ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

۲۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۸ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

لو کرنر، سرمایه‌گذار و فعال حوزه‌ی ارزهای دیجیتال، در مقاله‌ای به بررسی پدیده‌ی ارزش آفرین ارزهای دیجیتال پرداخته و گروه‌هایی که می‌توانند از ثروت خلق شده، منتفع شوند را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه ترجمه کامل این مقاله را می‌خوانید.

ارز دیجیتال پارادایم جدیدی است که به نظر می‌رسد تحول و ثروت بیشتری در 20 سال آینده نسبت به آنچه اینترنت در 20 سال گذشته ارائه داده، ایجاد کند. سوالی که برای من به عنوان یک سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر مطرح می‌شود آن است که چه کسی قرار است از این فرصت ایجاد شده برای خلق یک ثروت عظیم استفاده کند؟

این ثروت هنگفت می‌تواند در اختیار 5 غول تکنولوژی (که با نام فامگا نیز شناخته می‌شوند) قرار گیرد که در 5 سال گذشته دنیای فناوری را قبضه کرده‌اند. یا به تازه‌واردان جدیدی که به نوعی بومیان ارز دیجیتال محسوب می‌شوند، تعلق گیرد. در این مقاله منظورم را ارز دیجیتال می‌گویم، نقاط قوت و ضعف هر دو گروه را مورد بررسی قرار داده و عواملی که می‌تواند در مورد تصاحب ثروت تولید شده در آینده تعیین‌کننده باشد، برمی‌شماریم.

تعریف کریپتو

در حال حاضر چهار فناوری نوظهور وجود دارد:

1. بلاک چین که بر محور راستی و صداقت است.

2. ارز دیجیتال یا همان گل سر سبد قضیه.

3. قراردادهای هوشمند که شروط اگر این باشد، فلان چیز اتفاق می‌افتد را انجام می‌دهند.

4. اثبات دانایی صفر، قابلیتی که بدون نشان دادن چیزی درستی آن را اثبات کنید. به عبارت دیگر کاری مانند انجام دادن جادو!

در مجموع این چهار فناوری، پارادایم جدیدی را در نوع محاسبات به وجود آورده‌اند که به طور تقریبی امکان ایجاد تعداد بی‌شماری از فرایند‌های کسب‌وکار را ممکن می‌سازند. این چیزی است که تمامی پارادایم‌های محاسباتی جدید تاکنون انجامش داده‌اند.

هیجان‌انگیزترین فرایند‌های کسب‌وکار می‌توانند بر مبنای زیر شکل گیرند:

5. غیرمتمرکزسازی که به فرایند حذف واسطه‌ها شناخته می‌شود.

و در نهایت موفقیت یا شکست کسب‌وکارهای جدید به شدت به عامل زیر بستگی خواهد داشت:

6. کامیونیتی یا جامعه که گروهی از افراد را در برمی‌گیرد که بر اساس انگیزه‌هایشان از ارزش حاصله از موفقیت یک پروژه، در راستای توفیق آن تلاش می‌کنند.

آیا غول‌های فناوری ثروت حاصل را قورت می‌دهند؟

اولین بار درباره فامگا (شامل شرکت‌های فیس‌بوک، اپل، مایکروسافت، گوگل و آمازون) و تاثیر مخرب رشد انحصار چندتایی آن‌ها در ژانویه 2017 مطلبی نوشتم. کمتر از 200 نفر در ماه اول آن مطلب را خواندند، اما به نظرم این موضوع مهمی بود. پس در آوریل همان سال مقاله دیگری درباره غول‌های فناوری نوشتم. بیش از 10 هزار نفر مطلب من را تنها در ماه اول مطالعه کردند که در آن زمان به موفق‌ترین مقاله‌ام در سایت مدیوم تبدیل شد.

فرض اولیه‌ من آن بود که هر کسب‌وکاری به تجارت داده‌ها ارتباط دارد، هر چه داده بیشتری در اختیار داشته باشید، به رقیب قدرتمندتری برای دیگران تبدیل خواهید شد. فامگا نیز انحصار داده را در دست گرفته است. مهمترین تاثیر منفی که این انحصار می‌تواند داشته باشد، خفگان نوآوری و رقابت خواهد بود. قدرت این انحصار را می‌توان با مقایسه مجموع ارزش بازار این 5 شرکت با 100 شرکت برتر ایالات متحده به آسانی فهمید.

سهم بازار فامگا در برابر 100 شرکت برتر ایالات متحده

به طرز قابل توجهی از سال 2014 به این سو، فامگا بیش از 63 درصد ارزش ایجاد شده توسط 100 شرکت بزرگ ایالات متحده را قبضه کرده است. از یاد نبرید که این قدرت بزرگ تنها در دست 5 شرکت قرار دارد.

زمانی که روند فامگا برایم خطرناک جلوه کرد، امیدوارکننده‌ترین نموداری که به چشمم خورد، درصد سهم بازار 100 شرکت بزرگ فناوری در ایالات متحده از ابتدای سال 1980 بود.

روند تغییر سهم 100 شرکت‌ فناوری برتر ایالات متحده از بازار در طول تاریخ

واضح بود که دوره‌های زمانی مختلفی را طی کرده‌ایم که در هر یک از آن‌ها شرکتی حاکم ابدی بازار شناخته می‌شد. اول از همه این شرکت آی‌بی‌ام بود، سپس مایکروسافت وارد شد و هم‌اکنون نوبت فامگا فرا رسیده است. درست لحظه‌ای که فکر می‌کردم هیچ چیز نمی‌تواند جلودار سلطه فامگا باشد، با این واقعیت تاریخ آرام گرفتم که هیچ‌چیز جز خود تغییر، پایدار نیست. تا اینکه پس از گذشت دو ماه، روشنایی ارزهای دیجیتال من را منقلب کرد.

منظورم از روشنایی، این باور بود قرار است ارزهای دیجیتال تحول و خلق ثروت بی‌سابقه‌ای را رقم زنند.

ارز دیجیتال، ساختار شکن و ارزش آفرین

ارزهای دیجیتال به دلیل استفاده از ابزارهای جدیدی که امکان ایجاد فرایند‌های تجاری جدید را فراهم می‌سازد، می‌توانند به خلق ثروتی هنگفت ختم شوند. البته آن‌ها هم‌اکنون نیز در حال انجام چنین کاری هستند.

اوبر بنا به ارزش‌گذاری وال‌استریت‌ژورنال به رقم 68 میلیارد دلار یا سی‌بی اینسایت به رقم 72 میلیارد دلار، ارزشمندترین استارتاپ جهان شناخته می‌شود. اوبر در مارس 2009 کار خود را آغاز کرد. تقریبا دو ماه قبل از آن یعنی ژانویه 2009، ساتوشی اولین بیت کوین شبکه را استخراج کرد. با وجود سقوط شدید ارزهای دیجیتال در سال 2018، در حال حاضر بیت کوین بیش از 88 میلیارد دلار ارزش دارد. ارزهای دیجیتال نه تنها ثابت کرده‌اند که می‌توانند ارزش هنگفتی ایجاد کنند، بلکه خلق ارزش را بهتر از هر فرایند‌ تجاری قدیمی می‌توانند انجام دهند.

در حالی که عوامل متعددی موجب افزایش ارزش بیت کوین می‌شوند، در انتها این باور جامعه است که افزایش ارزش آن را رقم می‌زند. در نگاه اول این موضوع مانند یک طرح پانزی یا بازی اعتماد به نفس به نظرم آمد. اما بعداً فهمیدم که تمام دارایی‌ها نوعی از بازی اعتماد به نفس هستند.

سال گذشته در 26ام جولای، فیس‌بوک پس از انتشار گزارش درآمد کم و چشم‌انداز ضعیف خود، بیش از 119 میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داد. این بزرگترین ضرر در تاریخ بشر بود که هر شرکتی تا آن زمان طی یک روز متحمل شده بود. مردم با دستیابی به اطلاعات جدید، خیلی ساده اعتماد خود را به فیس‌بوک از دست داده بودند.

اما جامعه به بیت کوین اعتقاد دارد و هنوز در حال استخراج آن است. جامعه هنوز بیت کوین‌های خود را نگه داشته و هر روز ابزارها و برنامه‌های جدیدی برای بهبود ارزش بیت کوین به همراه سایر پروژه‌های ارز دیجیتال می‌سازد. جامعه‌ی ارزهای دیجیتال تمام این کارها را انجام داده، چرا که معتقد است بیش از ارزشی که به بیت کوین بخشیده، از آن پس خواهد گرفت. بسیاری در حال ساخت فرایند‌های کسب‌وکاری جدیدی هستند که به باور جامعه، جهان را به مکان بهتری برای زندگی کردن تبدیل می‌کند.

