraged buyout) و تصاحب سهام یا دارایی‌های شرکت‌های دیگر با گرفتن قرض‌ها و وام‌های سنگین در دهه ۸۰ سروکار داشتند به‌شدت انتقاد می‌کرد. او هم برخاسته از همین دوران بود، اما رویکردی تند درباره تصاحب خصمانه و سرمایه‌گذاری با بدهی‌های سمّی داشت.

اما من هرگز آن جنبه از شخصیت او را ندیدم. فقط ویژگی منفی او را می‌دیدم.

پول فرشته است یا شیطان؟

دستیار شخصی سابق تدی برایم تعریف کرد که چه رفتار خشونت‌آمیزی با کارکنانش داشت. او حتی یک بار خودش گذرنامه‌اش را مخفی کرده بود و تمام مسیر را با دستیارش به فرودگاه رفته بود بدون اینکه اصلا حرفی بزند. وقتی به فرودگاه رسیدند با داد و بیداد به او گفت که گذرنامه را فراموش کرده است و مجبورش کرد تمام راه را برگردد و آن را بیاورد. درحالی‌که خودش آن را مخفی کرده بود.

می‌توانم داستان‌های بیشتری برایتان بگویم اما دیگر کافی است. اینها افراد ثروتمندی بودند که شما از آنها وحشت دارید و من نمی‌خواهم شما را بیشتر بترسانم.

این تجربه به‌مدت یک دهه باورهایم را درباره پول مسموم کرده بود. به من آموخته بود:

برای ثروتمند شدن باید ظالم و بی‌رحم باشید.

در آن دوران فکر می‌کردم تنها راه کسب ثروت، چاپیدن دیگران است. به جمله مشهور بالزاک در ابتدای کتاب پدرخوانده که می‌گوید: «در ورای هر ثروت عظیمی، جنایتی اتفاق افتاده است» عمیقا باور داشتم. افرادی که در رأس قدرت هستند، بیماران اجتماعی و بیماران روانی‌اند و مردم ضعیف را بی‌رحمانه وادار به سخت کارکردن می‌کنند و به هیچ‌کس جز خودشان احترام نمی‌گذارند.

و من نمی‌خواستم هیچ‌کاری با آنها داشته باشم.

در ضمیر ناخودآگاهم پول را چیزی کثیف و شیطانی می‌دانستم. بنابراین هنگامی‌که فرصتی می‌یافتم تا اندوخته‌ام را افزایش بدهم، همیشه آن را به روش خودم پیش می‌بردم.

به همین دلیل است که هر کس دقیقا به همان چیزی می‌رسد که در زندگی می‌خواهد. حتی اگر نداند که چه می‌خواهد.

کدام‌یک از ما واقعا می‌دانیم که به دنبال چه هستیم؟

خودم که اصلا نمی‌دانستم. وقتی خوب فکر کردم برایم روشن شد که من به دنبال پول درآوردن نبودم، زیرا نمی‌خواستم یکی از آن افراد بی‌رحم باشم. می‌دانستم اشتباه است اما چاره‌ای هم نداشتم.

من می‌خواستم یک مرد خوب و هنرمند باشم و فکر می‌کردم برای رسیدن به این هدف باید تا جایی که ممکن است از پول دور باشم.

تجربیات محدود، ضمیر ناخودآگاه ما را به‌سرعت و به‌شکلی کارآمد برنامه‌ریزی می‌کنند. این برنامه ناخودآگاه، به‌سرعت هر حرکت ما را هدایت می‌کند و ما را از زندگی بهتر دور نگه می‌دارد. ما نمی‌توانیم این دستگاه ذهن درونی را که ما را با رشته‌های نامرئی این‌سو و آن‌سو می‌کشد ببینیم.

همین امر سبب شد تمام تلاش‌هایم را در به‌دست‌آوردن ثروت واقعی با دست خودم خراب کنم. من همیشه کارم را خوب انجام می‌دادم، اما چون ذهنیت بدی نسبت به پول داشتم، نمی‌توانستم پول کافی در حسابم پس‌انداز کنم.

اما بعدها به موضوع مهمی پی بردم:

همه‌اش تقصیر خودم بود.

هیچ‌کس جز خودم سزاوار سرزنش نبود.

این باورهای من درباره پول بود که مرا عقب نگه می‌داشت.

مقدار پولی که در ذهن داشتم خیلی ناچیز بود. تجربه کافی نداشتم و اجازه دادم که آن تجربه محدود تمام افکارم را درباره جهان شکل دهد.

در واقع هرگز این موضوع ارتباطی به آن افراد وحشتناک نداشت. هر چه بود درباره خودم و فردی که باید به آن تبدیل می‌شدم بود.

خودتان را خوب بشناسید، روی پول‌تان کنترل داشته باشید

اما من باید به چه کسی تبدیل می‌شدم؟ آیا راه دیگری هم برای رسیدن به پول وجود داشت؟

نمی‌دانستم، اما تصمیم گرفتم این را کشف کنم. می‌خواستم راهی را برای ثروتمندشدن پیدا کنم که هم باورهای شخصی‌ام را نقض نکنم و هم طبع اصلی خودم را حفظ کنم. مدتی طولانی به جواب نرسیدم.

سپس چیزی آمد که همه چیز را تغییر داد و با یک تعهد شروع شد.

به خودم قولی دادم.

سال‌ها بود که می‌خواستم یک نویسنده شوم، اما هرگز نمی‌توانستم واقعا به آن متعهد باشم. این برای هر کسی اتفاق می‌افتد. ابتدا تعهد می‌آید و به دنبالش تبحر در هنری که دارید از راه می‌رسد. بدون آن تعهد، هرگز زمانی را که برای به‌دست‌آوردن این تبحر لازم است پیدا نخواهید کرد.

استیون پرسفیلد نویسنده کتاب «افسانه بگر ونس» در کتاب دیگرش به نام «نبرد هنرمند» درباره سفر یک هنرمند صحبت می‌کند (این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است). پرسفیلد سال‌ها زندگی‌اش را به دفع‌الوقت می‌گذراند، بهانه‌جویی می‌کرد، دیگران را سرزنش می‌کرد، جامعه را سرزنش می‌کرد، زندگی، شغل، شرایط همه را مقصر می‌دانست.

پول فرشته است یا شیطان؟

سپس یک روز که حسابی از شغلش خسته و بیزار بود، به خانه رفت و ماشین تحریرش را از زیر خروارها وسایل بیرون کشید و نوشت. پس از آن بود که سعادت واقعی را پیدا کرد و دانست که یک نویسنده است.

بیش از ده سال طول کشید تا اولین کتابش به فروش برود.

بیشتر مردم فکر می‌کنند او زمانی که اولین کتابش را فروخت به یک نویسنده تبدیل شد اما این درست نیست. این امر از روز سرنوشت‌سازی در یک دهه زودتر آغاز شد، زمانی ‌که او به انجام کارِ درست تعهد پیدا کرد.

و انجام کارِ درست زمان می‌برد.

سال‌ها طول می‌کشد تا هر روز تق‌تق زدن روی صفحه‌کلید به انجام برسد و کتابی نوشته شود. هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها از پی هم می‌آیند و می‌روند. میان‌بری وجود ندارد. این کار فقط به صبر و زمان نیاز دارد.

اگر می‌خواهید خانه خوبی بسازید، معاملات خوبی در ارز دیجیتال داشته باشید، یک امپراتوری برای کسب‌وکارتان درست کنید، پزشک شوید و هر چیز دیگر که به مهارت و تعهد نیاز دارد، ابتدا باید با خودتان یک پیوند مقدس ببندید. این کار آسانی نیست.

انتخاب تعهدات عمیق و عمریِ ما همانند انتخاب سوپ یا سالاد نیست. ما باید زحمت بکشیم زیرا انتخاب دیگری نداریم، باید زندگی‌مان را روی چیزی بزرگ‌تر متمرکز کنیم.

سال‌های زیادی را صرف نوشتن تفریحی کردم و هرگز واقعا به آن تعهد نداشتم. چند داستان کوتاه نوشتم، چند رمان و فیلمنامه را با شتاب نوشتم، اما واقعا به جای بهتری نرسیدم. سعی کردم کتاب‌ها را بفروشم، اما وقتی به فروش نمی‌رفتند بی‌خیالش می‌شدم یا هر وقت احساس می‌کردم دوست دارم بنویسم می‌نوشتم.

سپس یک روز دانستم دیگر هر راهی را امتحان کرده‌ام و دیگر کافی بود. روح من بیمار شده بود. چیزی در درونم در حال مردن بود. هر روز احساس خفقان می‌کردم.

این زمانی بود که دانستم می‌خواهم فقط و فقط یک کار انجام بدهم:

نوشتن.

بنابراین خودم را وقف نوشتن کردم و قول دادم فقط زمانی دیگر ننویسم که مرده باشم. از آن لحظه به بعد، می‌دانستم هر کاری که لازم است انجام خواهم داد تا در نوشتن بهتر شوم.

ده سال دیگر طول کشید تا تعداد زیادی از مردم وبلاگم و کتاب‌هایم را بخوانند.

فقط بیست سال طول کشید تا به موفقیت برسم.

شاید تعجب می‌کنید که چطور تعهد به نوشتن به پول ربط دارد؟ سؤال خوبی است.

هنگامی‌که چیزی را پیدا می‌کنیم که صادقانه به آن اشتیاق داریم، واقعا عاشق آن هستیم و در نهایت با همه وجودمان به آن می‌چسبیم، همه چیز تغییر می‌کند.

پول فرشته است یا شیطان؟

در این حالت نوع جدیدی از انرژی را به جهان ساطع می‌کنیم. نوع جدیدی از افراد را به خودمان جذب می‌کنیم زیرا از جایگاه قدرت و اعتبار برخاسته‌ایم. دیگران می‌توانند آن را حس کنند. آنها این را در شما، در کلمات و اقدامات شما می‌بینند. انگار لامپی را گرفته‌اید و آن را در قله کوه قرار داده‌اید به‌طوری‌که درخشش آن را همه دنیا می‌بینند.

این شرایط هم وحشتناک است و هم فوق‌العاده. این بدان معناست که ممکن است مخاطراتی را تجربه کنید، حتی شاید سقوط کنید. اما همان‌طور که همینگوی بزرگ می‌گفت:

تنها ارزش ما به‌عنوان یک انسان، همان مخاطراتی هستند که تمایل داریم بپذیریم.

هنگامی‌که آن مخاطرات را می‌پذیریم، با افرادی آشنا می‌شویم که شاید هرگز انتظار نداشتیم با آنها ملاقات کنیم. این همان جایی است که ثروتمندان و قدرتمندان دوباره به ذهن‌مان برمی‌گردند، همان‌طور که رابطه من با پول تغییر کرد.

کار من طوری است که همه نوع افرادی را با هر نوع شیوه زندگی و با هر میزان دارایی از سراسر جهان ملاقات کرده‌ام. با نویسنده‌ها، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، هنرمندان، بی‌خانمان‌ها، افراد بی‌نهایت ثروتمند، قدرتمندان و افراد معمولی دیدار داشته‌ام. من به بزرگ‌ترین شهرهای جهان سفر کرده‌ام، در خیابان‌هایشان ایستاده‌ام و غروب خورشید را نظاره کرده‌ام.

فهمیدم راه دومی هم برای رسیدن به پول وجود دارد که کاملا از اولی متفاوت است.

درحالی‌که بدترین و موذی‌ترین افراد ثروتمند مسیر خشونت و نفرت را انتخاب می‌کنند، گروهی دیگر از افراد بسیار خاص در مسیر نور گام برمی‌دارند. مسیر این افراد درست، پر از گشایش و فراوانی است. اینها افرادی هستند که جهان را به‌عنوان بازی با مجموع صفر نمی‌بینند و دیگران را بازیچه نمی‌دانند.

و مثل بسیاری از افراد دیگر، این افراد هم نور مرا روی قله کوه دیدند و خواستند که با آن ارتباط برقرار کنند.

حالا مردم مرا چطور می‌بینند؟

چیزی که آنها درک می‌کنند، توانایی من در ایجاد ارزش برای دیگران است.

نوشتن، برقراری روابط، کارآفرینی، تدریس و بسیاری از جوانب دیگر زندگی، به چیزی بیشتر از خودمان ارتباط دارند.

درباره من، نوشتن فقط برای خودم نیست و فقط درباره چیزی که می‌خواهم بگویم نیست. این نوعی مشارکت بین من و شما به‌عنوان خواننده است.

اگر من فقط درباره احساس خودم بنویسم، هیچ‌کس آن را نخواهد خواند. اگر هم فقط چیزی را بنویسم که شما دوست دارید بخوانید، هیچ احترامی برای باورهای خودم قائل نیستم. پس نوشتنم چه فایده‌ای دارد؟ من برده صفحاتی هستم که نوشته‌ام و رابطه ما رابطه‌ای انگلی خواهد بود.

یک رابطه واقعی بر پایه اعتماد ساخته می‌شود. اعتمادی که در طول زمان به دست می‌آید یا از بین می‌رود. این نوعی بده‌بستان است. ما برای یکدیگر ارزش ایجاد می‌کنیم.

این امر درباره پول هم صدق می‌کند.

هنگامی‌که یاد گرفتم چطور آزادانه خودم را وقف کارم کنم، افرادی را جذب کردم که خودشان هم همین کار را در زندگی انجام می‌دهند.

پول فرشته است یا شیطان؟

در دورانی که می‌نوشتم و پروژه‌های ارز دیجیتال را شروع کرده بودم، با خانمی آشنا شدم که فقط می‌توانم بگویم فوق‌العاده بود. او ما را برای تولدش به جنوب فرانسه دعوت کرد. در آنجا یک قصر ییلاقی بزرگ را اجاره کرد و دو آشپز مشهور را برای شام به خدمت گرفت. نمی‌توانید تصور کنید چقدر باورنکردنی بود، همه چیز باشکوه و عالی طراحی شده بود.

شاید بگویید او هم می‌خواسته با این کارش، نمایشی پرزرق‌وبرق از ثروتش برای من که به‌عنوان مسئول فناوری اطلاعات گمنامی در نیویورک کار می‌کردم راه بیندازد. اما اصلا این‌طور نبود.

این بار کاملا متفاوت بود، زیرا این زن متفاوت بود. او به دیگران بیشتر از خودش اهمیت می‌داد. او یک بار به‌مدت سه ساعت برای تعداد زیادی از افراد غذا درست کرد و باورتان نمی‌شود از خستگی تقریبا از حال رفت، این کار را فقط برای این انجام داد که می‌خواست همه از آن غذای عالی لذت ببرند.

این مهمانی هم از نوع کاملا متفاوتی بود، زیرا فقط برای خوردن و نوشیدن و رقصیدن نبود. چیزی که در این مهمانی مرا جذب کرد گفت‌وگوهای شگفت‌انگیزی بود که با افراد حاضر در آنجا داشتم، افرادی که همه به نور آن زن جذب شده بودند.

همه آنها کسب‌وکار خودشان را داشتند، کارهای خیریه در سراسر جهان انجام می‌دادند. اما نه از آن کارهای خیریه آخر هفته‌ای که همه انجام می‌دهند، بلکه کاری دائمی و متعهدانه که زمان می‌برد. آنها به مردم مناطقی که با بلایای طبیعی، سیاسی و فقر شدید گرفتار بودند کمک می‌کردند.

همه آنها می‌خواستند جهان را تغییر دهند تا جای بهتری برای زندگی باشد.

آنها واقعا کار می‌کردند، نه اینکه فقط حرفش را بزنند یا آرزو کنند که کاش دنیا این‌طور و آن‌طور شود.

پس می‌بینید که واقعا دو مسیر برای پول وجود دارد:

  • مسیر خودخواهی.
  • مسیر ایجاد ارزش برای دیگران.

فقط مسیر دوم است که ارزش دارد.

پول فرشته است یا شیطان؟

هنگامی‌که افرادی از مسیر دوم را ملاقات می‌کنید، متوجه می‌شوید که آنها عمیقا به دیگران احترام می‌گذارند و می‌خواهند شما را هم به موفقیت برسانند نه اینکه فقط به خودشان فکر کنند.

اگر هرگز شخص ثروتمندی را که این‌طور باشد نبینید، همیشه یک تصویر کلیشه‌ای از آنها در ذهن‌تان خواهد بود که با ترس هدایت می‌شود.

اما تجربه مستقیم تنها معلم حقیقی در زندگی است.

تجربه من فقط یک طرف قضیه را نشان داد. اگر این همه آن چیزی است که تا به حال دیده‌اید، بسیار سخت می‌توانید ورای آن را ببینید.

من ادعا نمی‌کنم که هر کسی قدرت دارد خوب است، قلبش خیرخواه است و اشتیاق دارد جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند. این ادعا ساده‌لوحانه است.

اما این هم اشتباه است که همه را با یک چوب برانید و بگویید هر کسی که قدرت دارد مانند انگلی است که فقرا را به‌عنوان صبحانه‌اش می‌خورد. افراد خوب و بد همه جا هستند و ثروتمندان هم از این قاعده مستئنی نیستند.

اگر این امر را قبول نکنید، هرگز خودتان هم به پول نخواهید رسید. همیشه آن را به‌عنوان چیزی کثیف و زننده خواهید دید، همان‌طور که من می‌دیدم. به‌این‌ترتیب در هر مرحله بدون اینکه بدانید، در مسیر خودتان به پول کارشکنی خواهید کرد.

این نوع تفکر نه تنها به دیگران صدمه می‌زند، بلکه به شما و توانایی‌تان هم برای آنچه در زندگی می‌خواهید لطمه وارد می‌کند.

پول ما را به فرشته یا شیطان تبدیل نمی‌کند. پول یک کاتالیزگر است و به‌همین‌دلیل فقط به همینی که هستیم شتاب خواهد بخشید.

اگر ما قبل از میلیونر شدن فرد بدی بودیم، واقعا بعید است که بعد از میلیونرشدن فرد بهتری شویم. اما مسیر دوم ثروت بسیار متفاوت است. راه درست کسب درآمد این است که چیزی را ایجاد کنیم که هر کسی می‌خواهد و به آن نیاز دارد. شما باید چیزی را ایجاد کنید که جامعه را هدایت کند. هنگامی‌که این کار را انجام می‌دهید، راه را برای دیگران هم باز می‌کنید و در این روند مسلما ثروت بیشتری به دست خواهید آورد. در این فرایند هم شما سود می‌برید و هم دیگران.

تعادل در همه چیز بهترین است.

پول فرشته است یا شیطان؟

نگرش ما نسبت به جهان، جهان را می‌سازد.

فکر نادرست، نتیجه نادرست به بار می‌آورد. اما اگر فکرتان درست کار کند، ثمره آن هم صحیح خواهد بود.

البته، شاید بهتر بود که من این افراد بی‌نظیر را زودتر از این‌ها در زندگی‌ام ملاقات می‌کردم، اما بخت با من یار نبود. هر چند اهمیتی ندارد. در بسیاری از موارد من هنوز آماده نبودم. یاد نگرفته بودم که ارزش خودم را ایجاد کنم و آزادانه ایده‌ها و زمانم را در اختیار دیگران قرار دهم. در هر صورت دیگر درباره آن زیاد فکر نمی‌کنم. هرگز نگویید دیر است. من حالا جایی هستم که باید می‌بودم. هر چیزی درست زمانی اتفاق می‌افتد که باید باشد. در حال‌حاضر من فقط خدا را شکر می‌کنم که این افراد را در این نقطه از زندگی‌ام ملاقات کردم. این موضوع دیدگاه مرا نسبت به پول تغییر داد.