همانطور که ابزارها بهتر می‌شوند، شبکه قدرتمندتر می‌شود، بازدهی بالا می‌رود، رابط کاربری بهبود می‌یابد و جامعه به مشکلات اساسی خود (مانند مدل‌های حاکمیت، اقتصاد‌ توکنی و غیره) اشاره می‌کند، کسب‌وکارهای جدیدی که به کمک ارز دیجیتال راه‌اندازی می‌شوند، به خلق ثروتی عظیم و ایجاد تحولی گسترده محکوم خواهند بود.

اما این ثروت به سمت چه کسانی سرازیر خواهد شد؟

تیغ اوکام پیروزی فامگا را پیش‌بینی می‌کند

طبق اصل «تیغ اوکام» ساده‌ترین علت یا توضیح در شرایط برابر می‌تواند صحیح‌ترین آن‌ها باشد. به عبارت دیگر توضیحات نباید بدون ضرورت افزایش یابند. همانطور که به جبهه‌های مختلف این نبرد نگاه می‌کنم، ساده‌ترین توضیحی که به نظرم می‌آید، ادامه یافتن روند فعلی است. فامگا به بهبود مزیت‌های خود در زمینه‌ی قبضه‌ داده‌ها ادامه خواهد داد و با گسترش حوزه‌ی فعالیت‌های خود، از جامعه‌ی ارزهای دیجیتال سبقت خواهد گرفت تا بیشترین سهم از ارزش خلق شده توسط ارزهای دیجیتال را به خود اختصاص دهد. از برخی جهات این داستان به فیلم جنگ ستارگان شباهت دارد. بر اساس اصل تیغ اوکام، امپراطوری به حدی گسترش یافته و بزرگ است که ساده‌ترین توضیح در واقع شکست‌ فورس‌ها خواهد بود.

جامعه‌ی ارز دیجیتال، عاملی تعیین کننده

در مقاله‌ای که کریس دیکسون در آن به بیان اهمیت تمرکززدایی پرداخته، روند طبیعی تکامل پلتفرم‌ها را نیز مورد بررسی قرار داده است.

در نهایت فامگا تنها به سهامداران و کارمندان خود پاسخگوست. از آنجا که تعداد زیادی از مردم از سرویس‌ها و محصولات فامگا استفاده می‌کنند، برای یک بازه‌ زمانی طولانی رشد سود این شرکت‌ها به خاطر رشد تعداد کاربران یا میزان مشارکت نخواهد بود. تنها راهی که فامگا می‌تواند رشد سود خود را به وسیله آن تضمین کند، استخراج هر چه بیشتر ارزش از کاربرانش و بقیه افراد اکوسیستم است.

حالا که خوب نگاه می‌کنم، این شرکت‌ها از نظر من دیگر اهریمنی یا شرور نیستند. رشد سود، پایه و اساس سرمایه‌داری است و من هم یک سرمایه‌دار هستم. اما من انسان نیز هستم و به نظرم کسب‌وکار‌های جدیدی که شکل می‌گیرند، فواید بیشتری برای بشریت نسبت به مزایای اقتصادی خواهند داشت. این فرایندهای جدید قدرت را به جامعه برمی‌گرداند، حریم شخصی کاربران را حفظ می‌کند و امکان فورک کردن را فراهم می‌کند؛ که به نظرم بیشتر از آنکه یک ایراد باشد، یک مزیت است. می‌توانم درباره نتایج مثبت ارزهای دیجیتال بی‌وقفه ادامه دهم.

اما به نظرم تنها در صورتی فامگا می‌تواند متحمل شکست شود و سهمی از ارزش ایجاد شده نبرد که ارزهای دیجیتال بتوانند پتانسیل حقیقی جامعه را مهار کنند.

نبرد حماسی برای آینده‌ی ارزهای دیجیتال

می‌دانیم که فامگا زره و سپر خود را برای این جنگ مهیا ساخته است. تیتر اخباری که این روزها می‌شنویم، جذب متخصصین بلاک چین توسط فیس‌بوک، ملحق شدن آمازون به لیست ارائه‌دهندگان بلاک چین به عنوان خدمات و شایعاتی درباره ارز دیجیتال فیس‌بوک است. از سال گذشته نیز شایعاتی پیرامون ارز دیجیتال آمازون با خرید دامنه‌های مربوط به کریپتوکارنسی توسط آن‌ها شنیده می‌شود.

زمانی که سرگی برین درباره گوگل گفت که از قرار گرفتن در جمع پیشتازان بلاک چین جا مانده، یک ماه بعد این غول فناوری راهکار بلاک چین خود را برای سرویس‌های ابری ارائه کرد. شاید پیش از این فامگا در خوابی عمیق به سر می‌برد، اما هم‌اکنون بیدار شده تا سایه‌ی ستاره مرگ خود را بر سر رقبا بیاندازد. تنها نیرویی‌ که برای ارزهای دیجیتال در مبارزه با فامگا باقی مانده، جامعه آن‌هاست.

ما در ابتدای مسیر درک چگونگی ارائه‌ی ساختارهای انگیزشی برای اعضای مختلف جامعه هستیم که آن را تحت عنوان اقتصاد توکنی می‌شناسیم. در حالی که بیشتر تمرکز جامعه بر روی توکن‌ها معطوف شده، وضعیت افراد در جامعه نیز مشوق قدرتمندی می‌تواند باشد که اهدای آن هزینه‌ای ندارد.

همچنین اطلاع دارم که جامعه در حال ساخت ابزارهای جدیدی است که توجه قشر بزرگتری از جامعه را به خود جلب کرده و افراد بیشتری را در امر مشارکت دخیل کند.

با تریلیون‌ها دلار سرمایه به عنوان مهمات جنگ، نبردی حماسی در پیش خواهد بود.

امیدواریم که جامعه پیروز این مبارزه باشد!

منبع: medium

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰
تحلیل ارائه شده صرفاً یک نظر شخصی به صورت کوتاه مدت است و وب‌سایت ارزدیجیتال هیچگونه مسئولیتی در قبال زیان‌های احتمالی آن بر عهده نخواهد داشت.

 

ریپل در محدوده 0.3670$ (نوارآبی) دارای مقاومت نسبتاً قوی است، ولی روند نزولی بلند مدت RSI شکسته شده و انتظار یک روند صعودی در آینده نزدیک می‌رود.

همچنین در قیمت 0.3440$ سطح حمایتی قوی در ریپل شاهد هستیم که این سطح ممکن است در صورت رد نکردن سطح 0.3670 به بالا و نزول قیمت دوباره لمس شود تا قیمت جای پای خود را محکم کرده و آماده ی صعود دوباره و رسیدن به سطوح بالاتر باشد.

پیوت و سطح 0.4250$ هم می‌تواند سطح مقاومتی سنگینی برای قیمت باشد.

شکسته شدن روند منفی RSI

همچنین الگوی هارمونیکی که می‌تواند قیمت را به سطوح بالاتر پرتاب کند نیز در قیمت مشاهده شده است.

الگوی هارمونیک خفاش در نمودار قیمتی روزانه ریپل

نتیجه‌گیری

ریپل در محدوده 0.3670$ دارای مقاومتی نسبتا قوی است که در صورت رد نکردن این سطح در قیمت 0.3440$ شاهد سطح حمایتی قوی در ریپل خواهیم بود که قیمت برای جهش دوباره ممکن است آن را دوباره لمس کند.

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

مایک مک‌گلون (Mike McGlone)، تحلیلگر بلومبرگ اینتلیجنس (Bloomberg Intelligence)، در مقاله‌ی منتشرشده در تاریخ 5 آوریل (16 فروردین) اذعان داشت که بیت کوین، به بالاترین سطح اشباع خرید از زمان رکورد قبلی در ماه دسامبر 2017 تا کنون، رسیده است.

همچنین در این گزارش آمده است که طبق شاخص قدرت جهانی GTI بیت کوین، از زمانی که قیمت آن به نقطه‌ی اوج 20 هزار دلاری نزدیک شد، تا کنون، به چنین سطحی از اشباع خرید نرسیده بود. بلومبرگ همچنین اعلام کرد که الگوهای مشابه در گذشته، نشان‌گر وقوع افت چندهفته‌ای در قیمت بودند.

بنا بر گفته‌های مک‌گلون، رشد اخیر بازار، به دلیل فشردگی قیمت و نوسان کم اتفاق افتاد و سبب شد تا قیمت بیت کوین از محدوده‌ی خود فراتر برود. وی پیش‌بینی کرد که پس از این رشد اخیر، روند نزولی مشابه گذشته اتفاق خواهد افتاد. وی اذعان داشت:

اکنون بحث مدت زمان مطرح است و من فکر می‌کنم هنگامی که چنین حباب بزرگی اتفاق می‌افتد، همواره طیف گسترده‌ای از افرادی وجود خواهد داشت که نیاز به فروش پیدا خواهند کرد.