پول حالا بخشی از جریان عادی زندگی من است.

پول درآوردن به معنای چاپیدن کسی نیست. شما با کمک به دیگران و اینکه بتوانند خودشان را ثروتمند کنند پول درمی‌آورید. این هدف من برای هر یک از شماست. اگر بتوانم شما را یک مرحله به عقب برگردانم و کاری کنم که به شیوه درستی به پول نگاه کنید، همان چیزی را خواهید دانست که من فهمیدم.

اگر بدانید چطور باید از پول استفاده کنید با آن همسو شوید و در برابر آن مقاومت نکنید آسان‌تر پول در می‌آورید. شما به‌شکل طبیعی برای دیگران ارزش ایجاد می‌کنید و در عوض چیزی درخواست نمی‌کنید. من بیش‌ازحد پولدار نیستم و احتمالا هرگز نخواهم بود، اما دقیقا هر چیزی را که نیاز دارم درست همان موقع که به آن نیاز دارم به دست می‌آورم.

شما هم می‌توانید. ثروت نسبی است. واقعا چقدر پول نیاز دارید تا آن‌طور که در رویایتان می‌بینید زندگی کنید؟ احتمالا خیلی بیشتر از آنچه درحال‌حاضر برایش تلاش می‌کنید می‌خواهید.

بیشتر مردم نیاز ندارند که میلیون‌ها دلار برای انجام چیزی که دوست دارند داشته باشند. بدانید دقیقا به چه چیزی نیاز دارید و همان را درخواست کنید. هنگامی‌که به جریان پول برسید، مجبور نخواهید بود که نگران آینده باشید زیرا از جایی که حتی درخواستش نکرده‌اید به سوی شما برخواهد گشت. شاید از همان منبع درآمدتان و شاید از منبعی دیگر، اما به دست‌تان خواهد رسید و این حتمی است.

پول انرژی است. هنگامی‌که بدانید چطور باید با آن کار کنید، قدرتمندترین ابزار روی زمین است.

دو مسیر برای پول وجود دارد.

پول فرشته است یا شیطان؟

و من آنی را انتخاب کردم که کمتر کسی در آن پا می‌گذارد.

منبع: medium

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

آندریاس آنتونوپولوس در روز ۴ آوریل  (۱۵ فروردین) در کنفرانس دکونومی (Deconomy) که در سئول در حال برگزاری است گفت زمانی که برنامه‌های ناشناخته توسعه یابند، کره جنوبی و تمام جهان به بیت کوین نیاز خواهد داشت.

کارآفرین و مربی مشهور و برجسته‌ی بیت کوین، در سخنرانی خود در این مراسم یک تغییر اساسی و بنیادی را در سطح جهان با وجود بیت کوین پیش‌بینی کرد.

آنتونوپولوس اظهار داشت که پادشاه دنیای ارزهای دیجیتال، جایگاه سیستم فعلی بانکداری مبتنی بر فیات را غصب می‌کند؛ اما تنها پس از توسعه نسل بعدی موارد استفاده، نیاز واقعی جهانی به بیت کوین برای مصرف‌کننده معمولی و متوسط آشکار خواهد شد.

او به طور خلاصه گفت، آن‌چه که ما امروز انجام می‌دهیم تلاش برای شبیه‌سازی سیستم موجود با واسطه‌ها و تمرکز کمتر است. به طوری که می‌توانیم به سرعت فراتر رویم و شروع به اجرای برنامه‌هایی کنیم که با وجود سیستم مالی متمرکز فعلی کاملا غیرممکن است. آنتونوپولوس افزود:

و پس از آن، و تنها پس از آن، کره‌ای‌ها به ارز دیجیتال نیاز خواهند داشت.

آنتونوپولوس بر این واقعیت تاکید کرد که در مقایسه با تصویر آرمانی و خیالی آینده، کاربرد فعلی ارز دیجیتال در حد یک سرگرمی و یا محصول ناامیدی از بانک‌ها باقی می‌ماند.

در حال حاضر، تنها بخش کوچکی از مصرف‌کنندگان از بیت کوین استفاده می‌کنند، او اذعان دارد با توجه به دشواری کلی ارز دیجیتال و دانش فنی لازم برای ذخیره‌سازی و انجام تراکنش موفقیت‌آمیز آن، این موضوع منطقی است.

ارزهای دیجیتال و بلاک چین‌های باز تنها در مکان‌هایی که درد استفاده از سیستم‌های مالی فعلی بسیار شدید است و مردم مجبور به استفاده از چیزهایی هستند که درک و تامین امنیت آن دشوار است، برنامه‌هایی که بسیار ضعیف طراحی شدند و از عبارات و لغات سخت و نامفهوم استفاده کردند، پذیرفته شده‌اند.

با این وجود،  از نظر او با پیشرفت‌های در حال انجام، قرار است بیت کوین حداقل از سیستم‌های پرداخت موجود مانند ویزا و مسترکارت پیشی بگیرد.

ما آمادگی این را داریم تا به ظرفیتی معادل ده هزار برابر ظرفیت آن‌ها دست یابیم. آنتونوپولوس افزود، یافته‌هایی از یک گزارش که بیت کوین را به عنوان آینده پرداخت‌ها معرفی کرده در اوایل هفته جاری منتشر شد.

بر اساس پیش‌بینی تحقیقی از شرکت  نرم‌افزاری DataLight، راه‌حل‌های مقیاس‌پذیری برای بیت کوین باید به آن برای رسیدن به جایگاه برتر در سیستم پرداخت جهانی در ده سال آینده کمک کند.

منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

طبق توییت منتشرشده از سوی بازار مشتقات پیشروی ایالات‌متحده آمریکا، گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو (CME Group)، قراردادهای آتی بیت کوین این گروه، روز ۴ آوریل (۱۵ فروردین)، رکورد جدیدی را در حجم معاملات به ثبت رساند.

در این توییت آمده است که روز ۴ آوریل، قراردادهای آتی بیت کوین این گروه، به بالاترین میزان خود رسید و از مرز ۲۲۵۰۰ قرارداد (تقریباً ۱۱۲۷۰۰ بیت کوین) عبور کرد. رکورد قبلی در تاریخ ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) اتفاق افتاد که گفته می‌شود بیش از ۱۸۳۰۰ قرارداد (۶۴۳۰۰ بیت کوین) منعقد گردید.

حجم تجمعی قراردادهای آتی بیت کوین گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو – ۴ آوریل (۱۵ فروردین) ۲۰۱۹

طبق صفحه‌ی سؤالات متداول گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو، معاملات آتی بیت کوین این گروه، در تاریخ ۱۷ دسامبر (۲۷ دی) ۲۰۱۷ راه‌اندازی و روز بعد معاملات آن آغاز شد.

بیت کوین از روز سه شنبه تا چهارشنبه هفته‌ی گذشته، ۲۷ درصد رشد داشته و توماس لی (Thomas Lee) از بنیان‌گذاران Fundstrat Global Advisors، اظهار داشت که از آن جایی که بیت کوین اکنون، رکورد میانگین متحرک ۲۰۰ روز اخیر خود را شکسته، در بازار صعودی قرار گرفته است.

ماه گذشته، بنا بر اخبار منتشرشده، حجم معاملات Crypto Facilities، صرافی ارز دیجیتال بریتانیایی و ارائه‌دهنده‌ی قراردادهای آتی، پس از آن که صرافی کراکن (Kraken) آن را خریداری نمود، بیش از ۵۰۰ درصد رشد داشته است.

به گزارش ماه مارس سایت خبرگزاری کوین تلگراف، CME Group، به وب‌سایت آمریکایی بیزینس اینسایدر (Business Insider) اعلام کرد که میزان محدود بیت کوین، برای قانون‌گذاران یک چالش محسوب می‌شود. همچنین در همان ماه، یکی از اعضای کمیسیون معاملاتی معاملات آتی کالای ایالات متحده (CFTC)، اذعان داشت که قانون‌گذاران آمریکا، به طور فعال در حال تلاش برای تصویب چندین برنامه‌ی مرتبط با ارزهای دیجیتال، از جمله قراردادهای آتی بیت کوین از سوی پلتفرم معاملاتی نهادی بکت (Bakkt) هستند.

منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

به گزارش ارزدیجیتال و به نقل از زومیت، بانک مرکزی پاکستان برنامه‌هایی را برای داشتن پول دیجیتالی تا سال ۲۰۲۵ اعلام کرده است. در صحبت‌ها پیرامون مقررات مؤسسه‌های مالی الکترونیکی که نهادهای غیر بانکی مجاز برای انتشار پول الکترونیکی جهت پرداخت‌های غیرحضوری هستند، «جمیل احمد»، جانشین رئیس بانک پاکستان اظهار داشت که پول الکترونیکی کارآمدتر و مقرون‌به‌صرفه‌تر است.

او همچنین از دولت خواست امنیت در فضای آنلاین را در اولویت بالاتری قرار دهد تا پاکستانی‌ها بیشتر بتوانند از نوآوری‌های اخیر بهره‌مند شوند.

همزمان با چشم‌انداز درازمدتی که دولت پاکستان برای خود در جهت ایجاد روپیه‌ی الکترونیکی ایجاد کرده است، شرکت‌های خصوصی می‌توانند دنبال ایجاد راه‌حل‌های دیجیتالی در خلال این‌مدت باشند. احمد می‌گوید:

این سیاست دولت ماست که استفاده از تجارت الکترونیک را به‌صورت عمومی از طریق برپایی کمپین‌های آگاهی برای ترویج فرهنگ تجارت الکترونیک، تشویق و ترغیب کند. تجارتی که تراکنش‌های تجاری الکترونیک را چه به‌صورت محلی و ملی و چه بین‌المللی پشتیبانی می‌کند.