در این مقاله، به نقل از دیوید تاویل (David Tawil)، رئیس صندوق پوششی پروچین کپیتال (ProChain Capital) آمده است که انتظار می‌رود بازار به روند نزولی خود ادامه دهد. وی در ادامه گفت:

با اینکه دیدن یک روند مثبت در مقابل روند منفی خوشایند به نظر می‌رسد، اما این امر تسلی‌بخش نخواهد بود. مطمینا، یک سرمایه‌گذار، بیشتر ترجیح می‌دهد که در روند نزولی کنونی، شاهد رشدی تدریجی با سطحی ثابت در قیمت باشد و نه یک صعود خیلی خیلی سریع. این رشد سریع می‌تواند به آسانی اتفاق بیافتد و به آسانی نیز از بین برود.

اندیکاتور قدرت جهانی GTI بیت کوین

به نظر می‌رسد که تحلیل‌های تاویل و مک‌گلون با تحلیل‌های توماس لی (Thomas Lee)، یکی از بنیان‌گذاران شرکت خدمات مشاوره‌ای Fundstrat Global Advisors در تضاد است. طبق گزارش پیشین سایت، بنا بر اظهارات اخیر توماس لی، بیت کوین به روند صعودی خودش بازگشته است. وی چنین اذعان داشت که قیمت بیت کوین اکنون از میانگین متحرک 200 روز گذشته‌ی خود فراتر رفته است.

علاوه بر آن، به نظر می‌رسد که پیتر برندت (Peter Brandt)، تریدر و نویسنده‌ی معروف، با اظهارات مک‌گلون مخالف بوده و روز 5 آوریل (16 فروردین) در توییتر خود نوشت که از این که قیمت بیت کوین وارد مرحله‌ی سهمی‌وار شود، تعجب نخواهد کرد.

اوایل این هفته، بازار مشتقات پیشروی آمریکایی، گروه بورس بازرگانی و کالای شیکاگو (CME Group)، اعلام کرد که تعداد قراردادهای آتی بیت کوین این گروه، رکورد جدیدی را در 4 آوریل (15 فروردین) به ثبت رساند.

منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

برای تجزیه‌وتحلیل میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار، باید میزان نقدشوندگی آن را هم درنظر بگیریم. ارزش بازار بر حسب حجم مبادله (Volume-Weighted Cap) معیار جدیدی است که نشان می‌دهد بیت کوین از اصل پارتو (تسلط بر بیشتر از ۸۰%) در بازار پیروی می‌کند.

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

به تازگی در توییتر، به توییتی برخوردم که به نقل از ویتالیک بوترین (خالق مشهور اتریوم) نوشته بود:

ویتالیک بوترین: بیت کوین اولین ارز دیجیتال بود و طبیعتاً ۱۰۰ درصد از سهم بازار را در اختیار داشت. سپس این مقدار به ۹۰ درصد رسید و حالا فقط ۵۵ درصد از سهم بازار را دارد.

به‌ نظرم ویتالیک اصلا به خودش زحمت نداده بود تا این موضوع را دقیق بررسی کند، زیرا می‌دانستم از هر فرصتی برای نشان‌دادن نبوغ ریاضی‌اش استفاده می‌کند. به‌نظر می‌رسید او این نتیجه‌گیری را فقط با استناد به معیار «تسلط بازارِ» کوین مارکت کپ داشته است؛ با اینکه این معیار بر اساس «ارزش بازار» محاسبه می‌شود، بسیاری از افراد فقط آن را در نظر می‌گیرند و به سایر عوامل توجهی نمی‌کنند.

در واقع این معیار کاملا به‌دردنخور است. ارزش بازار در کوین مارکت کپ برابر است با حاصل‌ضرب «قیمت بازار» در «عرضه در گردش» که درباره آن بحث‌های زیادی وجود دارد؛ زیرا به آسانی می‌تواند با عواملی نظیر حجم مبادله پایین، پیش استخراج بودن و دستکاری اعداد و ارقام مربوط به عرضه تحت‌ تأثیر قرار گیرد.

بلافاصله تصمیم گرفتم بفهمم که آیا سهم بازار شکلی از توزیع پارتو (که با عناوین «قانون افراد اندک اساسی» یا اصل تُنُکی فاکتور (principle of factor sparsity) هم شناخته می‌شود) است یا خیر. توزیع پارتو خود شکلی از قانون قدرت (Power Law) است و اغلب در سیستم‌هایی که از تعادل قابل‌توجهی برخوردارند، به شکلی طبیعی جریان دارد.

با توجه به اینکه معامله ارز دیجیتال عملاً در بازار آزاد صورت می‌گیرد (یعنی دارای اثرات جانبی بسیار کمی است)، فرض کردم که این باید یک توزیع پارتو باشد و تصمیم گرفتم درستی آن را آزمایش کنم.

توزیع پارتو

توزیع پارتو با معادله زیر نشان داده می‌شود:

Y = 0.2 ^ (Log (X) / Log 0.8))

تابع توزیع پارتو

قابل‌توجه‌ترین ویژگی این معادله این است که «۲۰% مالک ۸۰% است و ۸۰% مالکیت ۲۰% را در اختیار دارد». این مقیاس ثابت است؛ اساسا چنین توزیعی بدون توجه به طیف گسترده این مقیاس، یکسان است. همچنین می‌توان آن را به‌عنوان یک توزیع فراکتال نیز دانست؛ زیرا درست مانند فراکتال در هر سطحی که آن را بزرگ‌نمایی کنید، مشابه هم هستند.

مشکل حجم مبادله

ارزش بازار و حجم مبادله ۱۰۰ سکه برتر بر اساس توزیع پارتوی عمومی به شکل زیر ترسیم شده بود:

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

جالب اینجاست که این نمودار حسابی (خطی)، دقیقا بر یک توزیع پارتو منطبق نبود و مقیاس خطی مناسبی به‌نظر نمی‌آمد.

با تغییر آن به نمودار لگاریتمی، کاملا مشخص شد که شکلی از توزیع قانون قدرت (Power Law Distribution) در آن وجود داشت:

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

بااینکه ارزش بازار ضریب تعیین (R2) بالایی داشت (بهترین برازش) و البته طبیعی هم به‌نظر می‌رسید زیرا سکه‌ها به ترتیب ارزش بازار رتبه‌بندی می‌شدند، چیزی که توجه من را به خودش جلب کرده بود ضریب تعیین (R2) پایین برای حجم مبادلات بود. انتظار داشتم همان توزیعی را داشته باشد که ارزش بازار داشت، اما این‌طور نبود.

حجم مبادله پایین در بعضی از سکه‌ها نشان‌دهنده بازار دروغین و ارزش بازار ساختگی بود. حجم مبادله روزانه بعضی از سکه‌ها کمتر از 0.1 درصدِ ارزش بازارشان بود؛ در مقایسه با ۱۰ سکه برتر که همگی حجم مبادله‌ای بیش از ۳۰% نسبت به ارزش بازارشان داشتند. این یعنی در بیش از دو عامل (ارزش بازار و حجم مبادله) تفاوت وجود داشت.

ارزش بازار برحسب حجم مبادله

به‌این‌ترتیب نتیجه گرفتم که حجم مبادله (میزان نقدشوندگی) هم باید به‌عنوان یک معیار در نظر گرفته شود، یعنی باید آنها را در هم ضرب می‌کردیم تا معیار دیگری شکل بگیرد: «ارزش بازار برحسب حجم مبادله (2$)». هر چه حجم مبادلات کمتر باشد، امتیاز کلی پایین‌تر است.

با جمع‌آوری سوابق، میانگین‌گیری و سپس نسبت‌گرفتن از ارزش بازار برحسب حجم مبادله در ۱۲ ماه گذشته روی بیش از ۱۰۰ سکه برتر، نمودار زیر به دست آمد:

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

ابتدا ارزش ضریب تعیین (R²) بسیار بالاتر بود و منحنی S در نمودار مشاهده می‌شد. به‌نظر می‌رسید که بیش از نیمی از ۱۰۰ سکه برتر، پیش از آنکه نمودار با شیب سریعی به سمت ۱۰ سکه نهایی سرازیر شود، با قانون قدرت مطابقت داشتند. بدون تحقیق بیشتر در این زمینه، فرض کردم که این باید «اثر صفحه اول» باشد که در آن، سکه‌هایی که در بین ۱۰۰ سکه اول کوین مارکت کپ هستند توجه بیشتری را جلب می‌کنند و سکه‌هایی که در انتهای صفحه هستند از صفحه اول حذف می‌شوند و در نتیجه جذابیت خودشان را از دست می‌دهند.

با حذف سه سکه انتهایی صفحه، ۶۷ سکه اول در مقیاس لگاریتم و با سازگاری با قانون قدرت رسم شدند:

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

با مرتب‌کردن ۶۷ سکه برتر بر اساس «ارزش بازار برحسب حجم مبادله» و سپس ترسیم ارزش بازار و حجم مبادله به‌سرعت آشکار شد که امتیازات بهترین برازشِ قانون قدرت در مجموع بسیار بالاتر بود.

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

 

به‌همین‌دلیل نتیجه‌گیری کردم که گسترش بازار در واقع توزیع قانون قدرت بود (نه لزوما توزیع پارتو) و بنابراین به عامل نقدشوندگی نیاز داشت.

تسلط ارزش بازار برحسب حجم مبادله

حالا به دلایل اصلی تحقیقم برمی‌گردم و می‌خواهم تسلط واقعی بیت کوین را با درنظرگرفتن حجم مبادله تعیین کنم.

ارزش بازار برحسب حجم مبادله در ۱۲ ماه اخیر برای بیت کوین، اتریوم و سایرین (که شامل اتریوم بودند) را ترسیم کردم:

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

کاملا روشن است که وقتی میزان نقدشوندگی را به حساب می‌آوریم، بیت کوین ارز غالب است. از نظر سهم، بیت کوین دائما بیش از ۸۰% بازار را در اختیار دارد و روند آن افزایشی است.

در واقع، فقط با درنظرگرفتن ۵ سکه برتر، باز هم مشخص است که بیت کوین (همان ۲۰%) بیش از ۸۵% بازار را در اختیار دارد. در نتیجه، این توزیع پارتو است و در واقع بسیار قوی‌تر است. همین نشان می‌دهد که نقطه شلینگ یا کانونی (Schelling Point) درباره بیت کوین تا چه اندازه قدرتمند است.

میزان واقعی تسلط بیت کوین بر بازار

نظر من این است که بیت کوین همچنان به حفظ نقطه کانونی‌اش ادامه خواهد داد و بر بیش از ۸۰% از بازار تسلط خواهد داشت. «تسلط بر بازارِ» کوین مارکت کپ ناقص است، زیرا عامل نقدشوندگی را درنظر نمی‌گیرد و ۵۵% گزارش‌شده به‌شکل قابل‌توجهی دور از حقیقت است.

بنابراین نتیجه می‌گیریم که ویتالیک با استناد به گزارش ناقص کوین مارکت کپ درباره سهم بیت کوین از بازار، گمراه شد و به خودش زحمت نداده بود به‌دقت این موضوع را بررسی کند؛ زیرا همان‌طور که دیدیم بیت کوین قدرتمندتر از همیشه است.

منبع: medium

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

صرافی ارز دیجیتال آمریکایی کوین‌بیس (Coinbase)، موفق شد تا به عنوان تنها شرکت فعال در حوزه ارزهای دیجیتال در فهرست محبوب‌ترین شرکت‌های لینکدین در سال 2019 قرار گیرد. این نتایج در روز 3 آوریل (14 فروردین) تایید شد.

بررسی سالانه‌ای که بر اساس محبوبیت شرکت‌ها در بین کارکنان آن این رده‌بندی را انجام می‌دهد، کوین‌بیس را در رده 35ام از این فهرست 50تایی قرار داد.

فاکتورهای لینکدین برای ارائه این رده‌بندی میزان علاقه به شرکت، تعامل مدیران با کارکنان، میزان تقاضا برای مشاغل موجود و نرخ نگهداری کارکنان می‌باشد. لیست‌های متفاوتی برای کشورهای مختلف صادر می‌شود و نام کوین‌بیس در نسخه ایالات متحده آن آمده است.

این صرافی پیش‌تر نیز در سپتامبر سال گذشته به عنوان یکی از «50 استارتاپ برتر جهان برای کار» نامش در کنار شبکه ریپل و پتلفرم جمینی (متعلق به برادران وینکلواس) در لیست لینکدین آمده بود.

این نتایج موجب شگفتی‌هایی نیز شد؛ کوین‌بیس شرکت جی‌پی‌مورگان (JP Morgan) را که به شک و تردید نسبت ارز دیجیتال معروف است و در رده 44ام این فهرست قرار دارد را از پیش رو برداشت و در رده 35 ام ایستاد.

همچنین توییتر و اینتل نیز نتوانستند بالاتر از کوین‌بیس قرار بگیرند. توییتر به تازگی موضع حمایتی خود را نسبت به ارز دیجیتال آشکار کرده است و شرکت اینتل نیز از سال گذشته درگیر فعالیت‌هایی برای ساخت سخت‌افزارهای استخراج بوده است.

جی‌پی‌مورگان به نوبه خود شروع به تجربه و آزمایش فناوری ارز دیجیتال کرده است، در ماه گذشته گزارش‌ها خبر از انتشار غیرمنتظره‌ توکن درون سازمانی آن‌ها ینی جی‌پی‌ام‌کوین (JPM Coin) می‌دادند.

در اوایل این هفته، صرافی کوین‌بیس اعلام کرد که کیف پول داغش که ارز دیجیتالی به ارزش 225 میلیون دلار در آن قرار دارد، بیمه است. این شرکت اخیرا جدیدترین خدمات خود، بالاخص سرویس سهام برای سرمایه‌گذاران نهادی را از طریق سرویس نگهداری خود راه‌اندازی کرد.

منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

روز شنبه 6 آوریل (17 فروردین)، موسس و مدیر عامل ترون (TRX) در گفتگو با برنامه پادکست The Crypto Chick ادعا کرد که به نظر او امسال، اکوسیستم ترون وارد یک «همکاری رسمی» با اتریوم خواهد شد.

به طور دقیقتر، جاستین سان گفت فکر می کند که «در طول سال جاری، حتی شاهد آغاز همکاری ترون، (همکاری رسمی ترون)، با اتریوم خواهیم بود.»

وی در پاسخ به سوالی که ویتالیک بوترین، موسس اتریوم، در توییت های اخیرش در مورد ترون عنوان کرد، نوشت که به نظر او «رقابت، محصول بهتری را به ارمغان می آورد.»

من فکر می کنم که در آینده، ما حتی با بسیاری از توسعه دهندگان اتریوم و همچنین شرکت های مبتنی بر اتریوم که پیش از این باعث بهتر شدن این صنعت شده اند، وارد همکاری شویم.

جاستین سان همچنین اعلام کرد که در سه ماهه دوم سال 2019 یک راه حل مقیاس پذیری لایه دوم برای ترون پیاده سازی خواهد شد که میزان تراکنش ها را حداقل تا 100 برابر افزایش داده و میزان کارمزدها را تا حد قابل توجهی کاهش می دهد. وی اخیرا درباره راه حل Sun Network پستی را در توییتر منتشر کرده، اما تاریخ دقیق راه اندازی آن را اعلام نکرده است.

توییت جاستین سان در مورد sun network

در جریان این پادکست، سان اشاره داشت که قرار است نسخه مبتنی بر ترون ارز دیجیتال با ثبات تتر (USDT) در تاریخ 9 آوریل (20 فروردین) منتشر شود. به گفته او این نسخه نسبت به پروتکل مبتنی بر بیت کوین Omni، امکان انجام تراکنش های ارزان تر و سریع تری را برای تتر فراهم می کند.

وی این نکته را متذکر شد که در سه ماهه دوم سال، ترون با تکیه بر فناوری به کار گرفته شده در آلت‌کوین زی کش (ZEC)، یک «شبکه جدید با گزینه حریم خصوصی» را معرفی خواهد کرد.

کوین تلگراف پیش از این در ماه مارس گزارش داد که دو صرافی بزرگ ارز دیجیتال — هیوبی گلوبال (Huobi Global) در سنگاپور و اوکی اکس (OKEx) در مالت — حمایت خود از نسخه مبتنی بر ترون USDT را اعلام کرده اند.

روز جمعه، رادار (Radar) استارتاپ پشت صرافی غیرمتمرکز رادار ریلِی (Radar Relay) که سال گذشته 10 میلیون دلار سرمایه جذب کرد، اعلام کرد که برای شبکه لایتنینگ ابزارهای توسعه دهنده جدیدی را منتشر خواهد کرد.

منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

اوایل امروز، ارزش کل بازار ارزهای دیجیتال به 185.89 میلیارد دلار افزایش یافت و به بالاترین میزان خود از ماه نوامبر 2018 تا کنون رسید.

با وجود آن که این مقدار در زمان نگارش این مطلب به 184 میلیارد دلار کاهش یافته است، این رکورد جدید نشان‌گر دهمین 10 هفته‌ی صعودی متوالی از پس از کاهش در ماه‌های پیشین است و بدین معناست که از زمان شروع سال نو تا کنون، بازار ارزهای دیجیتال روند صعودی مداومی داشته است.