از بانکداری بدون شعبه تا انتقال از طریق بلاک چین

نوآوری مالی اخیر در پاکستان، قانونی کردن بانک‌های تحت وب یا بدون شعبه بوده است. گام بعدی، صدور مجوز برای مؤسسه‌های غیر بانکی جهت شرکت در تسهیل نقل و انتقالات است. این مؤسسه‌ها فریم‌ورکی را برای شرکت‌های بلاکچین به‌منظور اقدام به تصویب آیین‌نامه آماده می‌کنند. بانک مرکزی قصد دارد نسخه‌ی دیجیتالی از روپیه‌ی کشورش را ارائه دهد. البته جزئیات بیشتری در این زمینه در دسترس نیست. روند جهانی به سمت رویکرد غیر نقدی است. احمد درباره‌ی موفقیت بانک‌های بدون نیاز به شعبه می‌گوید:

ارائه‌دهندگان بانک‌های بدون شعبه به خوبی تکامل امور این بانک‌ها را ادامه داده‌اند و اکنون سرویس‌های مالی را به بخش عظیمی از جمعیت ما ارائه می‌کنند.

در بعضی از زمینه‌ها، پاکستان نسبت به بسیاری از کشورها در بانکداری موبایلی برتری دارد و در سال‌های اخیر بانک جهانی این کشور را تحسین کرده است.

بلاک چین، به‌عنوان یک دانش و صنعت به‌سرعت درحال رشد، ابزارهای ضروری را برای اطمینان از شفافیت و بهره‌وری کافی در تراکنش‌های مالی دیجیتالی فراهم کرده است. سیستم‌های مالی دیجیتال که پیش از بلاک چین فعال شدند، بیشتر در معرض خطر ناامنی قرار دارند و به‌طور عمومی دارای کیفیت پایین‌تری از لحاظ امنیت هستند. مقدار دلارهای جعلی از نظر فنی نامعلوم است. وجود چنین دلارهای تقلبی به میزان میلیون‌ها یا شاید میلیاردها دلار، یک واقعیت است. تحقیقی که در همان روزهای ابتدایی ظهور بیت کوین منتشر شد، نشان می‌داد که به ازای هر ۱۰ هزار دلار قانونی، ۱ دلار جعلی وجود دارد.

اوایل سال گذشته، یک بانک پاکستانی از انتقال‌های بین‌المللی از مالزی با استفاده از بلاکچین خبر داد.

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

تحلیلگران بر این باورند که افزایش ناگهانی و غیرمنتظره قیمت بیت کوین ممکن است به طور تصادفی و به دلیل شوخی دروغ اول آوریل اتفاق افتاده باشد.

روز دوشنبه ۱ آوریل (۱۲ فروردین)، وب سایت فایننس مگنتز (Finance Magnates) در مقاله ای ادعا کرد که یک تصمیم گیری بزرگ از طرف کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا راجع به پذیرش صندوق قابل معامله در بورس (ETF) برای بیت کوین اتفاق افتاده است.

سرمایه گذاران بیت کوین چنین تصمیمی را یک اتفاق مثبت برای فضای ارز دیجیتال می دانند – اولین صندوق قابل معامله در بورس با پشتوانه طلا، یک رشد ارزش ۳۰۰ درصدی را برای این کالا رقم زد – با وجود این، مقامات تنظیم کننده آمریکا هنوز تصمیمی در مورد ETFهای بیت کوین نگرفته اند.

بدون شک فایننس مگنتز بعدا مقاله منتشر شده را آپدیت کرده و در آن نوشته است که این ادعا چیزی به جز یک شوخی نبوده، اما دیگر قیمت بیت کوین شروع به اوج گرفتن کرده بود.

قیمت بیت کوین در کمتر از یک ساعت به میزان ۲۰ درصد افزایش پیدا کرد و در دومین روز از ماه آوریل، به ۵۰۸۰ دلار رسید. پس از آن حدس زده شد که این افزایش قیمت نتیجه فعالیت ربات های معامله گر بیت کوین باشد.

اما این اتفاق چطور ممکن است؟

بعضی از تریدرها برای نظارت بر پست های مرتبطی که در وب سایت ها، شبکه های اجتماعی مثل توییتر و کانال های تلگرامی منتشر می شوند، از ربات استفاده می کنند تا از کلمات کلیدی و یا فعالیت هایی که از وقوع تغییرات احتمالی در بازار خبر می دهند، آگاه باشند.

اگر کلمات کلیدی مرتبط – مثل «ETF»، «بیت کوین»، و «تایید» در متن مقاله مذکور- در میان پست های موجود یافت شود، این ربات های معامله گر پیش از حرکت قیمت بیت کوین در یک مسیر مثبت و به صورت خودکار شروع به ترید می کنند.

تنها یک مشکل وجود دارد: شاید توسعه دهندگان این ربات، احتمال شوخی بودن اخبار را در نظر نگرفته باشند.

جورج مک دونا، مدیر اجرایی ارشد و یکی از بنیان گذاران شرکت سرمایه گذاری بلاک چین KR1 در گفتگو با رسانه خبری ایندیپندنت (Independent) گفت که برای این ربات ها تنها اول شدن مهم است و نمی توانند در چنین موقعیتی فرق بین واقعیت و شوخی را متوجه شوند.

او می گوید که اگر سیستمی قادر به تشخیص کلمات ETF (صندوق قابل معامله در بورس) و Approved (تایید شد) باشد و بلافاصله خریدهای مقیاس بزرگی را انجام دهد، به لحاظ نظری می توان منتظر یک حرکت بزرگ در بازار بود.

قیمت بیت کوین نوسانات قابل توجهی را تجربه می کند، بنابرین پیش بینی آینده آن بسیار سخت است.

به گفته آقای مک دونا، با توجه به زمان افزایش قیمت اولیه بیت کوین، تاثیر مقاله فایننس مگنتز در این اتفاق بعید به نظر می رسد. با این حال نمی توان این احتمال را نادیده گرفت که مقاله نامبرده به افزایش قیمت بیت کوین کمک کرده است.

بازار ارز دیجیتال به داشتن نوسانات قیمتی بالا معروف است. از این رو تعیین دقیق حرکات قیمتی بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال دشوار است. به همین خاطر ممکن است دلایل زیادی برای افزایش قیمت بیت کوین وجود داشته باشد.

برخی از تحلیلگران بر این باورند که این افزایش قیمت ادامه دار ممکن است نتیجه حرکت بیت کوین به بالای سطح ۴۲۰۰ دلار باشد که به عنوان یک نقطه تست کلیدی برای بازار در نظر گرفته می شود – زیرا پیش از این بالاترین قیمت بیت کوین در سال ۲۰۱۹، 4200 دلار بوده است.

سایر کارشناسان بازار ارز دیجیتال می گویند که شاید این جهش به halving یا نصف شدن پاداش استخراج بیت کوین نیز مربوط باشد که پیش از این نیز اتفاق افتاده است.

منبع: independent

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

اگر در معاملات ارزهای دیجیتال تازه‌کار باشید، حتما در هنگام معامله در صرافی‌هایی مانند بایننس، به دو اصطلاح سفارش محدود یا همان لیمیت اوردر (Limit-Order) و استاپ لیمیت (Stop-Limit) برخورد می‌کنید. در این پست به زبان ساده مفهوم و نحوه استفاده از این دو نوع سفارش را توضیح می‌دهیم.

سفارش محدود یا همان لیمیت اوردر (Limit-Order) چیست؟

لیمیت اوردر سفارشی برای خرید یا فروش یک دارایی در یک قیمت مشخص است. لیمیت اوردر یکی از ساده‌ترین انواع سفارش در صرافی‌های ارز دیجیتال است. برای مثال اگر شما قصد خرید بیت کوین با قیمت ۵,۵۰۰ دلار را داشته باشید، می‌توانید یک لیمیت اوردر ثبت کنید. سفارش شما فقط زمانی تکمیل می‌شود که قیمت ۵,۵۰۰ دلار یا پایین‌تر برای این ارز دیجیتال در سفارشات فروش در دسترس باشد. اگر تمام سفارش‌های فروش در قیمت‌های بالاتر از این وجود داشته باشند، باید انقدر صبر کنید تا قیمت به آن چیزی که مد نظر شماست برسد و سپس سفارش تکمیل می‌شود.

همین موضوع برای فروش هم صدق می‌کند. اگر به فرض مثال شما قصد فروش بیت کوین‌های خود با قیمت ۵,۵۰۰ دلار را داشته باشید، می‌توانید یک لیمیت اوردر ثبت کنید. سفارش شما فقط زمانی تکمیل می‌شود که قیمت ۵,۵۰۰ دلار یا بالاتر برای این ارز دیجیتال در دسترس باشد. اگر تمام سفارش‌های خرید در قیمت‌های بالاتر از این وجود داشته باشند، باید انقدر صبر کنید تا قیمت به آن چیزی که مد نظر شماست برسد و سپس سفارش تکمیل می‌شود.

استفاده از لیمیت اوردر

معامله‌گران در شرایط مختلف می‌توانند از لیمیت اوردرها استفاده کنند مثل زمانی که قیمت یک دارایی به سرعت در حال صعود یا سقوط است و معامله‌گر نگران سود و ضررش می‌شود. همچنین معمولا در زمانی که معامله‌گر قصد خرید یک دارایی را با قیمتی خاص دارد که فقط در آن صورت سود می‌کند، از این نوع سفارش بهره می‌برد.

فرض کنید یک تریدر تحلیل می‌کند که قیمت فعلی بیت کوین (مثلا ۵,۰۰۰ دلار) بالاست و پیش‌بینی سقوط تا ۳,۲۰۰ دلار را کرده است. او می‌تواند یک لیمیت اوردر تنظیم کند که فقط در صورت رسیدن قیمت بیت کوین به ۳,۲۰۰ دلار یا پایین‌تر، تکمیل می‌شود.

برای ثبت سفارش محدود یا لیمیت اوردر در صرافی‌ها معمولا سه قسمت وجود دارد که با پر کردن دو مورد از آن‌ها سومی به طور خودکار پر می‌شود. این سه قسمت عبارتند از:

قیمت (Price): قیمت مورد نظر شما برای خرید یا فروش هر واحد دارایی.

مقدار (Amount): تعداد واحدهایی که قصد خرید آن را دارید مثلا اگر قصد خرید ۰.۱ واحد از یک ارز دیجیتال را دارید، عدد ۰.۱ را وارد می‌کنید.

کل (total): قیمت مورد نظر شما ضرب در مقداری که قصد خرید آن را دارید می‌شود کل مبلغ پرداختی (برای خرید) یا کسب شده (از فروش)

به صورت دستی یا با کلیک بر روی دفتر سفارشات در کناره‌های صفحه می‌توان قیمت لیمیت اوردر را مشخص کرد. مقدار را می‌توان هم به صورت دستی یا با کلیک بر گزینه‌های درصدی مشخص کرد. مثلا اگر ۱۰۰ درصد انتخاب شود بدان معناست که ۱۰۰ درصد سرمایه شما برای خرید یا فروش اختصاص داده شود. متغیر کل هم با وارد کردن قیمت و مقدار به طور خودکار تکمیل می‌شود اما در صورتی که آن را به صورت تغییر دهید، مقدار هم نسبت به آن تغییر می‌کند.

به عنوان مثال، در گیف زیر تریدر قصد دارد تا یک لیمیت اوردر برای فروش ریپل (XRP) های خود ثبت کند.

سفارش استاپ لیمیت (Stop-Limit) چیست؟

استاپ لیمیت سفارشی است که در آن اگر قیمت به نقطه X برسد، یک سفارش با قیمت Y ثبت می‌شود. لیمیت اوردر برای معاملات حرفه‌ای و دقیق بسیار کاربرد دارد و معمولا برای کاهش ریسک استفاده می‌شود. مثلا شما یک سفارش استاپ لیمیت فروش برای بیت کوین ثبت می‌کنید و به نوعی مثلا می‌گویید اگر قیمت بیت کوین به ۵,۵۰۰ یا بالاتر دلار رسید، یک سفارش فروش با قیمت ۵,۶۰۰ دلار ثبت کن.

استفاده از استاپ لیمیت

احتمالا در تحلیل‌ها دیده‌اید که می‌گویند اگر قیمت از فلان سطح عبور کند، یک رشد شدید تا فلان قیمت خواهد داشت یا اگر به زیر یک نقطه خاص برسد، سقوط شدیدی در انتظار خواهد بود بنابراین توقف ضرر یا استاپ لاس خود (stop loss) خود را در این نقطه قرار دهید. مثلا می‌گویند اگر قیمت بیت کوین از ۴,۲۰۰ دلار عبور کند تا ۵,۲۰۰ دلار رشد خواهد کرد. اما اگر شما در هنگام عبور قیمت از مقاومت خواب باشید یا دسترسی به اینترنت برای خرید نداشته باشید چه؟ یا اگر قیمت سقوط کند و نتوانید سریعا اقدام به فروش کنید چه؟ یا اگر نتوانید در زمان اوج قیمت بفروشید چه؟ اینجاست که استاپ لیمیت به کمک شما می‌آید.

به سادگی می‌توانید طبق تحلیل خود، سفارش خرید یا فروش در قیمت مشخصی را تعیین کنید به صورتی که وقتی قیمت به نقطه X رسید یک سفارش با قیمت Y برای شما ثبت کند.

با این حال استاپ لیمیت علاوه بر کاهش ریسک می‌تواند ریسک‌هایی را هم برای معامله‌گران همراه داشته باشد که البته به دلیل تحلیل اشتباه است.

برای ثبت سفارش محدود یا لیمیت اوردر در صرافی‌ها معمولا چهار قسمت وجود دارد. این چهار قسمت عبارتند از:

استاپ (Stop): نقطه‌ای که اگر قیمت به آن برسد، سفارش (خرید یا فروش) ثبت می‌شود.

لیمیت (Limit): قیمت سفارشی که در زمانی که قیمت به نقطه استاپ رسید، ثبت می‌شود.

مقدار (Amount): تعداد واحدهایی که قصد خرید آن را دارید مثلا اگر قصد خرید ۰.۱ واحد از یک ارز دیجیتال را دارید، عدد ۰.۱ را وارد می‌کنید.

کل (total): قیمت مورد نظر شما ضرب در مقداری که قصد خرید آن را دارید می‌شود کل مبلغ پرداختی (برای خرید) یا کسب شده (از فروش)

مثلا اگر بخواهیم وقتی قیمت بیت کوین به ۴,۲۰۰ دلار یا بالاتر رسید، سفارش خریدی با قیمت ۴,۲۷۰ ثبت شود، استاپ را ۴,۲۰۰ و لیمیت را ۴,۲۷۰ تعیین می‌کنیم.

به صورت دستی یا با کلیک بر روی دفتر سفارشات در کناره‌های صفحه می‌توان قیمت لیمیت را مشخص کرد. مقدار را می‌توان هم به صورت دستی یا با کلیک بر گزینه‌های درصدی مشخص کرد. مثلا اگر ۱۰۰ درصد انتخاب شود بدان معناست که ۱۰۰ درصد سرمایه شما برای خرید یا فروش اختصاص داده شود.

به عنوان مثال، در گیف زیر تریدر قصد دارد تا یک استاپ لیمیت اوردر برای فروش ریپل (XRP) های خود ثبت کند و وقتی قیمت به ۰.۳۸ دلار رسید، سفارش فروش ۰.۳۹ دلاری ثبت شود.

تمرین کردن و کسب تجربه به شما کمک می‌کند تا به خوبی نوع سفارشی که باید ثبت کنید را تشخیص دهید. همچنین در صورتی که برای خرید و فروش ارزهای دیجیتال در صرافی‌ها قصد استفاده از این دو نوع سفارشی که توضیح دادیم را ندارید، توصیه ما استفاده از سفارش مارکت (Market Order) است که در آن صرافی به طور خودکار بهترین قیمت برای تکمیل سریع سفارش را تعیین می‌کند.

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

معاون فناوری پارک «علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی» با بیان اینکه این پارک به‌عنوان یک پارک تخصصی در صنایع فرهنگی، در حوزه بلاک چین نیز فعال شده است گفت: به همین منظور در سه ماهه اول امسال، دو پروژه شاخص بلاک چین را رونمایی می‌کنیم.

مهدی عباسی، معاون فناوری پارک علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس، اظهار کرد:

این پارک، یک پارک ملی است و به همین دلیل با نظرخواهی انجام شده از ظرفیت تمامی دانشگاه‌ها در ۵ حوزه فعالیت پارک استفاده می‌شود.

وی افزود:

مجوزی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اخذ کردیم که این پارک، رابط بین‌الملل و دانشگاه‌ها می‌شود و بر اساس این مجوز همه دانشگاه‌ها با ما در ارتباط هستند.

معاون فناوری پارک علوم و فناوری‌های نرم و صنایع فرهنگی ادامه داد:

دو برنامه اصلی پارک، جایزه تعالی صنعت گردشگری ایران و جشنواره طراحی بسته‌بندی است که برنامه‌های آن تنظیم شده و طبق روال هرساله برگزار می‌شود.

عباسی تأکید کرد:

در دنیای امروز، بلاک چین حرف اول را در حوزه فرهنگی و صنایع نرم می‌زند. این پارک به‌عنوان یک پارک تخصصی در صنایع فرهنگی، در حوزه بلاکچین نیز فعال شده است و به همین منظور در سه ماهه اول امسال، دو پروژه شاخص بلاک چین را رونمایی می‌کنیم.

وی پیرامون سامانه ثبت شو توضیح داد:

تا امروز در صنعت فرهنگی، جایی برای ثبت محصولات آن وجود نداشت. سامانه ثبت شو، اولین سامانه‌ای است که به‌صورت ملی و فرا ملی می‌خواهد در این زمینه فعالیت کند و به زودی از آن رونمایی می‌شود.

بلاک چین یک نوع سیستم ثبت اطلاعات و گزارش است که تفاوت آن با سیستم‌های دیگر این است که اطلاعات ذخیره شده روی این نوع سیستم، میان همه اعضای شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود و با استفاده از رمزنگاری امکان حذف و دست‌کاری اطلاعات ثبت شده تقریباً غیرممکن است.

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰
تحلیل ارائه شده صرفاً یک نظر شخصی به صورت کوتاه مدت است و وب‌سایت ارزدیجیتال هیچگونه مسئولیتی در قبال زیان‌های احتمالی آن بر عهده نخواهد داشت.

 

بیت کوین طبق تحلیل های گذشته و پیش بینی فعالین بازار شروع به رصد کردن قیمت های بالاتر کرده است.

خوشبختانه قیمت کف تاریخی ۳۲۰۰ دلار خود را به سمت پایین نشکانده است و در حال درنوردیدن سقف ها و کف های بالاتر در قیمت است. همان طور که در عکس زیر مشاهده میکنید، قیمت پس از شکستن ضلع بالایی الگوی مثلث متقارن در کف، با حجم زیاد موفق به تثبیت در بالای آن شده و سقف های ۴۱۰۰-4400 دلار خود را در زمان کف و با سرعت بالا شکسته است و طی مدت زمان چند روزه حتی به هدف الگوی مثلث خود که حدود ۱۲۰ روز قیمت در آن درگیر بود هم رسید.