اکثر بازارهای ارزهای دیجیتال، تا پایان هفته‌ی گذشته (12 فروردین تا 18 فروردین)، رشد مثبتی را تجربه کردند و همچنین، قیمت بیت کوین نیز رکورد جدیدی را به ثبت رساند. در طی 24 ساعت گذشته، شاهد افزایش چشمگیری در قیمت بیت کوین (BTC) و اتر (ETH) بودیم و در نتیجه‌ی این صعود، ارزش بازار آن‌ها نیز به ترتیب 3 و 1.7 میلیارد دلار افزایش پیدا کرد.

در زمان نگارش این خبر، در خلال این افزایش کلی در بازار ارزهای دیجیتال، سهم بیت کوین از کل بازار، پس از افزایش ناگهانی قیمت آن، با اندکی کاهش، از 52 درصد به 50.6 درصد رسید. با این حال، ریپل، از میان 3 ارز دیجیتال صدر جدول، با اضافه شدن 200 میلیون دلار به ارزش کل آن در 24 ساعت گذشته، تنها بخش کوچکی از نمودار دایره‌ای را به خودش اختصاص داده است.

شاید مهم‌تر از آن، این موضوع باشد که از اول هفته‌ی گذشته، از تاریخ 1 آوریل (12 فروردین)، جریان بزرگ‌تری در میان دیگر ارزهای دیجیتال رخ داده است زیرا ارزش کل ترون، بیش از 350 میلیون دلار، استلار (XLM) و ورج (XVG) نیز به ترتیب 400 و 50 میلیون دلار افزایش پیدا کرد.

منبع: coindesk

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

بنیان‌گذار و مدیر اجرایی ریپل، کریس لارسن (Chris Larsen)، همسرش لینا لم (Lyna Lam) و بنیاد غیرانتفاعی ریپل‌ورک (Rippleworks)، مقادیری ریپل به ارزش 25 میلیون دلار را به دانشگاه ایالتی سن فرانسیسکو اهدا کردند.

دانشگاه در روز جمعه این خبر را اعلام کرد و گفت که این کمک مالی، بزرگ‌ترین پیشکش از نوع دارایی دیجیتالی است که تا کنون به دانشگاهی در ایالات متحده اهدا شده است.

این کمک مالی به کالج تجارت و کسب و کار اختصاص خواهد یافت تا از دانش‌آموزان در تبدیل شدن به افراد تاثیرگذار و نقش‌آفرین در اکوسیستم‌های کارآفرینی فین‌تک محلی و جهانی حمایت شود.

لزلی ای ونگ (Leslie E. Wong)، رئیس دانشگاه ایالتی سن‌ فرانسیسکو گفت:

این هدیه پیشگامانه، کالج تجارت و کسب و کار را به یک مرکز نوظهور، متمایز و وابسته به صنعت در نوآوری و کارآفرینی تجاری تبدیل خواهد کرد.

بر اساس بیانیه‌ای که به صورت جداگانه در روز جمعه توسط کالج تجارت و کسب و کار منتشر شد، این کمک مالی پشتوانه دو جایگاه دائمی جدید در کالج خواهد بود. جایگاه موقوفه‌ی ریپل‌ورکز برای نوآوری و کارآفرینی و جایگاه موقوفه لم-لارسن در فناوری مالی.

در این بیانیه‌ آمده است که این جایگاه‌ها به کالج کمک خواهد کرد تا بر روی زمینه‌هایی همچون کارآفرینی، انکوباسیون تجاری، فناوری‌های مالی و ارزهای دیجیتال تمرکز کند.

طبق این بیانیه، به پاس‌داشت این کمک مالی، دانشگاه در حال برنامه‌ریزی برای تغییر نام کالج تجارت و کسب و کار به کالج خانواده لم است و در انتظار تایید هیئت امنای دانشگاه ایالتی کالیفرنیا است.

دانشگاه این بودجه را از طریق کمپین تامین مالی BOLD Thinking؛ که تا کنون بیش از 136 میلیون دلار از هدف 150 میلیون دلاری خود را به دست آورده، افزایش داده است.

جان گومس (John Gumas)، رئیس این کمپین می‌گوید:

سرعت این کمپین از انتظارات ما نیز فراتر رفته است، اما هنوز به مبلغ هدف نرسیده‌ایم.

در سال 2014 لارسن در اقدامی به دنبال اهدای 7 میلیارد دلار توکن XRP به یک خیریه ناشناس بود که باعث ایجاد مناقشاتی شد. دلیل این مناقشات، اهدای بخش زیادی از توکن‌های XRP بود که موسسان ریپل آن را در اختیار داشتند.

ریپل، سومین ارز دیجیتال از نظر حجم بازار سرمایه، در حال حاظر در حدود 0.36 دلار خرید و فروش می‌شود.

منبع: coindesk

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

اوایل نوامبر ۲۰۱۸ بود که مکس کراوس (Max Krause) و تابت تولایمات (Thabet Tolaymat) مقاله‌ای را در ژورنال معتبر نیچر (Nature) درباره هزینه‌‌های انرژی مربوط به عملیات استخراج ارزهای دیجیتال منتشر کردند.

برخلاف سایر پژوهشگرانی که به هزینه‌های مربوط به استخراج ارزهای دیجیتال مبتنی بر گواه اثبات کار (Pow) پرداخته‌اند و در آن آشکارا به مخالفت با این فرایند برخاسته‌اند، مقاله مذکور رویکردی علمی را در بسیاری از بخش‌ها در پی گرفت و البته مخالفت ملایمی هم از خود نشان داد. با این وجود، در پوشش رسانه‌ای این پژوهش دقت لازم صورت نگرفت. برای نمونه، نشریه گاردین در خبر مربوط به این تحقیق اشاره نکرد که داده‌های موجود در این مقاله به هزینه انرژی به ازای هر یک دلار ماده یا ارز دیجیتال استخراج شده پرداخته است.

البته این بی‌دقتی فقط به گاردین محدود نشد و حتی برخی از رسانه‌های محبوب علمی هم با بی‌دقتی این خبر را منتشر کردند.

اما چه چیز این مقاله جالب بود؟ آیا تفاوت در هزینه انرژی به ازای هر یک دلار خروجی استخراج از معادن مختلف فلزات واقعا اهمیت دارد؟ برای درک بهتر این مقاله، آن را از و‌ب‌سایت سای‌-هاب دانلود کردم (زیرا به معنای واقعی بر این باورم که دانش باید رایگان باشد).

محتوای این پژوهش به زبان ساده

توصیه می‌کنم خودتان این مقاله را مطالعه کنید. مقاله مذکور چندان طولانی نیست و زبان پیچیده‌ای هم ندارد. به هر حال، در ادامه به بررسی خلاصه آن می‌پردازیم.

نویسندگان این تحقیق ابتدا به مفهوم گواه اثبات کار (PoW) پرداخته و به این اشاره می‌کنند که بیشتر ارزهای دیجیتالی که از الگوی گواه اثبات کار استفاده می‌کنند را می‌توان همانند یک ماده معدنی یا فلز ارزشمند مجازی دانست. آنها در ادامه به درستی به این مطلب اشاره می‌کنند که نمی‌توان این ارزهای دیجیتال را با ریپل مقایسه کرد، زیرا ریپل فاقد سازوکار توزیع‌شده اجماع بر اساس الگوی گواه اثبات کار است و در مقابل، از سازوکاری متمرکز بهره می‌برد. نویسندگان در ادامه به بررسی سازوکارهای مالی گواه اثبات سهام پرداخته و اشاره می‌کنند که مقایسه هش‌ریت بین توابع مختلف هش کار درستی نیست (یعنی همان اشتباهی که بسیاری از تحلیلگران انجام می‌دهند).

این محققان از شیوه تخمین پایین به بالا که در تحلیل‌های قبلی نیز استفاده شده بهره گرفتند و مجموع هش‌ریت شبکه بیت کوین را به هش‌ریت دستگاه‌های اسیک معمولی تقسیم کردند تا بتوانند تعداد اسیک‌های در حال کار و مقدار انرژی مورد نیاز آنها را بیابند. آنها این گونه نتیجه‌گیری کردند که در سال ۲۰۱۷، انرژی مصرف شده توسط شبکه بیت کوین تقریبا برابر با کل انرژی برق مصرف شده در آنگولا یا پاناما بوده است. این دو کشور در رتبه ۱۰۲ و ۱۰۳ در جدول مصرف برق در میان کشورهای دنیا قرار دارند. اولین اشتباه این محققان این بود که این رقم را به کل بازار ارزهای دیجیتال بسط دادند و با استفاده از سهم بازار بیت کوین، رقمی را به‌عنوان کل مصرف برق توسط ارزهای دیجیتال به دست آورند.

در این مقاله آمده است: «بازار ارزهای دیجیتال ارزشی تقریبا برابر با ۲۵۰ میلیارد دلار دارد که بیت کوین حدود ۵۰ درصد از این ارزش را تشکیل می‌دهد. اگر فرض کنیم که بیت کوین حدود ۵۰ درصد از مصرف انرژی برای استخراج ارزهای دیجیتال را در سال ۲۰۱۷ به خود اختصاص داده باشد، …». همان طور که مشخص است، فرض این محققان از اساس اشتباه بود.

واقعیت این است که بخش قابل توجهی از سهم بازار در اختیار ارزهای دیجیتال قرار دارد که از الگوی گواه اثبات کار پیروی نمی‌کنند. ریپل، استلار، آیوتا، ایاس، کاردانو، بی‌ان‌بی، نئو و تتر از جمله ارزهای دیجیتال دارای سهم بازار بزرگ هستند که فاقد الگوی گواه اثبات کار هستند. به همین دلیل، نمی‌توان مصرف انرژی توسط شبکه بیت کوین را به کل بازار تعمیم داد.

این محققان خوشبختانه، تخمین‌هایی را که پژوهشگران دیگر از مصرف انرژی شبکه بیت کوین داشته‌اند نیز در مقاله خود ذکر کرده‌اند. تفاوت معنادار بین برخی ارقام نشانگر دشواری انجام چنین تخمینی است.

حال بیایید به سراغ بخش اصلی پژوهش برویم. این محققان قصد داشتند به مقایسه مصرف انرژی ارزهای دیجیتال استخراج شده با سایر کانی‌هایی که برای استخراج نیازمند مصرف زیاد برق هستند بپردازند. به‌همین‌دلیل به مقایسه نیاز شبکه‌های بیت کوین، اتریوم، لایت‌کوین و مونرو با نیاز معادن آلومینیوم، مس، طلا، پلاتین و نیز فلزات کمیاب زمینی پرداختند. نکته مهم اینجاست که به جای پرداختن به مقدار انرژی ناخالص و نیز مجموع برای استخراج این موارد، صرفا به بررسی میزان انرژی برای استخراج مقداری با ارزش یک دلار از آنها اشاره کردند.

به این ترتیب به نمودار زیر رسیدند:

باید به این نکته هم اشاره کنیم که هزینه انرژی مورد نیاز برای استخراج موارد موجود در سمت راست نمودار (فلزات) فقط به عملیات استخراج میدانی محدود می‌شد و همه هزینه‌های مرتبط با استخراج را شامل نمی‌شد. برای نمونه، اگر بخواهیم تحلیلی جامع داشته باشیم باید مواردی نظیر هزینه‌های مربوط به آسفالت کردن جاده‌هایی که به معدن ختم می‌شود، انرژی تولید تجهیزات استخراج و غیره را هم در نظر بگیریم. در این تحقیق فقط بخشی از انرژی برق مصرفی، یعنی همان انرژی موردنیاز برای استخراج در محل معدن ذکر شده است.

نویسندگان این مقاله در گام بعدی تلاش کردند به محاسبه مقدار آلاینده‌های کربنی ناشی از استخراج هر یک از این ارزهای دیجیتال بپردازند. در گام قبل، ارقام مربوط به استفاده از انرژی برق با اطمینان بالایی از سوی این دو محقق ذکر شده بود. به‌همین‌دلیل، کافی بود حجم آلایند‌ه‌های کربنی تولید شده به ازای هر واحد انرژی الکتریکی در مقدار کل انرژی الکتریکی تولیدی ضرب شود. آنها برای این کار ابتدا از مقدار تولید آلاینده‌های کربنی کشورهای مختلف در یک بازه زمانی ۹ ساله استفاده کردند تا مقدار دی‌اکسید کربن تولیدی (بر جسب کیلوگرم) را به ازای هر سکه استخراج شده بیابند.

بر اساس داده‌های موجود در این نمودار، استخراج هر یک بیت کوین با انرژی تأمین شده از شبکه برق هند (که برای تولید انرژی به شدت به سوخت‌های فسیلی وابسته است) به ایجاد ۶۴۰۰ کیلوگرم دی‌اکسیدکربن می‌انجامد. در مقابل، استخراج بیت کوین در کانادا به تولید ۱۳۰۰ کیلوگرم دی‌اکسیدکربن منجر می‌شود. با اینکه وضعیت کانادا بهتر است، اما آن قدرها هم عالی نیست! اما چرا این دو کشور از بالا و پایین این نمودار انتخاب شدند؟ در این مقاله آمده است: «از آنجا که تعیین موقعیت مکانی هر ماینر امکان‌پذیر نیست، تخمین میزان آلاینده‌های تولیدی تا حد زیادی باید به‌صورت تخمینی صورت گیرد. به‌همین‌دلیل، ارقام مربوط به دو کشور بالای و پایین این جدول (به ترتیب، هند و کانادا) مورد استفاده قرار گرفت تا کران بالا و کران پایین این بازه مشخص شود.»

به‌همین‌دلیل، تعیین مقدار دی‌اکسیدکربن تولید شده به‌خاطر مصرف انرژی دستگاه‌های ماینینگ تا حد زیادی بر مبنای حدس صورت گرفته است و اعداد واقعی احتمالا جایی بین این دو مقدار بیشینه و کمینه جای دارند. این نمودار یک چیز عجیب در خود داشت و آن هم اینکه رویکردی بسیار سلیقه‌ای را در پیش گرفته و ارزش هر ارز دیجیتال را بر اساس ارزش هر واحد آن محاسبه کرده است. دلیل اینکه فرآیند استخراج لایت کوین آلایندگی کمتری دارد این است که قیمت هر سکه لایت‌‌ کوین کمتر از برخی دیگر از ارزهای دیجیتال دیگر است! این رویکرد آماری درست نیست و در عوض، باید میزان آلایندگی تولیدی به ازای هر یک دلار از هر ارز دیجیتال مورد ارزیابی قرار می‌گرفت.

این محققان با تخمین میزان بیت کوین استخراجی بین سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ این گونه نتیجه‌گیری کردند که استخراج این ارز دیجیتال عامل تولید بین ۳ تا ۱۵ میلیون تون دی‌اکسیدکربن بوده است. فرض کنید که این میزان به ازای هر سال برابر با ۱۰ میلیون تن دی‌اکسیدکربن بوده است. یک آمار معتبر نشان می‌دهد که ایالات متحده هر سال ۵۳۱۱ تن دی‌اکسیدکربن تولید می‌کند. بر اساس این تحقیق، استخراج بیت کوین عامل 0.19 درصد از کل آلاینده‌های تولیدی در ایالات متحده یعنی حدود یک پانصدم آن است.

البته نویسندگان این مقاله اعلام کردند که از نادقیق بودن این مقدار کلی آگاه هستند و می‌دانند که ماهیت استخراج بیت کوین به گونه‌ای است که برخی مناطق جهان به برخی دیگر برای این کار ارجحیت دارند. در مقاله آمده است: «برخی از عملیات‌های صنعتی از چین به کانادا منتقل می‌شود و دلیل آن بهره‌گیری از امتیاز برق ارزان‌تر و پاک‌تر در کانادا است.»

جالب اینجاست که این نویسندگان یکی از دیدگاه‌های غالب در میان فعالان صنعت استخراج ارزهای دیجیتال را نیز منعکس کردند که با وجود هزینه‌های بالای الگوی گواه اثبات کار، این شیوه می‌تواند از نظر سازوکار اجتماعی خود سودمند باشد. در مقاله آمده است: «استخراج ارزهای دیجیتال در کشورهای مختلف با هدف سود شخصی صورت می‌گیرد، اما این امر می‌تواند به صورت بالقوه برای جامعه نیز سودمند باشد.»

به‌این‌ترتیب با پژوهشی روبرو هستیم که اعدادی را نقل می‌کند و در عین حال، پیامی ناهمراستا با این ارقام را منتقل می‌کند. این پژوهش می‌گوید با اینکه مصرف انرژی توسط فرآیند استخراج ارزهای دیجیتال بالاست، با استفاده از منابع پاک و غیرفسیلی می‌تواند از اثرات منفی آن کاست.

مشکلات روش‌شناختی پژوهش

اگر به مشکلاتی که در بخش روش‌شناختی این مقاله اشاره نکنم، تحلیل‌مان ناقص باقی می‌ماند. پیش از هر چیزی از این محققان برای انتشار داده‌هایشان تشکر می‌کنم. با کمک این داده‌ها، بررسی پژوهش با دشواری کمتری صورت می‌گیرد.

چند مشکل آشکار در شیوه اجرای این پژوهش وجود دارد. یکی از آنها که پیش از این نیز اشاره کردم این است که نویسندگان مقاله، به شکلی نادرست به بررسی میزان تقاضای انرژی شبکه بیت کوین و تعمیم آن به بازار ارزهای دیجیتال بر اساس قیمت آن دست زدند. این شیوه غلط است.