این موقعیت سرمایه گذاری در ۲ آوریل که مثلث با حجم بالا شکسته شد نقطه ی ورود خوبی بود که بتوان از این صعود بزرگ سود کرد. حال بعد این چه میشود؟! آیا قیمت باز هم بالا میرود؟!

برای جواب این سوال به آینده ی بازار با توجه به اصول تکنیکال نگاه می اندازیم.

از دیدگاه بلند مدت به تایم فریم های پایین تر می‌رویم تا مسیر کلی بازار را پیدا کنیم.

در تایم فریم روزانه با توجه به اصول امواج الیوت در حال حاضر در موج ۳ بزرگ هستیم که منتظر موج ۴ و یک اصلاح در قیمت می باشیم که این اصلاح با توجه به رسیدن قیمت به تارگت الگوی مثلث در عکس قبل و شکسته شدن کانال بزرگ در عکس زیر و پولبک قیمت به آن قابل انتظار است.

این اصلاح قیمتی میتواند در محدوده ی ۴۴۰۰-4600$ قابل انتظار باشد و پس از آن برای موج ۵ و هدف آن تا حداقل سقف موج ۳ منتظر باشیم.

در تایم فریم ۴ ساعته در اندیکاتورهای RSI و MACD شاهد واگرایی هستیم که اصلاح قیمتی که پیشبینی کرده بودیم را تایید میکند.

اما اندازه این اصلاح با توجه به جهش قوی و قدرت بالای بازار حال حاضر میتواند علاوه بر محدوده ی ۴۴۰۰-4600$ که گفته شد از محدوده ی ۴۸۰۰$ نیز شکل بگیرد.

نتیجه‌گیری

در نهایت میتوان گفت قیمت بیتکوین در کوتاه مدت نزولی و اصلاحی تا محدوده ی ۴۴۰۰-4600دلار است و در میان مدت در یک روند جهشی صعودی قرار دارد.

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

بیت کوین کش در هفته گذشته با افزایش ارزش بی‌سابقه 84 درصدی در عرض دو روز مواجه بوده است. وب‌سایت اتریوم ورد نیوز (Ethereum World News) در مقاله‌ای دلایل این اتفاق را بررسی کرده است که در زیر ترجمه کامل آن را می‌خوانید.

در این مقاله به طور کلی دلایل زیر برای رشد شدید قیمت بیت کوین کش در نظر گرفته می‌شوند:

1- توسعه روی شبکه برای ایجاد توکن با بیت کوین کش

2- اضافه شدن بیت کوین کش به سایت رزرو پرواز Bitcoin.travel

3- به‌روزرسانی‌های نقشه راه بیت کوین کش

4 – توسعه شنور (Schnorr) در بیت کوین کش – راهی برای تراکنش‌های ارزان و سریع مانند سگویت در بیت کوین

5 – پیروزی در هاردفورک در مقابل BSV

6- علاقه به بیت کوین کش در شرکت‌های بزرگ آسیایی

7- ترجیج به خریدن یک واحد بیت کوین کش به جای کسری از بیت کوین در میان برخی سرمایه‌گذاران

بازگشت انفجاری بیت کوین کش (BCH)

مسلما این بیت کوین است که باعث دوباره جان گرفتن بازار ارزهای دیجیتال شده است، اما جهش و خیز 20 درصدی بیت کوین در کنار گام‌ بزرگ 84 درصدی بیت کوین کش و رسیدن ارزش آن به 305 دلار در هفته گذشته اتفاق افتاده است.

همان‌طور که تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران در تلاش برای یافتن دلیلی برای توضیح شکسته شدن مقاومت بیت کوین هستند، تغییر قیمت بیت کوین کش که از اول آوریل (12 فروردین) ارزش آن تقریبا به دو برابر رسیده است نیز کم سابقه و در نوع خود جالب است.

راه‌اندازی موفقیت آمیز یک پروتکل دفترکل ساده برای ایجاد توکن در بلاک چین بیت کوین کش، به عنوان یک کاتالیزور و همچنین عامل رونق معاملات آتی بیت کوین کش در صرافی کراکن (Kraken) عمل کرده است.

همچنین ممکن است یک عامل یاری‌دهنده این اتفاق، وب‌سایت Bitcoin.travel باشد که برای رزرو پرواز با ارز دیجیتال علاوه بر بیت کوین، بیت کوین کش را نیز می‌پذیرد.

اما این برای توضیح عملکرد درخشان قیمت بیت کوین کافی نیست. با توجه به این‌که Bitcoin.travel، پنج ارز دیجیتال دیگر یعنی اتریوم، لایت کوین، دوج کوین، اتریوم کلاسیک و دش را نیز به لیست ارزهای پذیرفته شده خود افزوده است، پس فقط این اتفاق را نمی‌توان دلیل انفجار بیت کوین کش دانست.

اگر هیچ‌کدام از این‌ها برای توضیح پامپ جاری قانع‌کننده نیست، پس شاید به‌روزرسانی‌های موجود در نقشه راه (Road map) است که جامعه توسعه‌دهنده بیت کوین کش را تحریک کرده است. بیت کوین کش هر 6 ماه ارتقا می‌یابد و زمان اجرای تغییرات بعدی آن در ماه مه (اردیبهشت و خرداد) است.

به نظر می‌رسد ارتقاهای 6 ماهه شبکه، یک تدبیر و یا یک طرح و برنامه ایدئولوژیک برای تاکید بر سهولت ارتقای بیت کوین کش در مقایسه با توسعه کند جامعه توسعه‌دهندگان بیت کوین است.

از شنور استقبال می‌شود، اما بالابرنده قیمت نیست

اما احتمال این که خریداران از روز دوشنبه 1 آوریل، در درجه اول به خاطر تغییرات نرم‌افزاری مانند امضای شنور (Schnorr) که وارد بلاک چین بیت کوین کش می‌شود به این سمت کشیده شدند بسیار کم است.

البته لازم به ذکر است که تاثیر شنور به اندازه برخی عوامل دیگر ناچیز و کم نیست و قطعا وزنه‌ای دیگر در کفه‌ی ترازوی بیت کوین کش در مقایسه با بیت کوین است. چرا که در بیت کوین، فناوری شنور بسیار مورد بحث قرار گرفته است، اما هنوز نتوانسته وارد بلاک چین آن شود.

امضاهای شنور همانند SegWit فضا را آزاد خواهند کرد، اما همچنین توانایی خصوصی‌سازی اطلاعات تراکنش را نیز فراهم می‌کنند. در حالی‌که امضای دیجیتال قدیمی ECDSA (الگوریتم امضای دیجیتال بیضوی منحنی)، به امضای فرستنده برای هر تراکنش نساز است، اما در امضای شنور مجموعه‌ای از فرستندگان می‌توانند از یک امضا استفاده کنند.

بنابراین امضای شنور مورد استقبال قرار گرفت، اما به خودی خود سبب افزایش 84 درصدی نمی‌شود.

بیت کوین کش از هارد فورک مرگ‌آسا جان سالم به در برد

پیش‌تر گفتیم بیت کوین کش همانند کل بازار احیا شده است اما احیای برادر کوچک بیت کوین شاید دلایل بیشتری داشته باشد.

دنبال‌کنندگان فضای ارزهای دیجیتال تجربه نزدیک به مرگ بیت کوین کش در نوامبر سال 2018 را به یاد می‌آورند. بسیاری این تاریخ را به عنوان زمانی که هارد فورک بلاک چین آن منجر به سقوط در کل بازار شد و ارزش بیت کوین را به زیر 6000 دلار  کشاند، به خاطر خواهند داشت.

البته بیت کوین کش، خود فورکی از بیت کوین است که خود به ABC با واحد اختصاری BCHABC (امروزه در بیشتر دنیا به عنوان بیت کوین کش شناخته می‌شود) و SV با واحد اختصاری BSV تقسیم شد. ابتدا بین این دو شبکه فورک شده از بیت کوین کش رقابتی بر سر قدرت هش وجود داشت تا در نهایت برنده آشکار شد.

علی رغم تلاش‌های کریگ رایت و تیم nChain او و قدرت مالی کلوین آیر (CalvinAyre) میلیاردر، مسیر حرکت از ژانویه مشخص شده است، BCHABC برنده است.

هفته گذشته BCHABC با پشت سر گذاشتن BSV و معامله شدن با ارزش 305 دلار در مقایسه با 84 دلار بیت کوین کش، برنده بودن خود را قطعی کرده است.

هر چند افزایش 30 درصدی BSV در مقایسه با عملکرد بیت کوین بسیار بهتر بود، اما تا ترقی قیمت 83 درصدی بیت کوین کش راه طولانی‌ای در پیش است. برای کسانی‌که به این مباحث علاقه‌مند، شمار نود در زنجیره BSV تنها 438 و در مقابل BCH بیش از 800 نود دارد.

پیشی گرفتن و جلو زدن قاطعانه از BSV برای BCH خوب است، اما این چیزی بود که همان‌طور پیش‌تر نیز گفته شد از ژانویه و یا قبل‌تر از آن اتفاق افتاده بود.

آسیا هنوز عاشق بیت کوین کش است

تولد بیت کوین کش ریشه در جنگی ویرانگر دارد؛ مبارزه‌ای برای توسعه بیت کوین بین کسانی که سعی در ارتقای SegWit داشتند، علیه طرف مقابل که اعتقادی مبنی بر این داشتند که راه‌حل‌های مقیاس‌پذیری رادیکال ضروری‌اند و اصرار داشتند که اندازه بلاک را افزایش دهند در گرفت، در نتیجه بیت کوین کش فورک شد.

در جبهه‌ی BCH، به غیر از افرادی مثل راجر ور (Roger Ver)، معروف به مسیح بیت کوین، و سایت bitcoin.com و استخر استخراج او، شرکت‌های چینی از قبیل بیت‌مین (Bitmain) بودند که برای سلطه بر استخراج به میدان آمده بود و مدعی شده بود که می‌خواهد در کنار بیت کوین در بیت کوین کش نیز به موفقیت برسد.

ناظرانی که کم‌تر درگیر سیاستند اظهار داشتند که اکوسیستم پرداخت تلفن همراه پیشرفته‌تر آسیا محرک فشار بر بیت کوین کش و مصرف‌کنندگان آمریکایی عقب‌مانده است که هنوز هم عادت دارند از کارت خود برای تجارت استفاده کنند.

برای علاقه‌مندان ارز دیجیتال در کشورهای پیشرفته مانند کره جنوبی، در آن زمان مساله مقیاس‌پذیری بیشتر مورد توجه بود.

این واقعیت که افزایش قیمت بیت کوین زمانی آغاز شد که بازار آسیا بیدار شد به این دلیل مهم است که بیت کوین کش برای مدتی طولانی مورد علاقه بوده است. دست پشت پرده‌ی 3 معامله اّلگو 7,000 بیت کوین ناشناخته است، اما دانستن آن برای ما مهم نیست گرچه منطقه زمانی آن به قاره آسیا برمی‌گردد.

زمانی‌که بیت کوین جهشی ناگهانی داشت، طرفداران BCH فرصت این را داشتند تا از شادی فریاد بزنند و وون، ین و حتی شاید یوان (یا بیت کوین) خود را به میان آورند تا به بیت کوین کش کمک کنند تا به جایگاه پنجم رده‌بندی حجم بازار سرمایه دست پیدا کند.

به غیر از تتر و بیت کوین، وون کره و ین ژاپن دومین و سومین ارز بازار بیت کوین کش هستند.

ترجیح خرید یک واحد کامل به جای خرید بخشی از آن

همه موارد فوق را می‌توان در اتفاقی که هفته گذشته برای بیت کوین کش افتاد به حساب آورد و مرتبط دانست، اما به نظر نویسنده هنوز برای توضیح دو برابر شدن ارزش آن کافی نیست. رد پای چیزی دیگر در میان است.

با خواندن مصاحبه‌های مرجع راهبردی امور مالی انگلستان (FCA) با مصرف‌کنندگانی که در این پیمایش وحشیانه به 20,000 دلار وارد بازار شدند، نکته کلیدی را به ما یادآور می‌شود و آن جهل و نادانی بسیاری از مشارکت‌کنندگان در بازار است. کسب مهارت‌های لازم در این فضا ضروری است، چرا که ما این‌جا فرصتی برای تمرین نداریم.

یکی از خریداران در نظرسنجی FCA گفت که او نمی‌دانست که می‌تواند بخشی از یک بیت کوین را را به صورت چند واحد ساتوشی بخرد، بنابراین تصمیم گرفت که ارزهای دیجیتال با قیمت واحد پایین‌تر را خریداری کند.

این گرایش ناشی از روانشناسی خرید که به ما دیکته می‌کند که خرید یک سکه با قیمت واحد کمتر مناسب‌تر است، در میان مصرف‌کنندگان جدید در بازار صعودی قبلی هم مشاهده شده بود. به نظر می‌رسد که این اتفاق دوباره در حال رخ دادن است و BCH نامزد اصلی مورد توجه واقع شدن است.

بیت کوین کش ویژگی‌های خوبی دارد چرا که یکی از 10 دارایی برتر ارز دیجیتال است و می‌تواند از اعتبار نام برند بیت کوین نیز بهره‌ ببرد. در نتیجه، علت و منبع اصلی مومنتوم پشت بیت کوین کش ممکن است تحت تاثیر هر یک یا تمام موارد ذکر شده باشد؛ اما این‌که دارای کمترین اصطکاک ممکن برای خریداران احتمالی است، با قیمت 167 دلار در برابر قیمت 4,150 دلاری بیت کوین در نقطه شروع اوج، واقعیت دارد.

بیت کوین کش با سقوط 98 درصدی از بالاترین قیمت تاریخ خود در مقایسه با بیت کوین که 84 درصد افت ارزش داشت، باعث برجسته شدن پروژه پاداش ریسک شد. بیت کوین کش می‌تواند صعود سهموی رو به جلوی خود از اینجا را شروع کند. و اگر شما به این فکر می‌کند که فورک‌های دیگر بیت کوین در چه حالند، این کار را نکنید.

استدلال ماکسیمالیست‌های بیت کوین این است که در واقع تنها یک بیت کوین وجود دارد که هنوز معتبر است. اگر این اخطار و نکته کافی نیست، پس نمودار تراکنش BCH در بیت‌اینفوچارتز (Bitinfocharts) ممکن است کمی تعادل ایجاد کند. بدیهی است از جانب پذیرش BCH اتفاق خاصی نیافتاده است و تعداد افرادی که با BCH در Bitcoin.travel بلیط هواپیما می‌خرند کم است. البته ممکن است راجر ور همین حرف‌ها را برای بیت کوین بگوید.

منبع: ethereumworldnews

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

اسپاتیفای و اپل، دو حکمران بزرگ در دنیای موسیقی آنلاین هستند و البته گوگل، آمازون و برخی دیگر از شرکت‌های بزرگ نیز می‌کوشند سهمی از این بازار وسیع را از آنِ خود کنند.

این صنعت ۱۲ میلیارد دلاری حدود ۲۰ درصد از فروش گوگل را به خود اختصاص داده است و در این میان، یونیورسال میوزیک گروپ (Universal Music Group) با داشتن ۳۱ درصد از این بازار، انحصار آن را به‌شکل قابل‌توجهی در دست دارد. اسپاتیفای با ۵ میلیارد فروش، یکی از بازیگرانی است که بخشی دیگر از انحصار بازار موسیقی آنلاین را در دست دارد. ارزش‌گذاری شرکت اسپاتیفای آن را هم‌تراز با یونیورسال میوزیک گروپ قرار داده است. بااین‌حال، تفاوت‌هایی میان این دو وجود دارد. در مجموع بین دو سر عرضه و تقاضای این بازار (یعنی بین هنرمندان و مخاطبان) دو واسطه وجود دارد که یکی منتشر‌کننده رسمی محتوا و دیگری توزیع‌کننده آن است.

این واسطه‌ها همواره کوشیده‌اند بخشی بزرگ‌تر از درآمد به‌دست‌آمده از انتشار و توزیع آثار هنری را به خود اختصاص دهند. به‌همین‌دلیل هیچ تعجبی ندارد که آمازون و اسپاتیفای در ایالات متحده در تلاشند جلوی اقدام سیستم قضایی این کشور به‌منظور اختصاص بخش بیشتری از درآمد به هنرمندان پدیدآورنده آثار موسیقی را بگیرند.

حتی اگر این دو شرکت در این تلاش ناکام بمانند، باز هم بسیاری از هنرمندان نمی‌توانند سهم قابل‌توجهی از درآمد را به دست آورند، زیرا در همان ابتدا به‌خاطر قراردادی که با این واسطه‌ها منعقد می‌کنند، بخش قابل‌توجهی از حقوق مادی خود را به آنها واگذار می‌کنند. واقعیت این است که بخش اندکی از درآمد ناشی از فروش آثار موسیقی به جیب هنرمندان می‌رود.

ثروتمندان صاحب آمازون و اسپاتیفای نگران این هستند که صدها هزار هنرمند فعال در حوزه موسیقی، متوجه درآمد بالایی شوند که فروش آثارشان برای این شرکت‌ها به همراه دارد. افزایش ۴۴ درصدی درآمد هنرمندان از فروش آثارشان برای آمازون و اسپاتیفای گران تمام می‌شود. اما این شرکت‌ها باید بپذیرند که دوران انحصارشان در این صنعت رو به پایان است.

۱۲ آلبوم از آثار من روی اسپاتیفای و آیتونز قرار دارد و هر ماه مبلغی را بابت فروش آنها به من پرداخت می‌کنند. با وجود اینکه شاید خواننده آن‌چنان محبوبی نباشم، اما آمار دقیقی از روند فروش آثارم دارم.

پایان انحصار موسیقی آنلاین با بلاک‌ چین و ارزهای دیجیتال

به ازای هر بار شنیده‌شدن هر یک از ترانه‌هایم، مبلغ یک‌چهارم سنت از اسپاتیفای دریافت می‌کنم. اگر هنرمندی بودم که آلبوم‌هایم توسط یک شرکت رسمی منتشرکننده موسیقی وارد اسپاتیفای می‌شد، اصلا چنین مبلغی به من نمی‌رسید. من یک هنرمند آزادکار هستم و با دستمزد ساعتی ۱۱ دلار، هر ترانه‌ام باید ۶۵۰ هزار بار در ماه از سوی کاربران شنیده شود تا حداقل حقوق در ایالات متحده را دریافت کنم. یک میلیون بار شنیده‌ شدن ترانه‌ها سبب می‌شود با درآمدی که به دست می‌آورم، از خط فقر خارج شوم! به‌هر حال، اگر نخواهم دست از کار در استودیو بردارم، همچنان در ردیف کم‌در‌آمدترین خوانندگان در تاریخ قرار می‌گیرم.