ایراد دوم این است که به داده‌های مربوط به کارمزد دریافتی توسط ماینرها برای انجام تراکنش در این پژوهش هیچ اشاره‌ای نشده است. نویسندگان مقاله صرفا عدد مربوط به سکه‌های تازه استخراج شده را به عنوان تنها منبع درآمد ماینرها در نظر گرفتند. با اینکه این شیوه می‌تواند به پاسخی تخمینی بیانجامد، اما هزینه کارمزد در شبکه بیت کوین (و تا حد کمتری در اتریوم) مبلغ قابل‌توجهی است.

کارمزد تأیید تراکنش بیش از ۱ درصد از مجموع درآمد ماینرها را تشکیل می‌داد و البته در سال ۲۰۱۷ به بین ۲۰ تا ۳۰ درصد درآمد آنها رسید. در نظر گرفتن درآمد ماینرها از طریق دریافت کارمزد سبب می‌شود رقم مربوط به مقدار کل آلاینده‌های کربنی در استخراج بیت کوین کاهش یابد.

گفتیم که نویسندگان فقط تعداد سکه‌های جدید ایجاد شده را در نظر گرفتند که البته اقدامی درست بود. خوشحالم که از شیوه ساده‌انگارانه محاسبه (پاداش بلوک ضرب در بازه زمانی ایجاد بلوک) استفاده نشده است. متاسفانه برخی از پژوهشگران چنین اشتباهی را مرتکب می‌شوند. واقعیت این است که ایجاد بیت کوین جدید، تقریبا در بازه زمانی کوتاه‌تری نسبت به زمان ایده‌آل مطرح‌شده صورت می‌گیرد، زیرا همواره با حضور توان پردازشی جدید در شبکه روبرو هستیم و اینکه توان پردازشی به ازای هر ۲۰۱۶ بلوک یک بار دوباره تنظیم می‌شود.

یکی دیگر از مواردی که در این پژوهش به آن بی‌اعتنایی شده، مصرف انرژی مورد نیاز برای تهویه و سرمایش تجهیزات استخراج است. به‌نظر می‌رسد که این فرآیند به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند استخراج تبدیل شده و لازم است به آن نیز توجه شود.

اما مهم‌ترین انتقادی که به این مقاله دارم، به ارقام مربوط به انرژی مربوط می‌شود. نویسندگان این مقاله از یک شیوه پایین به بالا برای محاسبه میزان مصرف برق استفاده کردند که سبب می‌شود جواب پیدا شده دقیق‌تر باشد. اما در محاسبه میزان آلاینده‌های کربنی تولید شده، از یک شیوه نامناسب بالا به پایین بهره گرفتند. بر اساس این شیوه، برق مورد استفاده در فرآیند ماینینگ در کشورهای کانادا، ژاپن، کره، ایالات متحده، چین، استرالیا و هند حاصل از میانگینی از منابع مختلف است.

اما این با واقعیت‌ها همخوانی ندارد. نمی‌توان گفت که برق مصرفی برای فرآیند استخراج بیت کوین الگویی یکنواخت دارد. ماینرها در سراسر دنیا به دنبال برق ارزان هستند. به‌همین‌دلیل، در بیشتر نقاط دنیا، انرژی تولیدی از منابع برق-آبی اصلی‌ترین منبع برای استخراج بیت کوین هستند و استان سیچوان چین، بخش‌هایی از نیویورک، شمال‌غرب اقیانوس آرام و نیز کبک (در کانادا) این منابع برق-آبی استفاده می‌شود. همچنین بخش قابل‌توجهی از استخراج بیت کوین در ایسلند از طریق انرژی زمین‌گرمایی و نیز منابع برق-آبی صورت می‌گیرد.

گرایش کارآفرینان به استفاده از منابع عجیب و بلااستفاده انرژی به‌منظور تأمین برق استخراج بیت کوین روندی رو به شتاب است. برای نمونه، چندین شرکت اکنون تلاش می‌کنند با استفاده از متانِ مازاد که از چاه‌های نفت خارج می‌شود، برای استخراج بیت کوین برق به دست آورند. گفتنی است که در صورت عدم استفاده از این متان خروجی از چاه‌های نفت، این گاز هدر می‌رود. تردیدی نیست که سوزاندن متان برای تولید برق موجب آلایندگی می‌شود، اما وارد شدن این متان به صورت مستقیم به هوا نیز برای لایه ازون خطرناک است. البته راه‌های دیگری نیز وجود دارد که ماینرهای بیت کوین می‌توانند از منابع بلااستفاده موجود برای تولید برق استفاده کنند.

البته من هیچ آماری از ترکیب واقعی منابع تولید برق برای استخراج بیت کوین ندارم و هیچ‌کس دیگری نیز چنین آماری ندارد. اما استفاده از الگوی بالا به پایین تخمین در اینجا نمی‌تواند چندان سودمند باشد. بیت کوین ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد و انرژی زیادی را مصرف می‌کند. شنیده‌ام برخی از صاحبان مزارع استخراج بیت کوین در چین، دستگاه‌های خود را به‌صورت فصلی به نقاط مختلف این کشور می‌برند تا بتوانند از انرژی ارزان برق-آبی و نیز انرژی بادی در مناطق مختلف استفاده کنند.

همچنین مزارعی برای تولید انرژی بادی در مراکش در حال ساخت است که انرژی مازاد خود را به دستگاه‌های استخراج بیت کوین می‌دهد. سال‌ها بود که ماینرهای بیت کوین، برق مورد نیاز خود را به‌صورت غیرقانونی از منابع برق-آبی این کشور تأمین می‌کردند. جالب اینجاست که درصورتی‌که این انرژی صرف استخراج بیت کوین نمی‌شد، در شبکه هدر می‌رفت. برنامه‌ریزی برای تغییر کاربری یک معدن آلومینیوم در نیویورک (که با انرژی برق-آبی کار می‌کرد) برای استخراج بیت کوین که در حال اجراست را می‌توان نمونه دیگری از این موارد دانست.

فقط یک تحلیل پایین به بالاست که نه‌تنها می‌تواند برایمان سودمند باشد، بلکه منتقدان و طرفداران را به یک اندازه متقاعد می‌کند. برای چنین رویکردی باید داده‌هایی واقعی را از تک تک ماینرها به دست آورد. داده‌های به دست آمده از الگوی بالا به پایین با وجود اینکه می‌توانند جذاب باشند، فاصله زیادی با واقعیت خواهند داشت.

دیدگاه کلی درباره مقاله

در کل به این نتیجه رسیدم که تحقیق صورت گرفته بسیار جذاب است. تردید نیست که انتقادهایی نسبت به برخی از محققان و یا بلاگرهای غیرحرفه‌ای که بیت کوین و گواه اثبات کار را غرض‌ورزانه هدف قرار می‌دهند دارم. اما نویسندگان این مقاله با نیت درست درباره این موضوع بحث کردند و از بهترین داده‌های ممکن استفاده کردند.

بااین‌حال، رویکرد رسانه‌ها در انعکاس این پژوهش به هیچ وجه صحیح نبود. مطلبی که وب‌سایت فیوچریسم منتشر کرد، بر اساس درک نادرستی از مقاله و عملکرد فرآیندهای صنعتی  نگاشته شده است. درست است که انرژی مصرف شده به ازای هر دلار بیت کوین بیشتر از مقدار مشابه برای طلاست، اما نمی‌توان از این مساله، کارآمدی یا ناکارآمدی یکی از آنها را نتیجه‌گیری کرد. این تفاوت در ارقام فقط نشانگر آن است که هزینه استخراج بیت کوین بیشتر از هزینه مشابه برای طلاست. برق در سراسر دنیا از منابع مختلفی به دست می‌آید و معادن استخراج نیز به شکل یکنواخت در دنیا توزیع نشده است. به‌همین‌دلیل نمی‌تواند از برقی که برای استخراج طلا استفاده می‌شود، برای استخراج بیت کوین بهره گرفت.

اما مقاله گاردین در نوع خود بسیار عجیب و خنده‌دار بود!

این نشریه، پرمصرف‌ترین مورد یعنی استخراج آلومنیوم را از نمودار حذف کرد. برای تولید هر یک دلار آلومینیوم نیاز به ۱۱۰ مگاژول انرژی است که مقدار بسیار بالایی به شمار می‌رود.

نکته: استخراج بوکسیت یا همان سنگ آلومنیوم پرهزینه نیست. آنچه هزینه بالایی دارد، مرحله‌ای به نام ذوب آلومینیوم است که امکان جداسازی این فلز از بوکسیت را فراهم می‌کند. برای همین، شاید واقعا نتوان گفت که استخراج آلومینیوم انرژی زیادی می‌برد.

پوشش رسانه‌ای این پژوهش حیرت‌آور بود! نویسندگان در مطالعه خود ثابت کردند که نسبت هزینه‌های عملیاتی به هزینه‌های سرمایه‌ای استخراج بیت کوین بالاتر از نسبت مشابه در سایر مواد استخراجی (به استثنای آلومینیوم) است. داده‌ها را در جدول زیر مشاهده می‌کنید:

بر اساس این نمودار، اگر هزینه برق ۴ سنت به ازای هر کیلووات ساعت باشد، می‌توان بیت کوین به ارزش یک دلار را با هزینه ۲۱ سنت استخراج کرد که البته امیدبخش است. اما هزینه استخراج فقط به این هزینه خلاصه نمی‌شود و شامل هزینه‌های دیگری نظیر خرید سخت‌افزار، نیروی انسانی برای مراقبت، تجهیزات سرمایش، ایجاد سازه برای حفاظت از دستگاه‌ها و غیره هم می‌شود. از آنجاکه عملیات استخراج بیت کوین این روزها سود اندکی دارد، می‌توان گفت که سایر هزینه‌ها به امور دیگر (اشاره شده در بالا) اختصاص دارد. با فرض اینکه هر بیت کوین با هزینه ۵ کیلووات ساعت استخراج می‌شود، به رقم ۱ به ۳ برای نسبت هزینه‌های سرمایه‌ای به هزینه‌های اجرایی(عملیاتی) می‌رسیم. این محاسبه با چیزهایی که از ماینرها شنیده‌ام هم سازگاری دارد.

اطلاعات عرضه‌شده در این تحقیق جذابیت زیادی دارد، اما چیز زیادی به ما درباره میزان پایداری منابع مورد استفاده برای تأمین برق استخراج بیت کوین نمی‌گوید. آنچه واقعا اهمیت دارد آگاهی از ترکیب منابع مورد استفاده برای تأمین انرژی عملیات استخراج بیت کوین است که متاسفانه این مقاله ارقام درستی را در این زمینه ارائه نمی‌دهد.

یک نکته درباره آلومینیوم

آلومینیوم ماجرای جالبی دارد. تبدیل بوکسیت به آلومینیوم خالص فرآیندی پرهزینه و نیازمند انرژی زیادی است. ایسلند برای مدتی از طریق تولید آلومینیوم خالص، برق خود را به صورت غیرمستقیم و در قالب این فلز به چین صادر می‌کرد. بخش زیادی از هزینه تولید یک کیلوگرم آلومینیوم به خاطر برق مصرفی برای خالص‌سازی این فلز است. به همین دلیل، صنایع تبدیل بوکسیت به آلومینیوم معمولا در مناطقی که برق ارزان وجود دارد، مستقر هستند. به‌نظر می‌رسد که بیت کوین نیز چنین روندی را طی خواهد کرد.

همچنین از آنجاکه بیت کوین (بر خلاف آلومینیوم) نیاز به تجهیزات سنگین، زمین وسیع و حمل‌ونقل آنچنانی ندارد، هیچ تعجبی ندارد که سهم بزرگی از هزینه استخراج بیت کوین فقط به برق آن اختصاص دارد. دستگاه‌های اسیک به وفور در بازار یافت می‌شوند و هزینه‌ برق استخراج بیت کوین نیز به صورت متناسب با سایر هزینه‌ها (اعم از سخت‌افزار، نیروی انسانی و …) افزایش می‌یابد.

نکته مهم این است که اگر چیزی در بازار آزاد ۱ دلار قیمت داشته باشد و مانعی برای ورود بازیگران دیگر به آن نباشد، حصولش نیز حدود ۱ دلار هزینه‌ خواهد داشت. بیت کوین بازاری کاملا آزاد دارد و برای حضور در آن فقط نیاز به برق و یک دستگاه اسیک دارید. به‌همین‌دلیل، حاشیه سود در آن بسیار پایین است. با اینکه کانی‌ها تقریبا وضعیت مشابهی دارند، اما فرآیندهای پیچیده صنعتی (که هر کسی نمی‌تواند به آنها دسترسی داشته باشد) سبب می‌شود حاشیه سود بیشتری داشته باشند. اما اساس کار هر دو مشابه است. از هر ۱ دلار که صرف استخراج می‌شود، بخشی برای برق و بخشی برای سایر هزینه‌ها خواهد بود. برخلاف سایر کانی‌های مورد اشاره، بیت کوین بیشتر به برق وابسته است، زیرا فرآیندش بیشتر محاسباتی و مبتنی بر تبدیل هش به ارزش است.

با در نظر گرفتن هزینه ۵ سنتی به ازای هر کیلووات ساعت برق، می‌توان گفت که یک چهارم هزینه ماینرهای بیت کوین صرف هزینه برق می‌شود. آیا این هزینه بالاست؟ اگر با فرآیند استخراج طلا مقایسه کنیم، بله. اما در مقایسه با فرآیند استخراج آلومینیوم، خیر!

نتیجه اینکه با وجود محاسبات خوب در برخی قسمت‌ها، بخش مربوط به تخمین‌ها و ارقام تولید آلاینده‌های کربنی چندان جالب و متقاعدکننده نبود، زیرا از تحلیل غیردقیق بالا به پایین در آن استفاده شده است. خیلی دوست دارم تحلیلی پایین به بالا درباره منابع انرژی ماینرها ارائه شود که بی‌تردید تحلیلی ارزشمند خواهد بود و ما را از شر تخمین‌های نادرست رها می‌سازد. در کل، پیش از خواندن مقالات در این زمینه، باید همه شرایط را در نظر بگیریم و تا حد امکان به سراغ منابع درست برای دستیابی به اطلاعات دقیق برویم.

منبع: medium

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال
  • ۰
  • ۰

کوین‌بیس پرو (Coinbase Pro)، سرویس حرفه‌ای خرید و فروش ارزهای دیجیتال و ارائه‌دهنده خدمات کیف پول از سوی صرافی آمریکایی کوین‌بیس، پشتیبانی از ایاس (EOS)، آگر (REP) و مِیکر (MKR) را به خدمات خود افزود. این خبر در روز 8 آوریل در یک پست وبلاگ اعلام شد.

در این پست آمده است که این پلتفرم در حال حاضر انتقال درون پلتفرمی ایاس، آگر و میکر را می‌پذیرد و حداقل 12 ساعت پیش از فعال شدن معاملات، امکان سپرده‌گذاری را فعال خواهد کرد. خرید و فروش بر اساس سفارشات در صورت وجود نقدینگی کافی در دسترس خواهد بود.

این شرکت یادآور شد که کوین‌بیس پرو از ایاس و آگر در تمام قلمرو فعالیت خود به جز ایالت نیویورک پشتیبانی خواهد کرد، در حالی که میکر در تمام حوزه‌های پشتیبانی شده خارج از ایالات متحده در دسترس خواهد بود.

شبکه ایاس از توسعه برنامه‌های غیرمتمرکز (DApp) پشتیبانی می‌کند و از نظر بسیاری از کاربران به عنوان رقیبی سرسخت برای شبکه اتریوم شناخته می‌شود. بر اساس گزارش‌های اخیر، به دلیل تمایل و استفاده توسعه‌دهندگان از شبکه ایاس، توکن آن در حال در دست گرفتن بازار است.

توکن آگر که به اختصار REP نامیده می‌شود، ارز دیجیتال متن باز و پلتفرم پیش‌بینی غیر متمرکز بازار آگر است. REP برای گزارش‌دهی و بحث درباره‌ی رویدادهای بازارهای پیش‌بینی شده‌ی آنلاین طراحی شده است. در زمان نگارش این گزارش، REP با ارزشی در حدود 21.68 دلار در حال معامله است و افزایش یک درصدی را در یک روز به دست آورده است.

توکن میکر MKR، که توسط اتریوم پشتیبانی می‌شود، خود را به عنوان یک توکن کاربردپذیر و راهبردی و منبع سرمایه‌ساز سیستم میکر توصیف می‌کند. MKR در لیست کوین‌مارکت‌کپ در رده 19ام قرار دارد و در حدود 713.40 دلار خرید و فروش می‌شود. این ارز طی 24 ساعت گذشته 7.18 درصد از ارزش خود را از دست داده است.

کوین‌بیس پرو همچنین به تازگی پشتیبانی از ریپل (XRP) و استلار لومنز (XLM) را به خدمات خود افزوده بود و در ادامه پشتیبانی از ارزهای دیجیتال فوق را به سرویس خرده‌فروشی کوین‌بیس یعنی پلتفرم اصلی آن Coinbase.com و برنامه گوشی کوین‌بیس برای اندروید و iOS اضافه کرد.

در اوایل ماه آوریل، کوین‌بیس به یک سرویس پرداخت بین‌المللی تبدیل شد. در حال حاضر مشتریان این صرافی می‌توانند با استفاده از XRP و ارز باثبات این صرافی USDCoin به هر کاربر با حساب کاربری کوین‌بیس در سراسر جهان بدون کارمزد، سرمایه انتقال دهند. این توسعه به کاربران امکان ارسال و دریافت فوری پول و تبدیل آن به ارز محلی را می‌دهد.

 منبع: cointelegraph

برچسب ها

۰

  • ارز دیجیتال