صنعت موسیقی درآمد بالایی دارد. اما چرا ۹۰ درصد از درآمد هنرمندان و پدیدآورندگان مستقل موسیقی به جیب چند شرکت پخش موسیقی می‌رود؟ چرا مردم به ترانه‌هایی غیر از آنچه توسط چند شرکت منتشرکننده به بازار عرضه می‌شود گوش نمی‌کنند؟ چرا اصلا مردم نمی‌توانند این نوع موسیقی را به راحتی بیابند؟ پاسخ این است که شرکت‌های انتشار و توزیع موسیقی، آثار برخی از هنرمندان خاص را در صدر فهرست‌های خود قرار می‌دهند. همچنین بد نیست بدانید هنرمندانی که با این شرکت‌ها قرارداد دارند، در نهایت فقط ۱۵ درصد از مجموع درآمد این محصول (که هیچ هزینه‌ای هم برای شرکت‌ها ندارد) را به دست می‌آورند. در واقع، ۸۵ درصد از گردش مالی برای رسیدن یک اثر موسیقی از هنرمند به مخاطب به چند شرکت واسطه می‌رسد. این شرکت‌ها به‌همین‌دلیل در تلاشند همچنان انحصار را در بازار خود حفظ کنند.

اما این رقابت شدید به همین جا ختم نمی‌شود. اسپاتیفای از دستِ اپل به‌شدت سرخورده شده است، زیرا اپل کنترل اپ‌استور را در دست دارد و به همین جهت، توزیع همه اپلیکیشن‌های مربوط به موسیقی نیز توسط این شرکت مدیریت می‌شود. در واقع، اپل نقش توزیع‌کننده اپلیکیشن اسپاتیفای را به دارندگان آیفون و سایر محصولات این شرکت در دست دارد. اپل بخشی از درآمد اسپاتیفای را که از این طریق ایجاد می‌شود به خود اختصاص می‌دهد. اپل همچنین انواع رفتارهای اسپم‌وار را برای جلب توجه مخاطب به انجام می‌رساند. بنابراین اپل میوزیک که رقیب مستقیم اسپاتیفای است، از این مزیت رقابتی برخوردار است که برای دارندگان آیفون جذاب‌تر است. به‌همین‌دلیل، اسپاتیفای شکایتی علیه اپل در اتحادیه اروپا تنظیم کرده و ادعا کرده است که سهم ۳۰ درصدی که اپل از هزینه اشتراک کاربران اسپاتیفای برمی‌دارد غیرمنصفانه است. جالب اینجاست که اسپاتیفای می‌گوید اپل این سهم را با صنعت موسیقی به اشتراک نمی‌گذارد؛ انگار مدیران اسپاتیفای می‌خواهند به‌طور غیرمستقیم بگویند که هوای هنرمندان پدیدآورنده موسیقی را دارند و انگار نه انگار که مدیران این صنعت و سایر افراد دخیل غیرهنرمند در آن، سهم بزرگی از این درآمد را به خودشان اختصاص می‌دهند!

جالب اینجاست که اپل بابت موسیقی آنلاین پخش‌شده، حداقل ۱۰۰ درصد بیشتر از اسپاتیفای به هنرمندان پول می‌دهد. آمازون نیز روندی همانند اپل دارد. عجیب است که اسپاتیفای با وجود اینکه نصف اپل و آمازون به پدیدآورندگان آثار موسیقی پول می‌دهد، اپل را به بی‌انصافی و آسیب به هنرمندان محکوم می‌کند.

اینترنت قرار بود محدودیت‌هایی را که شرکت‌ها برای هنرمندان ایجاد می‌کنند از بین ببرد، اما آنچه امروز می‌بینیم درست عکس آن است. صنعت موسیقی چه در قالب توزیع‌کنندگان و فروشندگان دیجیتال و چه در قالب ناشران سنتی، تفاوت چندانی با هم ندارند و هر دوی آنها، پولی که باید به هنرمندان برسد را به جیب می‌زنند. نویدهای اینترنت برای ایجاد انقلابی در هنر موسیقی و دسترسی مستقیم گروه‌های موسیقی به مخاطبان فقط یک سراب بود و وضعیت هنرمندان عملا از دوره پیش از ظهور اینترنت هم بدتر شده است.

اینترنت در تلاش برای شکستن حلقه انحصار در موسیقی

پایان انحصار موسیقی آنلاین با بلاک‌ چین و ارزهای دیجیتال

انحصاری بزرگ ایجاد شده است. انحصار همواره برای حفظ و بقای خود تلاش می‌کند. انحصارگران در صنعت موسیقی، اکنون به خوبی موقعیت خود را حفظ می‌کنند.

اما جالب اینجاست که اینترنت همچنان می‌کوشد این حلقه انحصاری را بشکند و دو استارتاپ ارزهای دیجیتال در این زمینه پیشگام شده‌اند. دو ارز دیجیتال شاخص در این زمینه چوون (Choon) و فیدبندز (Feedbands) نام دارند و البته به احتمال زیاد در آینده بر شمار آنها افزوده خواهد شد. چوون به هنرمندان، تعدادی از توکن‌های خود را می‌دهد که البته ارزش پایینی در بازار دارند. این در حالی است که فیدبندز می‌خواهد به شنوندگان و هنرمندانی که در اجتماعش حضور دارند، با بیت کوین پاداش دهد.

چوون در زمینه عرضه اولیه سکه (ICO) با ناکامی روبرو شد. بااین‌حال، وب‌سایتش همچنان پابرجاست. من خودم به عنوان خواننده‌ای که شاید کمترین میزان محبوبیت را در دنیا داشته باشد، چند ترانه در این وب‌سایت دارم. کیف پول چوون من هم منتظر دریافت توکن‌هایش است و هر از گاهی موجودی‌اش را چک می‌کنم. فیدبندز سابقه بیشتری دارد و برخی آثار موسیقی را مورد حمایت قرار می‌دهد. اساس کار فیدبندز این است که هنرمند به‌خاطر اثرش و شنونده هم به‌خاطر معرفی یک مخاطب جدید، پاداشی در قالب بیت کوین دریافت می‌کند.

با وجود اینکه این استارتاپ‌ها برای من به‌عنوان یک خواننده تقریبا گمنام جذابیت دارند، اما واقعیت تلخ این است که مردم دوست ندارند بابت شنیدن موسیقی پول بدهند و با این مدل کسب‌وکار مشکل دارند. سرویس‌های اشتراک موسیقی همانند رادیوهای اینترنتی هستند، با این تفاوت که می‌توانید چیزی را که می‌خواهید بشنوید انتخاب کنید. اما بسیاری از کاربران دست به این انتخاب نمی‌زنند و در مقابل، به یک فهرست پخش (پلی‌لیست) آماده شده گوش می‌دهند، گویی که مخاطبِ یک رادیو آنلاین (البته با سلیقه‌ای مشخص) هستند.

مردم بیشتر ترجیح می‌دهند به دستیار صوتی آمازون (الکسا) دستور بدهند که چیزی برایشان پخش کند تا اینکه بخوانند خودشان یک فهرست از ترانه‌های موردنظرشان را تهیه کنند. به‌همین‌ دلیل، هر محصول جدید در صنعت موسیقی که بخواهد برخلاف این گرایش عمومی حرکت کند و روی تغییر رفتار مخاطبان حساب باز کند، نمی‌تواند به موفقیت قابل‌توجهی دست یابد.

از سویی دیگر، دنیای ارزهای دیجیتال می‌تواند همان عامل نجات‌بخشی باشد که انحصارطلبان از آن می‌ترسند، زیرا فناوری بلاک چین می‌تواند صنعت موسیقی را به‌کلی متحول کند. تصور کنید هنرمندان بتوانند تعداد مخاطبانی را که به آثارشان گوش می‌دهند، به صورت آنی مشاهده کنند. حتی دنیای هالیوود نیز نتوانسته این میزان از دقت را برای آثار هنری خود ایجاد کند. فرض کنید قرارداد انتشار آثار موسیقی از نوع قرارداد هوشمند باشد. در این صورت، چگونه کارشناسان حقوقی و مالی می‌خواهند این میزان از شفافیت را دور بزنند؟ بلاک چین این فرصت را دارد که بتواند واسطه‌ای به‌مراتب بهتر برای نیازهای دنیای موسیقی باشد. البته اینترنت هم قرار بود به این هدف برسد، اما دقیقا خلاف آن حرکت کرد. شاید اینترنت به‌همراه بلاک چین بتواند این هدف را تحقق بخشد.

نیرویی عجیب در ارزهای دیجیتال نهفته است که سبب می‌شود جریان پول به جای حرکت به سمت طبقات بالای اقتصادی و سیاسی هر جامعه، به سمت پایین و توده مردم جاری شود. شاید این از جمله ویژگی‌های خاص ارزهای دیجیتال باشد و شاید هم از پیامدهای موج اول انقلاب بیت کوین به شمار رود. بااین‌حال، احساس عجیبی به من می‌گوید که تغییر در سازوکار مالی صنعت موسیقی می‌تواند از جمله قابلیت‌های بلاک چین باشد. مشتریان بابت جلب توجه مردم پول می‌دهند. واسطه‌ها از طریق تبلیغات، این پول را به جیب می‌زنند. مطمئنم بلاک چین می‌تواند این الگوی سنتی تجاری‌سازی و کسب درآمد را پشت‌سرگذاشته و یا به شکلی دیگر، دست واسطه‌ها را کوتاه کند. به‌این‌ترتیب، هنرمندان می‌توانند سهم بیشتری از جریان درآمدی را به خود اختصاص دهند.

بلاک چین و ارزهای دیجیتال می‌توانند بر سال‌ها انحصار واسطه‌ها در دنیای موسیقی خاتمه دهند. به‌این‌ترتیب شاید چند سال دیگر، ۰,۲۶ سنتی که بابت پخش هر بار موسیقی در اسپاتیفای به من داده می‌شود و همچنین ۰,۶۸ و ۰,۶۱ سنتی که بابت همان موسیقی از آمازون و اپل میوزیک می‌گیرم، برای هنرمندان دیگری که مثل من هستند، رقم بی‌ارزش و خنده‌داری باشد.

موج بعدی برای ایجاد تحولی اساسی در موسیقی در راه است و این تحول به احتمال زیاد توسط بلاک چین رقم خواهد خورد.

منبع: forbes

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال